علیرضا افتخاری به یاد رضا سقایی، لری خواند!

خرم‌آباد، افتخار میزبانی افتخاری و اولین اجرای گروه ارکستر ملی ایران در کشور را پیدا کرد.

به گزارش پایگاه خبری یافته، پنجشنبه 19 اسفندماه 1395 کنسرت گروه ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و با صدای علیرضا افتخاری در سالن خانه کشتی خرم‌آباد برگزار شد.

در حاشیه:
* گروه ارکستر ملی شامل 65 نوازنده و 10 نفر عوامل صدا، چهارشنبه‌شب با 3 دستگاه اتوبوس وارد خرم‌آباد شده و در هتل سالیز مستقر شدند.
* اگر چه ساعت شروع کنسرت 19 روی بلیت‌ها قید شده بود ولی امین ساکی به عنوان مجری آغازگر مراسم از ساعت 19:45 روی سن رفت و به حضار و گروه ارکستر ملی خیرمقدم گفت.
* سپس حجت‌الاسلام حمیدرضا حنان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان با اشاره به استقبال خوب مردم خرم‌آباد از کنسرت‌ها و عملکرد فوق‌العاده انجمن موسیقی لرستان، بیان کرد که لرستان اولین استانی است که ارکستر ملی آنجا کنسرت برگزار می‌کند.
* مسعود رایگان و وحید موسائیان هنرپیشه و کارگردان خرم‌آبادی، مهمان ویژه کنسرت بودند. وحید موسائیان برادر ماهور موسائیان همسر استاد فریدون شهبازیان نیز هست.
* نوازندگان زن ارکستر ملی با سرپوش گلونی به وارد شدند و شهبازیان گفت که به افتخار و احترام شما (لرستانی‌ها) امشب گلونی به سر دارند.
وی همچنین اشاره داشت که امروز سالروز تولد مرحوم نسرین جافری شاعر لرستانی است که سال قبل بدرود حیات گفت و اجرای امروز را به روح وی تقدیم کرد. مرحوم نسرین جافری مادر همسر استاد شهبازیان بود.
* اکثر نوازندگان ارکستر ملی، جوان بوده و زیر 30 سال سن داشتند. آندیا شهبازیان دختر استاد فریدون شهبازیان نیز جزو نوازندگان ویلن دو بود.
* سازهای مورد استفاده ارکستر شامل: ویلن مک، ویلن دو، آلتو، ویلنسل، کنترباس، فلوت، ابوا، کلارینت، فاگوت، تار، سنتور، نی و سازهای کوبه‌ای بود.
* 45 دقیقه از سانس اول کنسرت گذشته بود که هوشنگ بازوند استاندار لرستان نیز همراه معاونانش وارد سالن شد و در ردیف اول قرار گرفت. اسد عبدالهی فرماندار خرم‌آباد از ابتدا در سالن حضور داشت.
* فرج علی پور، فضل‌الله صفاری و بسیاری دیگر از هنرمندان لرستانی نیز در سالن حضور داشتند. استاد علی پور در بخشی از برنامه، دسته‌گلی به استاد افتخاری اهدا کرد.
* از ظرفیت 2 هزار و 500 نفر سالن با احتساب جایگاه ویژه (صندلی‌های وسط محوطه سالن)، حدود هزار و 700 صندلی پر شده بود. این عدم استقبال حداکثری احتمالا به دلیل مصادف شدن زمان کنسرت با ایام پایان سال بود.
* گاهی سکوت لازم توسط حضور در سالن برقرار نمی‌شد و بخصوص صدای کودکان و گریه آن‌ها، سکوت سالن را بر هم می‌زد. همین موضوع باعث شد شهبازیان یک‌بار جهت لزوم رعایت سکوت برای تمرکز گروه تذکر دهد. انتظار می‌رود در کنسرت‌های بعد کودکان را همراه نیاوریم و سکوت لازم را رعایت نماییم.
* استاد افتخاری در بخش پایانی یاد استاد رضا سقایی حنجره فاخر قوم لر را گرامی داشت و اشاره کرد که مرحوم سقایی برای سربلندی موسیقی لری، رنج فراوان کشید به همین خاطر، آخرین قطعه را به یاد رضا سقایی به یکی از آثار او اختصاص داد و لری خواند. البته به دلیل ناآشنایی ایشان با گویش لری، برخی کلامت صحیح تلفظ نمی‌شد که ایشان قبل از اجرا اشاره کرد فرصتی برای تمرین آن نداشته است.
* ارکستر ملی ایران 4 قطعه موسیقی از آلبوم نیلوفرانه و 5 قطعه موسیقی از مجموعه شور عشق را در خرم‌آباد اجرا کرد.
* کنسرت ساعت 21:35 خاتمه یافت.
* گفته می‌شود برای هر شب اجرا، مبلغ 3 تا 5 میلیون تومان از انجمن موسیقی لرستان اخذ می‌شود!

رضا جایدری/ یافته





ماجرای مرگ يك هنرمند و نجات معجزه‌آساي يك هنرمند ديگر لرستاني

استاد پیرولی کریمی فرزند بارانی سال 1303 در منطقه ده‌پیر خرم‌آباد متولد شد و در نوجوانی زیر نظیر اساتیدی چون همت‌علی سالم به نواختن کمانچه روی آورد و از خوانندگان و نوازندگان مطرح خرم‌آباد در دهه 30 شد

روز 17 اردیبهشت 1340 در حادثه‌ای و بر اثر یک سوتفاهم، مرحوم قوچ‌علی راج از دیگر نوازندگان شهیر کمانچه لرستان با تفنگ به سمت مرحوم پیرولی شلیک کرد که باعث اصابت گلوله به وی و نیز به یدالله مطرب شد و هر دو نفر کشته شدند

مرحوم پیرولی به بهداری منتقل شد و توسط دکتر محجوبی مورد عمل جراحی قرار گرفت.

عکس زير یک روز پس از آن حادثه است و به گفته آقای باقر درافشان، مرحوم پیرولی که قطعات موسیقی ناتمامی داشت در این لحظات هنگامی که دکتر محجوبی مچ دست او را گرفت تا نبضش را بگیرد، او نیز دست دکتر را محکم فشرد و با صدایي نحیف گفت: دکتر هر چه بخواهی به تو می‌دهم، نگذار بمیرم

متاسفانه با وجود تلاش‌های دکتر محجوبی، روز 21 اردیبهشت 1340 پیرولی درگذشت

پیکرش را حدود 70 متر بالاتر از گنبد خضر دفن کردند، جایی که بعدها مرحوم علی‌رضا حسینخانی نیز در این بخش آرامستان خضر به خاک سپرده شد

آقای باقر درافشان سال 1387 با مرحوم قوچ‌علی راج مصاحبه ای یک ساعته داشت که از این گفتگو توسط آقاي مهرداد زرين‌جويي كارمند ميراث فرهنگي لرستان فیلمبرداری شد

 

مشروح واقعه و گفته‌های مرحوم راج (دایی ناتنی استاد فرج علی‌پور) در خصوص آن واقعه به این شرح است:

بین من و مرحوم پیرولی را عده‌ای نامرد بر هم زدند و با آوردن و بردن حرف، آتش دشمنی را شعله‌ور کردند

روزی (17 اردیبهشت 1340) یکی از اهالی شهر به من گفت چه نشستی که پیرولی قصد کشتنت دارد و مقدمات آن را هم فراهم کرده و گفته پول خونش را هم آماده کرده‌ام!

من (قوچ‌علی) نیز که راستش اندکی ترسیده بودم، تفنگ برداشتم و از راه پشت بام منزل در پشت بازار به سمت منزل پیرولی رفتم و دیدم که وی بخش زیادی از اساس منزلش را وسط حیاط ریخته و دارد بقیه را هم جمع می‌کند تا از آن‌جا برود؛ به همین دلیل بیشتر شک کردم که نکند تهدید او راست باشد. یدی (یدالله) که مشغول کمک به مرحوم پیرولی بود مرا دیده بود و به او اطلاع داد.

راج در ادامه گفت: در این لحظه، یدی که ترکه‌ای در دست داشت از پشت سر به من نزدیک شد و من که سایه او را دیدم برگشتم و از ترس دستپاچه به سرش شلیک کردم.

با فریادهای یدی که زخمی شده بود، پیرولی به سرعت به سمت یخ‌دان قدیمی خانه‌اش رفت تا اسلحه بردارد و من که بیشتر ترسیده بودم، به داخل حیاط و سمت او رفتم و وقتی قصد داشت اسلحه بردارد، دستش را نشانه گرفتم اما گلوله از كنار دستش رد شد و به زیر شکمش اصابت کرد و نقش بر زمین شد؛ من هم که خیلی ترسیده بودم به سرعت فرار کردم.

وی ادامه ماجرا را این طور در فیلم بیان می‌کند: پس از فرار مدتی در چاله های اطراف شهر و بعد به قبرستان خضر رفته و درون یک لحد (به لري: لحك) مخفی شدم. بین راه به یکی از نزدیکانم گفتم که کجا می‌روم. چند روز داخل آن لحک بودم و آن شخص شب‌ها برایم اندکی آب و غذا می آورد و روزی که پیرولی را برای دفن آوردند، او را دقیقا در قبری نزدیک مخفی‌گاه من به خاک سپردند.

قوچ‌علی راج افزود: در مراسم خاکسپاری تهدیدهای دوستان و اطرافیان پیرولی را براي تقاص شنیدم. پس از آن تا تاریکی هوا آن‌جا ماندم و وقتی قصد داشتم از مسیر کوچه‌باغ خضر به آب چم‌چقل بزنم، دو چوپان مرا دیدند و فریاد زدند که این همان ضارب است؛ به ناچار با آن‌ها درگیر شدم که یکی از آن‌ها فرار کرد و دیگری را همان‌جا بستم و به آب زدم و به منزل یکی از آشنایان در خیرآباد رفتم. چون چند روز داخل لحد بودم، بدنم به شدت بو می‌داد. پس از استحمام، ساعت 4 صبح از مسیر چمشک، گچ‌گچان و شهبازان ابتدا به اندیمشک رفتم و پس از مدتی به خرمشهر و از آن‌جا هم تهران رفتم.

وی ادامه داد: در تهران یک استوار همشهری خودمان را دیدم و او که ماجرای مرا می‌دانست به من گفت از این‌جا تکان نخور تا بروم و جایی امن برایت پیدا کنم اما لحظاتی بعد با تعدادی مامور برگشت و مرا دستگیر کردند!

پس از برگزاری دادگاه با پادرمیانی شماری از خرم‌آبادی ها مثل مرحوم علی امین (کارمند ثبت احوال) و حاج محمدعلی جایدری، بالاخره با پرداخت دیه، رضایت و عمر دوباره گرفتم در حالی که از آن اتفاق ناخواسته بسیار متاثر بودم به ناچار خرم‌آباد را ترک کرده و ساکن اندیمشک شدم.

وی به نکته جالبی اشاره می‌کند: در بخشی از اندیمشک به یاد محله پشت‌بازار خرم‌آباد، محله‌ای به نام پشت‌بازار ایجاد کردم!

قابل ذكر است مرحوم "قوچعلی راج" 2 دی 1392 به سن 87 سالگی درگذشت و در اندیمشک به خاک سپرده شد.

 

18 اردیبهشت 1340  بهداری خرم‌آباد

استاد پیرولی کریمی 3 روز قبل از مرگ روی تخت بهداری

🔴 از راست:

1. ابوالفتحی (پرستار بهداری)

2. دکتر مصطفی محجوبی (جراح/ که اکنون در تهران روزگار می‌گذراند و سال 1356 مدتی سرپرست دانشگاه لرستان تازه‌تاسیس بود)

3. علی کریمی (ایستاده/ برادر مرحوم پیرولی که سال 1357 درگذشت)

4. سیدمحمود موسوی‌نژاد (خبرنگار/ اکنون ساکن لواسان تهران است)

  اسامي فوت شده‌هاي خرم‌آباد لرستان در بهمن‌ماه 1395

صيدمحمد عزيزي فرزند مرادعلي
حسين‌قلي نجف‌علي‌حسنوند فرزند محمدكاظم- قبرستان فلك‌الدين
كبري عباسي‌پور فرزند ولي‌الله
بماني خداكرمي فرزند نادعلي
شكرالله قيطوري
فاطمه فريدوني فرزند سلطان‌مراد- قبرستان روستاي قلعه ‌سنگي (بردي)
بزرگ حيدري‌چگني فرزند يادگار- قبرستان سراب دوره
مينا برگ‌گل فرزند ملك‌علي – همسر موسوي
گودرز زردال - قبرستان فلك‌الدين
فخرالدين نوركرمي فرزند غلام
صيدكريم باراني بيرانوند فرزند صيداحمد
نازبانو مرادي فرزند علي‌مراد
سليمان‌ ميرزايي‌فر فرزند عبدي
آرمين كرمي- قبرستان ميان‌گلال
ميلاد كرمي- قبرستان ميان‌گلال
مجتبي كرمي- قبرستان ميان‌گلال
اكبر كرمي- قبرستان ميان‌گلال
ماما چيدان فرزند شفيع (خواهر حاج نصرالله چيدان مداح اهل بيت و همسر زيويار)
داربلوط حاصلي‌نژاد فرزند پيرمراد- قبرستان سراب‌ياس
باون‌علي زهتاب از طايفه كر بيرانوند- قبرستان سراب‌ياس
محمد پاپي فرزند عبدالعلي
گل‌آفتاب بيرانوند فرزند محمد
قاسم سكوند فرزند ولي
نازطلا محمدزاده – قبرستان فلك‌الدين
صفر لطيفي
حجت نصرالهي
سعيد عزيزي فرزند كاظم
سيد نورالله رحمتيان‌تشكن فرزند سيف‌الله
علي‌محمد سرشار فرزند شيرعالي از طايفه دلفان
مجيد رجبي فرزند شاه‌رضاداريوش كوليوند فرزند علي‌ضفر
علي‌احمد ياريان فرزند حسن‌بك– قبرستان فلك‌الدين
ربابه پراش (همسر مرحوم نبي قاسمي)
رضا كوشكي فرزند ماشاء‌الله
ملك‌رضا نجم‌سهيلي فرزند عيسي
اميررضا درويشي‌پور فرزند علي
قدم‌خير رستمي‌ثاني فرزند طاهر (همسر مرحوم حميد كاكاوندي)
خديجه رحيمي فرزند خسرو
نصير بهاروند فرزند علي- قبرستان سراب‌ياس
فاطمه طاهری فرزند اسماعیل

ماه‌پری اسدالهی فرزند محمد

کبری عباسی‌پور فرزند ولی‌الله

حسین‌قلی نجفی‌حسنوند فرزند محمدکاظم

صید‌محمد عزیزی فرزند مرادعلی

کرم‌الله ستایش فرزند محمدعلی

صدیقه‌خانم ملکشاهیان فرزند رضا‌علی

امیر ساکی فرزند احمدعلی

تاجی مالت فرزند مراد

گل‌میرزا بیرانوند فرزند شیخ‌مراد

محترم ترک فرزند علی‌جعفر

فرخ‌لقا حبیبی فرزند شکرالله

علی‌محمد میرچگنی فرزند محمد

زرین ساکی فرزند رحیم

صید نازار علی‌پورتمیله فرزند علی‌اکبر

علی امیری فرزند نور‌خدا

مریم میرزاوند فرزند موسی

زبیده رشیدی فرزند علی‌حیدر

هوایی کیماسیان فرزند صید‌عباس

کوکب یعقوب‌پور فرزند غافل

صدتومانی برفی‌زاده فرزند علی‌حسین

علی‌رضا کرمی‌دولتشاه فرزند علی‌اصغر

تقی مرادیان‌مطلق فرزند صید‌احمد

احسان آزادبخت فرزند شاپور

شاهزاده عادلی‌نژاد فرزند رحمان

امید‌رضا رحمتی فرزند امید‌علی

شیرزاد احمدی فرزند کلی‌علی

زیور عموزاده فرزند شیروانی

عباس سپه‌وند فرزند اجاق‌علی

پيرولي محمدي‌چگني فرزند ولي (پدر: بهروز و حجت محمدي)
سيدرستم موسوي فرزند برخودار- قبرستان ماسور
علي‌رضا دريكوند فرزند هاشم
جمشید بارانی‌بیرانوند فرزند مراد‌جان

بهمن سپه‌وند فرزند بابا‌امیر

وحید وحیدپور فرزند گل‌مراد

سجاد ایران‌فر فرزند مرادعلی

طهماسب حیدری فرزند یدالله (پيشكسوت كوه‌نوردي و پدر بهروز حيدري كارمند مخابرات و خبرنگار متارخ)

پیمان فتحی‌ماسوری فرزند عباس

همت رستمی‌فیروزآباد فرزند حیدر‌بگ

نور‌محمد طولابی فرزند محمدخان (در چگني به خاك سپرده شد)

پیرولی محمدی‌چگنی فرزند ولی

خاور چگنی فرزند عیدی‌بک

حجت‌الله زینی‌وند فرزند صید‌فاضل

آمنه بیرانوند فرزند گردکان

نعمت‌الله ملوش فرزند ولی‌الله

گل‌آفتاب اخنده فرزند خیر‌علی

ماهي برگ‌بید‌بیرانوند فرزند پاپي - قبرستان سراب ياس

سعید شاه‌میرزایی فرزند روح‌الله

فاطمه طاهری فرزند اسماعیل

طاهره سلاح‌برزین فرزند نعمت‌الله

خرمی رشنویی فرزند صیداحمد

محمد خسروی فرزند محمد

شوکت ابراهیمی‌ده‌پیری فرزند صید‌اسماعیل

منور ساکی فرزند گل‌محمد

شکر‌علی عسکری‌طلایي فرزند ولی

علی راست مصطفی نژاد فرزند شه‌رضا

علی دلیلی فرزند محمد

علی‌رضا خسروی فرزند عبدالرضا

قدرت‌الله رضوان‌دوست فرزند محمود

حاجی حاجری فرزند شیرمحمد

محمدرضا رجبی‌کمازانی فرزند یدالله

هلیا شفیعی فرزند محمد

لعیا‌خانم دارچینی فرزند حسین

شمس‌اعظم ضیايي‌لرزاده فرزند حسام‌الدین (همسر مرحوم محمدباقر سلطاني)

علی‌یار نصیری فرزند برخوردار

نامدار میرسالاری فرزند مهدی‌کرم

محمد عطايي فرزند میرزا‌علی

براخاص فاضلی‌نژاد فرزند ملک‌علی

علی‌امید نظری‌واحد فرزند شفیع

محسن فرهمندی فرزند احمد‌شاه

بلور سیاووشی فرزند پیری‌بیک

علی‌رضا ابراهیمی فرزند اسفندیار
صید جباری فرزند کلفت‌خان
شکر رباطی‌نمکی فرزند خداداد
علی مرادی فرزند کریم
تاجی دریکوند فرزند شیخ‌علی
نوشین احمدی فرزند اسفندیار
فخری یوسفیان فرزند شنبه
بهناز احمد‌زاده فرزند شیر‌احمد
ملوک کبیری‌مقدم فرزند خورد‌علی
صادق بنی‌پور‌سلمان فرزند حسین
مراد‌جان پور‌حسنوندی فرزند صید‌جان
قشنگ فرخ‌زاده‌الواری فرزند شیخ‌مراد
مرتضی کریمی فرزند آقا‌محمد
حسین‌علی بیرانوند فرزند شیخ‌مراد
محمدرضا فلاحت‌کار فرزند محمد‌کرم
سید‌کاظم سهرابیان فرزند سید علی‌داد
سهراب احمدی‌نسب فرزند سیاه‌که
کامران فرهادی فرزند پیر‌عالی
طاهره سفید‌روز فرزند جعفر
علی‌ عبدالي فرزند شرفی
جمشید بارانی‌بیرانوند فرزند مراد‌جان
مومن‌علی عسکری‌سالیانه فرزند کائد‌علی
بهمن سپه‌وند فرزند بابا‌امیر
طاهره سلاح‌برزین فرزند نعمت‌الله
خرمی رشنوئی فرزند صید احمد
محمد خسروی فرزند محمد
شکر‌علی عسکری‌طلایي فرزند ولی
محمد دلیلی فرزند محمد
علی‌رضا خسروی فرزند عبدالرضا
عباس راستی‌ریمله فرزند شیر‌علی
ماه‌دولت قنبری فرزند صید‌محمد
اقدس باقریان فرزند علی‌اصغر
غلام چراغی‌نوروزآباد فرزند صفربک
عادل بیرانوند فرزند باقر
جهانگیر بیرانوند فرزند زکی‌خان
ماهی وفایي‌سالار‌پور فرزند تیپه
امین سپهوند فرزند حنا‌علی
بانو‌بیگم سبزی‌پور فرزند چراغ‌علی
مریم قاسمی‌نژاد فرزند موسی
بگم‌سلطان قاسمی فرزند مراد‌خان
حمیده ذوالفقاری فرزند سید الله‌کرم
خانم‌طلا حسنوندی فرزند آئینه
پویان رحمتی فرزند صید‌رحیم
سلطنت قدمی فرزند کتاب‌علی
صید محمد‌ پور‌چمه فرزند صید‌محمد
یدالله مرادی‌مهر فرزند پیری
فرج اسدی‌فر فرزند حسین‌بگ
یدالله خودکار فرزند نقی
گوهر حاتمی فرزند حسن
سلطان حسینی‌کیا فرزند صید‌حسین
مرتضی سگوند فرزند کاظم
امين سپهوند فرزند رضاعلي
جهانگير بيرانوند فرزند زكي‌خان - قبرستان زاهدشير كمالوند
عادل بيرانوند فرزند باقر - قبرستان زاهدشير كمالوند
مريم قائمي‌نژاد فرزند تيمور - قبرستان سراب‌ياس
ماه‌دولت قنبري فرزند صيدمحمد - قبرستان سراب‌ياس
ماهي وفايي‌سالارپور فرزند تيپه
غلام چراغي‌نوروزآباد فرزند صفربك
شكر رباطي‌نمكي فرزند خداداد
اقدس باقريان فرزند علي اصغر
عباس راستي‌ريمله فرزند شيرعلي- قبرستان رباطنمكي
صدف طولابي فرزند تيمور- قبرستان چگني

خبر: كيوان آقايي

گفتگو با پدر فوتبال خرم‌آباد/ اولین نشریه ورزشی لرستان را سال 1337 منتشر کردیم


فوتبال در دهه 1310 توسط نظامیان غیربومی لشکر پنجم ارتش و فرهنگیان غیر‌بومی به خرم‌آباد آمد. اواخر دهه 20 تیم منتخب (کُلُنی) خرم‌آباد با تلفیقی از بازیکنان بومی و غیر‌بومی شکل گرفت و از حدود سال 1340 فوتبال محلات خرم‌آباد رونق یافت.
فوتبال لرستان مرهون و مدیون تلاش‌های خالصانه پیشکسوتانی است که به‌رغم همه کاستی‌هایی که در آن دوران موج می‌زد، با عشق و تعصب مثال‌زدنی در پرورش استعداد‌های ناب ورزش استان جان‌فشانی کردند. اگر چه کمبود امکانات مشکلات بسیاری ایجاد می‌کرد، اما این مربیان دلسوز خم به ابرو نیاورده و با سعه صدر در پیشرفت فوتبال و ورزش لرستان متحمل زحمات زیادی شدند.
یکی از این پیشکسوتان زحمتکش و مورد احترام لرستان، استاد "پرویز جایدری" است که باید وی را پدر فوتبال نوین لرستان دانست. بسیاری از بزرگان کنونی و گذشته فوتبال استان در عرصه‌های داوری و مربی‌گری، موفقیت خود را مرهون هدایت و معلمی به نام جایدری بوده‌اند و پیشرفت بازيكنان و داوراني چون مرحوم ناصر میرزایی‌، غلام زيني‌وند، مرحوم عبدالرضا نصرالهی‌، فتح‌الله کریمی‌، قدرت‌الله کاوه‌، بهمن محمدی‌پور‌، سهراب مالمیر‌، شمس‌الله خنجری و ... با آموزش و رهنمودهای استاد جایدری میسر گشته است.
پرویز جایدری متولد 1315 بازیکن سابق تیم‌های منتخب خرم‌آباد و آموزشگاه‌های بروجرد در دهه 30، مربی تیم‌های آموزشگاه‌ها و جوانان لرستان در دهه‌های 40 و 50، مربی تیم پاس خرم‌آباد در مسابقات زیرگروه لیگ تخت‌جمشید در دهه 50، اولین داور لرستانی است که در مسابقات جوانان و باشگاه‌های کشور در دهه‌های 40 و 50 به قضاوت پرداخت.
وی به عنوان اولین داور و مربی رسمی فوتبال خرم‌آباد طی سال‌های 1343 و 1347 دوره‌های مربی‌گری و داوری فوتبال را زیر نظر مرحوم حسین فکری(مربي تيم ملي)، مرحوم اصغر تهرانی(اولين داور بين‌المللي فوتبال ايران) و مرحوم داوود نصیری(پدر داوري فوتبال ايران) با موفقیت گذراند. اگر چه پیش از وی برخی دیگر نیز در این زمینه فعالیت می‌کردند، اما جایدری نخستین کسی بود که موفق به گرفتن مدارک رسمی داوری و مربی‌گری در آن زمان شد که اخذ چنین مدارکی در آن دوران، کار هر کسی نبود و شرایطی از جمله فعالیت مستمر، داشتن صلاحیت اخلاقی و حداقل مدرک تحصیلی دیپلم و ... را می‌طلبید.
جایدری از سال 1353 تا 1355 مسوول تربیت‌بدنی آموزش و پرورش لرستان بود و پس از آن نیز تا سال 1373 مسوولیت انجمن فوتبال آموزشگاه‌های استان را بر عهده داشت و در این سال پس از 35 سال خدمت در آموزش و پرورش لرستان بازنشسته شد.
وی بازیکنان بسیاری تحویل جامعه فوتبال لرستان داد که از آن جمله می‌توان به مرحوم ناصر میرزایی، غلام زینی‌وند، عبدالرضا عطاری و ... که در لیگ تخت جمشید توپ زدند و به عضویت تیم‌های ملی، امید و جوانان ایران درآمدند، اشاره کرد.

خبرنگار خبرگزاری برنا گفت‌وگویی با این پیشکسوت دوست‌داشتنی و با اخلاق ترتیب داده است که در پی می‌خوانید:

آقای جایدری، چگونه به دنیای ورزش پای نهادید‌؟
ورزش را از حدود 10 سالگی و به سال 1325 در کنار افرادی چون هوشنگ جباری‌، مرحوم منوچهر رهبری‌نژاد‌، مرحوم پنج‌شنبه (فریدون) کمالیان‌، مرحوم ابراهیم معنوی‌، طهمورث رستمی‌، باقر سلطانی و ... در زمین خاکی شهنوازی (پارک شهر کنونی خرم‌آباد‌) و محله دو برادران آغاز کردم. مربی ما آقای برنجی در دبستان 15 بهمن خرم‌آباد بود. بیش‌تر به فوتبال و دوومیدانی می‌پرداختم‌. مرحوم پدرم (حاج محمد‌علی جایدری) مشوق اصلی من در امر تحصیل و ورزش بود‌. هر وسیله‌ ورزشی که نیاز داشتم برایم فراهم می‌کرد. برای مثال سال 1332 یک جفت کفش فوتبال چرمی استوک‌دار از آبادان برایم هدیه آورد‌. هم‌چنین وسایلی نظیر وزنه و هالتر را كه آن دوران تهيه آنها براي همه دشوار بود، برایم فراهم می‌کرد.

امکانات ورزشی خرم‌آباد در آن موقع به چه شکلی بود‌؟
امکانات ما در آن زمان بسیار کم بود. زمین‌های ورزشی خاکی و مملو از علف‌های هرز و سنگ و کلوخ بود و از خط‌کشی زمین نیز در آن دوران خبری نبود‌. توپ چرمی فرسوده (به نام: ویسی) نیز تنها وسیله بازی فوتبال و یا والیبال عده‌ای عاشق به شمار می‌رفت که برای فعالیت در این عرصه از جان و دل مایه می‌گذاشتند. گاهی نیز روی شن‌های کنار رودخانه شهر (گلال) یا چمن باغ فلاحت (کشاورزی) و پارک شهنوازی به کشتی گرفتن و دو و میدانی مشغول بودیم.

استاد چون شما را بیش‌تر با رشته ورزشی فوتبال می‌شناسند‌، در مورد آغاز فعالیت خود به عنوان بازیکن این رشته توضیح دهید.
اوایل دهه 30 با وجودی که نوجوان بودم، همراه با آقایان غلام‌حسین برنجی، غلام ترابی‌نژاد، سیروس شجاع، مرحوم مکه (محمدحسن) طولابی و چند نفر دیگر عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم که اکثر نفرات تیم را نظامیان غیربومی و گاه فرهنگیان غیربومی تشکیل می‌دادند. همراه این تیم به شهرهای مختلف مثل کرمانشاه، دزفول، بروجرد، دورود و ... برای انجام بازی‌های دوستانه می‌رفتیم چون آن زمان مسابقات رسمی و منظمی در کشور ما برگزار نمی‌شد و لیگ کشوری نداشتیم.
پس از آن در اواسط دهه 30 جهت ادامه تحصیل به دانش‌سرای کشاورزی بروجرد رفتم و از سال 1336 تا 1338 آن‌جا مشغول تحصیل بودم. چون به دو ومیدانی، وزنه‌برداری، دوچرخه‌سواری، کشتی و فوتبال علاقه داشتم و در دانش‌سرا عنوان اول را کسب کردم، از سوی آقای دهقان رئیس دانش‌سرا به عنوان مسئول ورزش آن‌جا منصوب شدم. در این مدت به همراه آقای یدالله امیدزاده اولین نشریه ورزشی لرستان که مختص اخبار ورزشی دانش‌سرا بود را در اردیبهشت 1337 منتشر کردیم.
قبلاً که عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم و برای انجام بازی‌های دوستان با بروجرد روبه‌رو شده بودیم، با مرحوم غلام‌رضا کاروان دوستی و آشنایی پیدا کرده بودم، لذا ترتیب برگزاری مسابقات مختلفی با همکاری ایشان می‌دادیم و من نیز در زمان حضورم در بروجرد به عضویت تیم منتخب این شهر و آموزشگاه‌های بروجرد درآمدم و حتی در مسابقات استان ششم که در مسجدسلیمان برگزار شد، همراه تیم بروجرد مقابل خرم‌آباد بازی کردیم که یک بر صفر پیروز شدیم و فقط در بازی نهایی مغلوب تیم آبادان شدیم که از بازیکنان مطرحی مثل مرحوم پرویز دهداری بهره می‌برد.


همان زمان به دعوت زنده‌ياد "مرید ارشد" (بهداروند بختياري) مدیر و بازیکن تیم فوتبال شاهین دورود كه اولين باشگاه رسمي فوتبال لرستن محسوب مي‌شد، سال‌هاي 1337 تا 1339 مقابل تيم‌هاي مختلفي مثل اراك، انديمشك، دزفول و ... بازی کردم. مرحوم ارشد گاهي از بازيكنان بزرگ و ملي‌پوش كشور نظير مرحوم ناظم گنجاپور، همايون بهزادي، محراب شاهرخي نيز براي بازي در اين تيم دعوت مي‌كرد. دوست خوبم مرحوم ارشد متاسفانه سال 1367 بر اثر حادثه سقوط هواپيماي كشورمان توسط اصابت موشك شليك شده از طرف ناو آمريكايي به شهادت رسيد.

آقای جایدری، آغازگران ورزش مدرن در خرم‌آباد و لرستان چه کسانی بودند؟
چون تا اوایل دهه 30 نبض ورزش خرم‌آباد و لرستان در اختیار نظامیان غيربومي لشكر پنجم ارتش بود‌، لذا اولین ورزشکاران رشته‌های فوتبال، والیبال، بستکبال، ورزنه‌برداری‌، دوچرخه‌سواری و رشته‌هاي ديگر را اغلب نظامیان يا فرهنگيان غیر‌بومی تشكيل مي‌دادند. اصولا چگونگی تولد هر یک از رشته‌های ورزشی در لرستان نیز از همین مسئله ناشی می‌شود. نظامیانی چون بهارلو (شیرازی)، حسین آبادنی‌، مرحوم سرهنگ عبدالله گودرزی(منوچهري‌قشقايي)، سروان فراهانچی و سروان محبی در فوتبال‌، وزیری‌، سررشته‌، قوام رازانی‌، باوندپور و رسولی در بستکبال و سروان اصغری و علی فولادی در وزنه‌برداری از جمله نظامیان علاقه‌مند به ورزش در خرم‌آباد به شمار می رفتند.
اولین خرم‌آبادی‌های فعال در فوتبال غلام ترابی‌نژاد‌، غلام‌حسین برنجی، فیروز‌، مسعود وسیروس شجاع، برادران طولابی‌، جمشید و هوشنگ جباری و برادران رهبری‌نژاد و چند نفر ديگر بودند.
در دهه 40 شکوفایی فوتبال خرم‌آباد را با حضور افرادی چون مرحوم حاج توکل الماسیان‌، قاسم طبیبی، مرحوم سعید گودرزی، مرحوم اسماعیل بختی، اکبر و غلامرضا سلاحورزی‌، حمید و عبدالرضا عطاری، حاج قدرت کاوه‌، یدالله و نورالله حسامی‌، صحبت‌الله و کاظم ساکی‌، باقر و جعفر سپهوند‌، فتح‌الله(فتحي) کریمی‌، مرحوم عبدالرضا نصراللهی‌، موسی فرخ‌نیا‌، مرحوم نصرت‌الله ميرزايي، محمدحسين نصيرمقدم، كريم و رحيم مرادي و چند نفر دیگر شاهد بودیم که اکنون حضور ذهن ندارم نام همه را بازگو كنم.
در وزنه‌برداری و پرورش اندام نیز کسانی چون سید‌محمد خلفی، غلام(جهان‌شاه) اسدی، برادران مصطفی‌زاده‌، مرحوم پرویز شجاع، برادران جام‌آبادی، مرحوم مراد روزگرد، رفیعی، مرحوم نوبخت ضيايي، حیدرپناه و گل‌زردی خود را مطرح کردند.
نظام نظری‌، سید مصطفی کریمی، حنیفه گودرزی، خسرو دیناروند‌، عیدی علیخانی و مرحوم رضا پورفرخ نسل بعدی دو ومیدانی لرستان بودند که پس از افرادی چون شاهپور کریمی و بختیار کاظمی نام لرستان را بلند آوازه کردند.
بستکبال نوین نیز در لرستان با تلاش‌های قدرت‌الله و مرحوم صحبت‌الله ستاری، علی‌محمد خدا‌رحمیان، جمشید جباری و سپس اریک هاکوپیان، مرحوم علی احمدیان‌، اخوان گودرزی، اخوان مرادی و احمد سلطانی پایه‌ریزی شد.


از نظر شما شکوفایی ورزش خرم‌آباد چه زمانی آغاز شد؟
عمده رشد و توسعه ورزش در لرستان و به خصوص در خرم‌آباد به اوخر دهه 40 باز می‌گردد که با افزایش دبیران ورزش خرم‌آباد شاهد رشد و اشاعه ورزش در مدارس بودیم‌. مرحوم حاج محمد کریمی، شهاب اسماعیلی‌لشکری، سید حمید جزایری، مرحوم احمد رضایی (به خصوص در کشتی‌)، ولی گودرزی، نصرت‌الله کاشانه‌، سید نورالله سیف‌ و سیدغلام‌حسین سیدین تلاش چشم‌گیری به عنوان دبير ورزش داشتند.
با هدايت اين نفرات بود كه امثال ميرزايي‌ها (نصرت، ناصر، فضل‌الله)، الياسي‌ها (هدايت، عنايت، عماد)، سپهوند‌ها (باقر و جعفر)، حاج حسن حسين‌بيگي، حسن رستمي، اردشير نعمت‌الهي، فضل‌الله حيدري، تورج پدارم، بهمن ضيا، دكتر سليمان جافريان، برادران اسماعيلي و ديگر بازيكنان فوتبال خرم‌آباد در دهه 50 رشد كردند.

اولین مربیان و داوران استان در رشته‌های مختلف ورزشی چه کسانی بودند‌؟
بیش از پاسخ به این سوال باید توضیح دهم که تا سال 1350 تمام ورزش كشور در آموزشگاه‌ها خلاصه می‌شد و از این سال با تصویب مجلس سازمان تربیت بدنی شکل گرفت که شماری از دبیران ورزش از آموزش پرورش به سازمان رفتند و اكثر اماکن ورزشی آموزش و پرورش به سازمان تربیت‌بدنی واگذار شد.
در آن سال‌ها، مانند امروز مربیان و داوران دوره‌دیده وجود نداشت چون اصولا رقابت‌های ورزشی زیادی در کشور برگزار نمی‌شد. دهه 30 فقط معدودی مربی و داور آموزش‌دیده در لرستان وجود داشت‌. از آن‌جا که شهرستان بروجرد نسبت به خرم‌آباد به تهران نزدیک‌تر بود‌، اولین مربیان ورزش و تربیت‌بدنی که مدرک آن‌ها دیپلم بود، اما احکام ورزشی داشتند، از این شهر به خرم‌آباد آمدند‌. نظیر مرحوم عبدالحسین فطرس، علی یزدانفر‌، سهرابی، حبیب‌الله حریری، مرحوم رضا کاروان‌، مرحوم عبدالمحمد مطهری و مرحوم رضا مهربان که برخی از آن‌ها از اولین کسانی در لرستان هستند که موفق به اخذ لیسانس تربیت‌بدنی در سال 1339 شدند.
رفته رفته در دهه 40 ،به تعداد مربیان و داوران رسمي استان افزوده شد‌. اولین دبیر ورزش خرم‌آباد كه ليسانس تربيت‌بدني گرفت مرحوم حاج محمد کریمی بود که حدود سال 1350 لیسانس گرفت. من هم اولین مربی رسمی فوتبال خرم آباد بودم که دوره مربی‌گری فوتبال را سال 1343 در تهران زیر نظر مرحوم حسین فکری مدرس دانش‌سرای عالی تربیت‌بدنی با موفقیت گذراندم. در رامسر زیر نظر آقایان داود نصیری، اصغر تهرانی و جعفر نامدار در کلاس داوری فوتبال به اتفاق مرحوم کاروان از بروجرد شرکت کردم و دوره را با موفقیت گذراندم‌، لذا اولین داوران رسمی فوتبال لرستان نیز ما دو نفر بودیم. فروردین 1348 به عنوان تنها داور لرستانی به کلاس توجیهی داوری بين‌المللي در تهران اعزام شدیم که مدرس دوره آقای "کن استون" رئیس وقت کمیته داوران فیفا و مبتکر کارت‌های زرد و قرمز در فوتبال بود. در آن سال‌ها شاید شمار داوران دوره دیده کشور به 100 نفر نمی‌رسید. از آن تاریخ تا سال 1355‌، من مسئول کمیته داوران هیات فوتبال لرستان بودم و در مقاطعی نیز به عنوان دبیر هیات فوتبال لرستان و در مقاطعی نیز به عنوان دبیر هیات فعالیت داشتم. در این سال‌ها مربی‌گری تیم فوتبال آموزشگاه‌های لرستان از سال 1345 به مدت یک دهه بر عهده من بود و چند سالی نیز مربی تیم جوانان لرستان و باشگاه پاس خرم‌آباد در لیگ منطقه‌ای فوتبال کشور و زیر‌گروه جام تخت جمشید بودم.
سال 1341 همراه با شماري از لرستاني‌ها در كلاس داوري واليبال كه به مدرسي سردار نصرالله‌خان از پاكستان برگزار شد همراه با نفراتي چون آقاي حشمت شادابي شركت كرديم و علاوه بر گرفتن مدرك داوري، تا سال‌ها به عنوان داور ممتاز واليبال بازي‌هاي مختلف استان را قضاوت مي‌كردم.

آقاي جایدری فقط مدرک داوری اخذ کردید یا به قضاوت مستمر هم پرداختید؟
با توجه به علاقه وافر‌، همواره در کلاس‌های مربی‌گری و داوری شرکت می‌کردم. برخی فقط مدرک اخذ می‌کردند و عملا به قضاوت یا مربی‌گری به صورت رسمي در مسابقات نمی‌پرداختند. بین سال‌های 1339 تا 1355 در دوره‌های مختلف داوری و مربی‌گری رشته‌های والیبال، بستکبال، تنیس روی میز‌، وزنه‌برداری، دو و میدانی، فوتبال و ... حضور یافتم‌. در والیبال و دو و میدانی قضاوت مستمر داشتم، اما عمده فعالیت من در رشته فوتبال بود که تا سال 1355 در مسابقات و لیگ‌های مختلف کشور قضاوت كردم. علاوه بر مسئولیت دبیری هیات فوتبال لرستان و رئیس کمیته داوران استان، در رده‌های باشگاهی‌، آموزشگایی و جوانان استان نیز مربی تمام تیم‌های آموزشگاهي و جوانان لرستان بودم. از این سال به بعد فرصت را در اختیار جوان‌تر‌ها نهادم تا در این زمینه فعاليت كنند. از اواسط دهه 50 آقايان كريمي، مرادي، شعله، فهيمي در داوري و آقايان كاوه و محمدي‌سپهوند در مربيگري فعال شدند.

از استخدام و فعالیت در آموزش و پرورش در کنار ورزش هم صحبت کنید.
از 11 مهر 1339 وارد آموزش و پرورش شدم و سال 1373 بازنشست شدم. سال‌های ابتدایی در بخش سلسله (روستا‌های امیر و تملیه) و از سال 1343 در بخش چگنی (سراب دوره و سراب نیلوفر‌) مشغول خدمت بودم. پس از آن سال 1345 به اتفاق آقای ولی گودرزی به عنوان اولین مربیان ورزشی بومی شهر خرم‌آباد کارمان را آغاز کردیم‌.
دهه 40 مسئول کمیته مسابقات آموزش و پرورش فرمانداری کل لرستان بودم و در سال 1353 يك سال پس از اين كه لرستان استان شد‌، این افتخار را داشتم که در دو مقطع به عنوان مسوول انجمن تربیت‌بدنی اداره کل تا سال 1356 به دانش‌آموزان استان خدمت کنم‌. دهه 60 تا زمان بازنشستگی نیز مسئول انجمن فوتبال آموزش و پرورش خرم‌آباد و در مقطعی استان لرستان بودم.

چارت اداری ورزش شهر و آموزشگاه‌های به چه صورت بود؟
همان طور كه گفتم قبل از دهه 50 همه چيز زير نظر تربيت بدني آموزش و پرورش بود. روسای این سازمان در لرستان از بود تاسیس تا سال 1350 به ترتیب عبارت بودند از آقایان عابدين ولدبيگي، عبدالحسین فطرس‌، هوشنگ وفی، حبیب‌الله حریری و نیکولای علیین. هیات‌هاي ورزشی فوتبال و والیبال در دهه 40 تاسیس شدند. از مهرماه 1351 اداره كل تربیت‌بدنی لرستان به سرپرستي آقاي محمود مؤمني كه اهل ملاير بود به فعالیت مستقل پرداخت که هیات ورزشی زیر مجموعه آن شدند و سپس آقايان رضا مهربان، غلامرضا كوشا و حاج محمد كريمي مديركل تربيت بدني لرستان تا سال 57 بودند.

آن زمان وضعیت ورزش شهر و آموزشگاه‌های خرم‌آباد نسبت به کشور چه طور بود‌؟
ما کمبود امکانات را با عشق‌، تعصب و تا حدودی ابتکار جبران می‌کردیم. گفته‌اند که «خلاقیت در محرومیت است». از آهن و سنگ وزنه درست می‌کردیم یا تکه پارچه‌ها را درون هم قرار می‌دادیم و دور آن را می‌دوختیم تا در دسته‌های کوچک و بزرگ به فوتبال بپردازیم‌.
به نظر من پایه و اساس ورزش از آموزش و پرورش شکل می‌گیرد چون نيروي انساني فوق‌العاده‌اي در اختيار دارد. تا توجه ویژه به این بخش نداشته باشیم و استعداد‌یابی را به صورت فراگیر از این نقطه آغاز نکنیم، موفقیت چندانی کسب نمی‌کنیم و فقط به صورت تصادفی قادر به کشف استعداد‌ها خواهیم بود.
فوتبال لرستان اویل دهه 50 قدرت مطلق غرب کشور بود و سال 1353 بود با نایب قهرمانی در مسابقات جوانان کشور به ميزباني اصفهان خود را به کشور شناساند. ما همواره از استان‌های غرب كشور یک سر و گردن بالاتر بودیم و در تمام رده‌ها حتی تا حدود سال 80 با اختلاف چند گل تیم‌های کرمانشاه و همدان را شکست می‌دادیم. اما همدان و کرمانشاه تيم‌هاي پاس و شيرين فراز را مطرح كرده‌اند و در داوری فوتبال نیز داوران آن‌ها در لیگ برتر و دسته اول سوت می‌زنند اما لرستان حتی در لیگ دسته دوم کشور نيز داور وسط ندارد! نباید بگذاریم این فاصله‌ها بیش‌تر شود و مسئولين بايد به كمك ورزش استان بيانيد و پاي بخش خصوصي را به اين كار باز كنند.



ورزش بانوان استان را در آن زمان فعال بود؟
سال 1346 اولین حضور دختران لرستانی در مسابقات قهرمانی آموزشگاه‌های کشور در تبریز بود که در رشته دو ومیدانی بین تمام فرمانداری‌های کل مقام اول را کسب کردیم. خانم‌ها الماسيان، آهوقلندري و ... در دووميداني و واليبال از چهره‌هاي شاخص استان بودند.

چه کسانی حامی ورزش در شهر یا ورزش آموزشگاه‌ها بودند‌؟
همان طور كه عرض كردم تا سال 1350 تمام امکانات ورزشی اعم از اماکن و وسائل در اختیار آموزش و پرورش بود و مسئول تربیت بدنی آموزش و پرورش هر استان یا فرمانداری کل‌، مسئول تربیت‌بدنی استان محسوب می‌شد. پس از تفکیک‌، اکثر اماکن در اختیار سازمان قرار گرفت‌، اما بیش‌تر نیروها در اختیار آموزش و پرورش بود. ما هر وقت مسابقات قهرمانی آموزشگاه‌ها را برگزار می‌کردیم‌، شاید دست کمی از مسابقات قهرمانی کشور نداشت. چون علاوه بر حضور تماشاچیان مدیران مدارس نیز جهت تشویق تیم‌های خود حضور داشتند. لازم به یادآوری است برخی مسئولین نیز که علاقمند به ورزش بودند، در پیشرفت آن سهم به‌سزایی داشتند که از آن جمله استاندار وقت دکتر ابراهیم فرح‌بخشیان و شهردار مرحوم علی‌محمد ساکی را می‌توان نام برد. انسان باید همیشه از کسانی که به دیگران خدمت کرده‌اند به نیکی یاد کند.

استاد جایدری‌، با توجه به سالیان طولانی که در ورزش بوده‌اید و به عنوان ورزشکار‌، داور و مربی فعالیت داشته‌اید‌، خاطره‌اي جالب، شيرين يا تلخ براي ما بازگو كنيد.
دو موضوع را خوب به خاطر دارم یکی ظهور پدیده‌ای به نام غلامرضا زینی‌وند در فوتبال لرستان بود . سال 1351 که مربی تیم آموزشگاه‌های استان بودم‌، محل تمرین تیم زمین شماره 2 ورزشگاه تختی بود. یک روز هنگام تمرین در محوطه کنار زمین‌، استیل و بازی نوجوانی نحیف و ریزاندام توجهم را جلب کرد که با دوستانش مشغول بازی كنار ورزشگاه بود. او را صدا زدم و نامش را پرسیدم. سپس سؤال كردم دانش‌آموز هستی‌؟ پاسخ مثبت داد و گفت که در سیکل اول درس می‌خواند. و از او سوال کردم چرا در مسابقات انتخابی آموزشگاه‌ها بازی نکردی‌؟ پاسخ داد‌: تیم مدرسه ما را کاپیتان تیم رفاقتی انتخاب و ارنج می‌کند و مرا از تيم کنار گذاشت. همان جا او را به تمرینات دعوت کردم و کم‌تر از دو سال بعد یکی از ستارگان فوتبال لرستان و ایران شد. با همان سن کم در ترکیب اصلی تیم‌های نوجوانان و جوانانی قرار گرفت که 3-4 سال از او بزرگ‌تر بودند.
سال 1353 که تیم جوانان لرستان را برای حضور در رقابت های قهرمانی کشور در اصفهان آماده می‌کردم. با مدیر کل وقت تربیت بدنی لرستان بر سر اهدا گرمکن ورزشی بازیکنان اختلاف نظر پیدا کردم. ایشان معتقد بود که باید لباس‌های گرم ورزشی بازیکنان را پس از مسابقات از آن‌ها گرفت و سال بعد به وزشكاران تيم‌هاي بعدي داد! بنده به نشانه اعتراض‌، سه هفته مانده به شروع مسابقات از مربی‌گری تیم استعفا دادم و خاطرم هست که یک روز مرحوم ناصر میرزائی و مرحوم عبدالرضا خدامیان لباس‌ها را درون گونی گذاشته و نزد من آورند و گفتند‌: آقا لباس‌ها را آوردیم به اداره تربيت بدني پس بدهیم تا شما سر تمرینات حاضر شوید و اگر شما نياييد ديگر تمرين نمي‌كنيم. گفتم‌: چه من مربی شما باشم چه هر کس دیگر وظیفه شما بازی کردن است. سپس خودم با مرکز مکاتبه و درخواست یک مربی غیر‌بومی کردم که آقای عباس گیشویی (سروری‌) را از خرمشهر فرستادند (البته ایشان بوشهری بودند) آقاي گيشويي را به بچه‌ها معرفی کردم. تیم به اصفهان رفت تا در مسابقات جوانان کشور مرداد 1353 شرکت کند‌. به گیشویی توصيه کردم که مواظب غلامرضا زینی‌وند باشد چرا که با داور زیاد صحبت و اعتراض می‌کند. متاسفانه اعتراض زینی‌وند در بازی نیمه نهایی باعث گرفتن كارت زرد دوم و اخراج و محروم ماندن او از شرکت در فینال شد و دلیل اصلی قهرمان نشدن لرستان به همین مسئله مربوط می‌شد. آن‌ها 2-4 به خوزستان باختند و نايب‌قهرمان شدند.
خاطره تلخ من هم يكي مربوط به مرگ يكي از دچرخه‌سواران تيم لرستان در مسابقات آموزشگاه‌هاي كشور در اصفهان بود كه متاسفانه مرحوم عيدي حسنوند به دليل تصادف با ماشين حين مسابقات جان سپرد و ديگري نيز مرگ آرش زرين‌قدم ديگر دوچرخه‌سوار لرستاني هنگام تمرينات در جاده بدرآباد بود كه باعث مرگ وي در سال 1363 شد.

راستي آقاي جايدري آیا به پاس این همه فعالیت ورزشی تا کنون از شما تقدیر شایسته‌ای شده است؟
در قالب تقدیر‌نامه که بسیار‌، دو بار به عنوان دبیر نمونه تربیت‌بدنی در لرستان و کشور انتخاب شدم. سال 82 نیز به اتفاق آقای عبدالحمید مطهری از بروجرد کسانی بودیم که کارت رسمی پیشکسوتی را توسط معاونت ورزشی دریافت کردیم. اردیبهشت 1390 توسط آقای مجتبی کلانتری‌فرد رئیس تربیت بدنی آموزش وپرورش استان از پیشکسوتان استان تقدیر و در خردادماه امسال (1395) هم توسط مدیر کل آموزش وپرورش لرستان دکتر کریمی و معون ايشان آقاي فريد بهرامي، و در جریان مسابقات لیگ دسته اول فوتبال ایران نیز توسط اداره كل ورزش و جوانان و هیات فوتبال استان از من و چند پيشكوست ديگر استان تقير شد که جا دارد از همه عزیزان تقدیر و تشکر کنم.
گفت‌وگو: محمود داودی‌نژاد
این مصاحبه در نشریه «ورزش و اقتصاد لرستان» نيز منتشر شد

علي‌رضا لرستاني؛ دلاوري از لرستان

علی‌رضا لرستانی فرزند علی متولد 15 بهمن 1342 در محله درب دلاکان خرم آباد است

پدرش اصالتا اهل دلفان و نظامی بود؛ به همین دلیل خانواده او مدام در شهرهای مختلف سکونت می کردند

علی‌رضا اگر چه در محله کهن درب دلاکان خرم آباد به دنیا آمد اما دوران کودکی را در محله پشت بازار گذارند

وی کشتی را از 14 سالگی آغاز کرد و به دلیل فیزیک بدنی مناسب و قد و قامت رشیدش، خیلی زود در سنگین وزن کشتی ایران مطرح شد

لرستاني تیرماه 1364 همراه با تیم لرستان قهرمان کشتی فرنگی ایران در سالن هفتم تیر تهران شد

علی‌رضا در وزن 100+ این مسابقات در فینال اصغر قربانی از اصفهان را شکست داد و یکی از 3 طلای لرستان در این مسابقات را به سن 22 سالگی صید کرد

وی تیر 1365 در تبریز نیز با غلبه بر عبدالله عزیزی از کردستان و خرداد 1366 در مشهد نیز با مغلوب کردن قربانعلی دهقانپور در همین وزن، هم خودش قهرمان شد و هم برای چندمین سال متوالی همراه تیم لرستان قهرمان کشتی فرنگی کشور گردید

به همین خاطر از سال 1364 به بعد او همیشه یک پای ثابت اردوهای تیم ملی کشتی بود

از آنجا که در آن سالیان رقابت بین مرحوم علیرضا سلیمانی و رضا سوخته سرایی در سنگین وزن کشتی کشورمان سنتی و به تعارف کشیده شده بود، متاسفانه سناریوی حق خوری که برای اکثر ستاره های لرستان نظیر سیاوش نوری، کریم سوری، غلام محمدی (سالی که بهنام طیبی را جای او به المپیک فرستادند) برای علی‌رضا نیز تکرار شد و به ناچار از حضور مستمر در مسابقات جهانی دور ماند تا مسابقات جهانی به صورت موروثی بین سلیمانی و سوخته سرایی تقسیم شود!

اما در عوض این لر خوش قد و بالا در هر دو رشتهٔ فرنگی و آزاد 5 مدال طلا و یک نقره آسیا به دست آورد

وی در کشتی فرنگی با کسب 3 مدال طلا در کنار احد پازاج و علی اشکانی پرافتخارترین کشتی‌گیر تاریخ این رشته در مسابقات قهرمانی آسیا به شمار می رود

لرستانی سال 1372 تجربه هنرپیشه شدن را هم به خاطر قامت رشیدش پیدا کرد و در فیلم سینمایی "دُمرل" به کارگردانی یدالله صمدی، بازیگر نقش اصلی فیلم شد

دمرل ماجرای جوان زورمندی بود که پس از هماوردی با پهلوانان بسیار به عنوان پهلوان پهلوانان برگزیده شد و این نقش را علی‌رضا لرستانی در 30 سالگی بازی کرد

وی که او هنوز هم لری را بسیار روان و خوب صحبت می‌کند، دارای مدرک کارشناسی ارشد تدبیت بدنی با گرایش روانشناسی ورزشی است. پس از خداحافظی زودهنگام از دنیای ورزش قهرمانی، سال‌ها با فدراسیون کشتی به عنوان مدرس همکاری نمود و اکنون سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی نوجوانان کشورمان است

ظرف چند ماه گذشته به دعوت وحید والیزاده‌مرادی رئیس هیات کشتی لرستان آقای لرستانی به پلدختر و بروجرد آمد تا مسابقات کشتی نوجوانان استان را جهت شناسایی نفرات زبده، رصد نماید.

✍  رضا جایدری

خيابان سازمان خرم‌آباد

خیابان سازمان به موازات خیابان شهید مطهری خرم‌آباد و در بخش شرقی آن واقع است

اراضی این محدوده موسوم به شوا (شاه‌آباد) در دهه 30 به مالکیت شخصی به نام "علی مرشدیان" درآمد. مرشدیان از ارتشی های غیربومی بود که فعالیت اقتصادی هم داشت

بنای اکثر ساختمان‌های این خیابان از دهه 30 با خرید زمین توسط مردم از مرشدیان صورت گرفت و قبل از دهه 30 فقط 2 ساختمان در این محدوده وجود داشت

نیروهای آمریکایی در اراضی این محدوده، بذر خرمالو کاشته بودند و برخی منازل این خیابان اکنون درون حیاط دارای درختان خرمالو یا انار هستند

همچنین در سند مالکیت منازل این‌جا قید شده بود که آب حوض منازل از طریق لوله‌های داخل نهرهای شرقی و غربی خیابان سازمان تامین شود. از دهه 70 شرکت آبفا به دلیل پایین آمدن سطح آب نهر، اقدام به جمع آوری لوله ها از درون نهر نمود

این خیابان دهه 30 به نام "ثریا" (همسر دوم محمدرضا پهلوی) نام بردار بود. از آغاز دهه 40 چون ساختمان سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به انتهای این خیابان منتقل شد، نام خیابان به صورت غیررسمی به "سازمان" مشهور گردید. پس از پیروزی انقلاب نام خیابان به "امت" تغییر یافت و از دهه 60 به "معلم" مشهور شد

نکته جالب توجه این که:

ساختمان قدیمی ساواک تا سال 1391 در این محدوده پابرجا بود (بعد از انقلاب مدت‌ها مدرسه‌های دخترانه و پسرانه شد). مقر ساواک تا پایان دهه 40 این‌جا قرار داشت و از دهه 50 به منوچهرآباد انتقال یافت

جالب این که دهه 40 نیز منزل دکتر "هوشنگ اعظمی" فرزند مرتضی‌خان اعظمی و نوه مردان (علی‌مردان) بیرانوند که پزشکی مردمی، خیر و مبارز بود، در مرکز همین خیابان و نبش کوچه سوسن قرار داشت

دکتر اعظمی به خاطر مزاحمت‌های متعدد ساواک در همسایگی‌اش، اوایل دهه 50 منزل مسکونی خویش را به مرحوم حاج "اسدالله ساکی" فروخت و از این خیابان زیبا و قدیمی خرم‌آباد که بین‌النهرین (میان دو نهر) قرار داشت، نقل مکان کرد.

نکته قابل ذکر این که نهر شرقی این خیابان حدود سال 1370 با خاک پر و به معبر تبدیل گردید. باقی‌مانده نهر نیز اواخر دهه 80 به خاطر خروج این خیابان زیبا از بن‌بست، به جاده تبدیل شد

ساختمان سابق ساواک نیز که توسط مالک شخصی بعد از انقلاب آن، وقف شده بود از سال 1392 به طور کامل تخریب گردید. بسیاری از منازل این خیابان نیز در حال تبدیل شدن به آپارتمان‌های چند طبقه هستند و متاسفانه مالکان آنها بدون عقب‌نشینی بنا، اقدام به قطع درختان کهن‌سال و زیبای خیابان با عمری حدود 60 سال می‌نمایند!

  رضا جایدری

کانال خرم آباد قدیم   @khormoaa

ساختمان ساواک خرم‌آباد در دهه 40 واقع در سراب شوا

و انتهای خیابان سازمان که سال 1392 تخریب شد

سادات ساكن خرم‌آباد قبل از دوره پهلوي

در بررسي نسب‌شناسي سكنه خرم‌آباد همان طور كه در مطالب پيشين ذكر كردم، 4 دوره مهاجرت عمده از دوره پهلوي تا انقلاب اسلامي ديده مي‌شود.

اينك در اين مطلب به منظور بررسي سادات  شهر خرم‌آباد، از تقسيم‌بندي زماني سادات ساكن اين شهر به قبل از دوره پهلوي (تا سال 1303) و بعد از اين دوره استفاده مي‌كنم.

در تقسيم‌بندي سادات ساكن شهر خرم‌آباد از عصر قاجار و قبل از آن، مي‌توان سادات قديمي خرم‌آباد را به 7 شاخه در قالب 5 مجموعه تقسيم كرد:

 

1- سادات مهاجر از ميان‌كوه (مينه)

اين دسته قديمي‌ترين سادات ساكن شهر خرم‌آباد هستند كه قدمت حضور آن‌ها به عصر صفويه و شايد از بدو تاسيس شهر جديد خرم‌آْباد در دامنه‌هاي سفيدكوه و حدفاصل قلعه فلك‌الافلاك تا كوه غربي شهر مي‌رسد.

اجداد آن‌ها در قرون گذشته به خرم‌آباد آمده و نزديكي مقبره زيد بن علي (ع) و در بخش شمالي آن ساكن شدند. در اسناد قديمي مربوط به 2 و 3 قرن پيش از كوچه‌اي به نام كوچه سادات در محله زيد بن علي (ع) خرم‌آباد نام برده شده است.

رفته رفته با افزايش جمعيت شهر و نيز سادات ساكن در اين محله، فرزندان 2 شاخه عمده آن‌ها به كوچه‌اي در پشت بازار (قاسم‌وندها) و دسته ديگر به كوچه سادات در درب دلاكان (طاهروندها) مهاجرت كردند و بعدها نيز برخي ديگر از اقوام آن‌ها نيز كه به خرم‌آباد آمدند در جوار آن‌ها سكني گزيدند.

بدين ترتيب 3 محل عمده زندگي سادات مهاجر از ميان‌كوه (دره سيدها) به خرم‌آباد در اين 3 نقطه تمركز يافتند.

 

 2و3- سادات جزايري و بحرالعلومي

اين دسته پس از سادات ميان‌كوه، قديمي‌ترين سادات شهر هستند. بر اساس اظهارات سيد محسن امامي (1) جد سادات جزايري خرم‌آباد به نام "مير سيدعلي" فرزند "مير سيد عزيزالله" سال 1110 قمري برابر با 1077 هجري خورشيدي به دعوت علي‌مردان‌خان والي (2) به خرم‌آباد مي‌آيد و ساكن مي‌شود. فرزندان مير سيد علي از جمله: سيد عزيزالله، سيد محمدصادق، سيد حسن و سيد مرتضي، نسل در نسل تا حدود سال 1249 امام جمعه خرم‌آباد بودند.

از اين سال "سيد محمدصادق" امام جمعه كه اصالتاً اهل بهبهان بود، به عنوان امام جمعه خرم‌آباد منصوب شد. سيد محمدصادق كه از او فرزندي بر جاي نماند، فروردين 1270 خورشيدي درگذشت و پس از او سيد محمدباقر خواهرزاده‌اش (جد سادات بحرالعلومي) امام جمعه خرم‌آباد شد. (3)

همچنين شماري ديگر از سادات جزايري سال‌ها بعد و از دوره زنديه تا قاجاريه ساكن خرم‌آباد شدند. از آن جمعه اجداد مرحوم "سيد ابوتراب جزايري" (1325-1252) بودند كه عموزاده‌هاي ميرسيد علي، جد اعلاي شاخه اول جزايري‌هاي ساكن خرم‌آباد به شمار مي‌روند. (4)

 

4- سادات عرب

دسته ديگر سادات خرم‌آباد سادات موسي عرب (عرب‌زاده) هستند. مرحوم حميد ايزدپناه در صفحه 182 كتاب "تاريخ جغرافيايي و اجتماعي لرستان" آورده است كه اجداد سادات عرب خرم‌آباد از طايفه خُرسان نجف اشرف بوده‌اند.

گفته مي‌شود 2 برادر به نام‌هاي سيدقاسم و سيدمحمود فرزندان سيدسليمان، دوره پادشاهي فتح‌علي‌شاه قاجار ابتدا به كرمانشاه مي‌آيند و از آن‌جا به همدان مي‌روند كه پس از مدتي سيدمحمود در همدان مي‌ماند و اينك سادات بطحائي از نسل او هستند و سيد قاسم نيز به خرم‌آباد مهاجرت مي‌كند.

سه فرزند سيدقاسم به نام‌هاي سيدعباس (جد خانواده فرخجسته)، سيد احمد (جد سادات احمدي‌نژاد) و سيد الياس (جد سادات عرب، عرب‌زاده و آراسته) اكنون نيز در خرم‌آباد بازماندگاني دارند.

 

5- سادات تفرشي

جد اعلاي اين خاندان "ميرزا سيد رضا" (1276-1210) باني كارونسراي بخش جنوب غربي ميدان بزرگ (پشت بازار) كه اكنون موسوم به بازار طلافروشان است) سال 1249 و در اواسط دوران پادشاهي ناصرالدين‌شاه به خرم‌آباد مي‌آيد و در دستگاه عمادالدوله ابتدا به عنوان پيشكار و مستوفي مشغول كار بود و بعدها نايب‌الحكومه بروجرد شد.

ميرزا سيدرضا 4 فرزند پسر به نام‌هاي سيد عزيزالله (جد خانواده‌هاي ستوده)، سيد تقي (جد سادات ميرآقايي)، سيدحسين (جد خانواده‌هاي رفيعي) و سيد احمد (جد خانواده‌هاي وزيري) داست كه بازماندگان رفيعي و وزيري بعضاً ساكن بروجرد هستند. (5)

 

6و7- سادات كشفي

دسته ديگر سادات خرم‌آباد تا عصر قاجار، كشفي‌ها هستند. جد اعلاي آن‌ها سيدمحمود (متوفي 1297 خورشيدي) فرزند سيد مهدي اواسط حكومت ناصر‌الدين‌شاه به خرم‌آباد مهاجرت كرده است و كوچه‌اي نيز به نام بناري (سربالايي سرازيري) آقا محمود در محله درب دلاكان به نام وي نام‌بردار بود.

برخي معتقدند وي از سادات كشفي بروجرد بوده كه به خرم‌آباد مهاجرت كرده و شمار ديگري وي را ساكن نجف و مهاجر به خرم‌آباد ذكر كرده‌اند. از وي 3 فرزند پسر به نام‌هاي سيد ابوطالب، سيد رحيم و سيد كريم بر جاي ماند كه اكنون نيز در خرم‌آباد بازماندگاني دارند.

البته دسته ديگري از سادات كشفي نيز عصر قاجار در خرم‌آباد سكونت داشته‌اند كه با اين شاخه از سادات كشفي نسبتي ندارند و از آن جمله سيد عبدالله فرزند سيد نورالدين بوده است كه برخي نام خانوادگي كشفي و شماري ديگر كشفي‌نوري دارند.

 

اين بخشي از پيشينه سادات ساكن خرم‌آباد قبل از دوره پهلوي بود كه اميدوارم در آينده فرصتي فراهم شود و مطلب را كامل‌تر نمايم.

پژوهش: رضا جايدري

 _________________________________

پي‌نويس:

(1). سيد محمد امامي فرزند سيد محمد امام جمعه معروف به آقا صغير (متوفي 1311) را چند سال قبل در قبرستان خضر هنگام شركت در يك مراسم ختم مشاهده كردم. وي ساكن امريكاست و آن زمان سفري به خرم‌آباد داشت. همچمنين سيد احمد امامي برادر بزرگ‌تر ايشان را نيز سال بعد ملاقات و در اين خصوص باز هم پرس‌و‌جو نمودم كه ايشان نيز اظهارات برادرشان را تاييد كردند.

(2). بر اساس نوشته‌هاي موجود در ديواره مقبره امام‌زاده زيد بن علي (ع) اين بنا سال 1084 خورشيدي توسط علي‌مردان‌خان والي يك بار ديگر مرمت شده است.

(3).http://yaftenews.ir/introduction/lorestan-old-pictures/3001-alexa-google-yahoo726.html

(4). شاخه ديگري از جزايري‌هاي ساكن خرم‌آباد نظير حجت‌الاسلام سيدجواد جزايري (1344-1257) وس يد جعفر (1320-1262) فرزندان سيدحسين نيز دوره رضاشاه از شوشتر به خرم‌آباد آمدند.

(5). مرحوم قدرت‌الله مومني (1394-1306) كه اجدادش دوران ناصرالدين‌شاه از تفرش به خرم‌آباد آمده‌اند نقل مي‌كرد كه جد اعلاي آن‌ها به نام زين‌العابدين با ميرضا سيدرضا نسبت دايي و خواهرزاده داشته و ميرضا سيدرضا نيز به سبب مرادوده زين‌العابدين با خرم‌آبادي‌ها به خرم‌آباد مهاجرت كرده ‌است. پرفسور علي دلاور نيز و خانواده دلاوري خرم‌آباد نيز عموزاده‌هاي مرحوم مومني هستند.

اسامي فوت شده‌هاي خرم‌آباد لرستان در آذرماه 1395

نسرين ارغاني فرزند عزيزالله- قبرستان بدرآباد
شيرين صفاري‌پور فرزند قريب- قبرستان سراب ياس
منوچهر روزبهاني فرزند قدرت‌الله
عباس ابراهيمي‌مقام فرزند حميد
نصرت عمبري فرزند لطف‌علي
سبزعلي عبدان فرزند اسماعيل
شيرمراد مرادعليوند بهاروندي فرزند پيرولي
بهمن هولاندشت فرزند احمد
امير شهبازي فرزند ابراهيم
فتانه حيات‌الغيب فرزند سيدتقي
فاطمه شاكرمي فرزند كرم‌رضا- قبرستان معمولان
خيرالله نصيري فرزند نوره- قبرستان زاغه
ناهيد كارگر سرابي فرزند درويش- از طايفه پولاد حسنوند
اسماعيل جوزي فرزند كنعان
پيام شيخي‌گله‌دار فرزند محمد
زهرا یاراحمدی فرزند رحمان
صیديعقوب ناصرپور فرزند فرزند شیرولی- الشتر
محمدحسن یاراحمدی فرزند نعمت‌الله
خاور دالوند فرزند مرادعلی
سید رحم‌خدا طاهری فرزند سید فتح‌علی
سيدابراهيم طاهري فرزند سيد تاج‌الدين
سکینه فراشی فرزند محمدحسن
محمدعلی حاتموند فرزند روسی
تاجي خشنود فرزند احمد
هزاری ظهرابی‌فرد فرزند سوخته
رحیم شاکرمی فرزند فیض‌الله
حسن پاپی‌زاده‌کاکایی فرزند لطیف
دان‌انار نقدی‌سپهوند فرزند بدربیک
پاپی‌احمد دلیری فرزند ولی
رحیم گودرزی فرزند علی‌جان
جمشید صفی فرزند جواد
رنگین‌طلا زمانی‌وردی فرزند محمدزمان
گل‌دوستی کاکولوند فرزند محمود
صید‌عزیز نقی‌پور فرزند علی‌مراد
محسن موسوی‌نژاد فرزند رجب
فرخی شاهوردی فرزند شیرمحمد
عیسی عاطفی‌خرم فرزند ولی‌خان
رضا رازانی فرزند عبدالله
صید بیرانوند فرزند بارانی
غارتی هراتی فرزند محمدعلی
ولی‌الله موسیوند فرزند شاه‌ولی
آغا‌سلطان ولی‌پور فرزند میرولی
ماه‌بانو آقايی‌زیری فرزند محمد
احمد زمردزاده‌پناهی فرزند یوسف
اسماعیل جوزایي فرزند کنعان
کرم‌الله بیرانوند فرزند آغاجان
نازطلا حسنوند فرزند مومن‌علی
عباس رضازاده فرزند رضا
محمدرضا فضل‌الهی فرزند رحیم
رضا زیتی فرزند فریدون
علی‌محمد (سرتيپ) طولابی فرزند پاپی‌علی
احمد (باباجان) سپهوند فرزند عرب‌بک - از طايفه شمس بيرانوند
فاطمه شاکرمی فرزند کرم‌رضا
بابا‌خان دهقانی فرزند امیرخان- قبرستان فلك‌الدين
صيدعزيز تقي‌پور فرزند علي‌مراد
سيد محمدحسن سيف‌زاده فرزند سيد محمد (پدر سيد محمد سيف‌زاده فيلمساز و كارگردان لرستاني)
احمد نقدیان فرزند علی رحم- رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خرم‌آباد - قبرستان فيروزآباد
محمدعلي اشجع- بروجرد
مهدي فيروزي فرزند محمدمیرزا- فيروزآباد
علی‌جان رحیمی فرزند رحیم‌بک
قدم‌خیر حسنوند فرزند رستم
حاتم شفیعیان فرزند برفی
حسن بروجی فرزند علی
غلامرضا مشایخی‌دستجردان فرزند علی‌اکبر
بهروز جافری فرزند سوخته‌زار
اشدبانو صحرانیا فرزند پیرولی
عذرا پاپی‌الوار فرزند مراد
پروین خدارحمی فرزند الله‌یار
غلام‌رضا حیدری‌ فرزند رحم‌خدا
هاشم رحیمی‌پور فرزند اسرار
عذرا نکوهی فرزند سید علی‌اکبر
کیوان مریدی‌نیا فرزند حجت‌الله
مریم سگوند فرزند جعفر
بهداد آرامش فرزند اسدالله
بسیله ماسوری فرزند پاپی
جهان‌شاه نظامی فرزند ذوق‌علی
دلبر بیرانوند فرزند محمود
سلطان همتی فرزند شرف‌علی
زربانو خوشنام فرزند فتح‌علی
دلبر عباسی‌بیرانوند فرزند موسی
ماه‌سلطان رشیدیان‌دارایی فرزند صیدجعفر
عبدالله رضایی فرزند فردحسین
محمدشا کشوری فرزند ملک
صیدمراد جافرپور فرزند بیگ‌محمد
عروس قلاوند فرزند شامیرزا
رسول هادی‌زاد فرزند همراد
روح‌الله عبدی‌نسب‌ فرزند عبدالله
شیرآقا نورآغایي فرزند نورآغا
مریم کیخسروی فرزند اکبر
مریم بساطی‌شیخ‌آباد فرزند بساط‌بک
معصومه کشوری فرزند علی‌حیدر
وحید ناصری فرزند نورعلی
ماه‌سلطان مرادی‌چگنی فرزند علی‌مراد
صادق فلاح‌زهابی فرزند یارعلی
عبدعلی دریکوندی فرزند خدامراد
بهرام‌خان نظری فرزند شرف‌علی
خداکرم سلیمانی‌نظرآباد فرزند دوست‌مراد
علی نصیری فرزند پاپی‌علی
اکرم سامانی فرزند محمدباقر
محمدعلی بیرانوند فرزند ناصر
آرام دریکوندی فرزند هادی
مریم آدینه فرزند آقا‌ملا
اسماعیل صفریان‌دلاور فرزند ابراهیم
جوزعلی ذوالفقاری‌منش فرزند کربلایي
زهرا یاراحمدی فرزند رحمان
ماه‌سلطان پاپی فرزند علی‌رضا
تاجی خشنود فرزند صید‌محمد
پیام شیخی‌گله‌دار فرزند محمد
سيد مهدي شاهرخي فرزند سيد مجيد - مدير دبيرستان امام خميني (ره) خرم‌آباد
سيد علي‌محمد مواهبي‌طبا‌طبايي فرزند سيد علي‌اكبر - بروجرد
يدالله ياوريان فرزند علي‌رحم
ابراهيم دانايي‌چگني- قبرستان سراب ناوه‌كش چگني
محمدجعفر عبدالهیان فرزند خداکرم
اکرم چنگایی فرزند علی‌رحم
زینت پورزرین‌چغا فرزند صیدجعفر
محمد یعقوبیان فرزند رحمان
یوسف پورجلیل فرزند حسن‌رضا
آغابانو عباسی‌شاکرمی فرزند یوسف
مصطفی رشنوئی فرزند گنج‌علی
رمضان شاهیوندی فرزند جعفر
زینب سپهوند فرزند محمدحسین
مریم پیرداده‌بیرانوند فرزند حسین‌جان
حلیمه سگوند فرزند شعبان‌علی
صیدقاسم صادقی فرزند دوشنبه
مهدی آذرپیوند فرزند رحم‌خدا
دیانا امین فرزند محمدعلی
سامان یاراحمدی فرزند محمد
عزت‌الله چراغ فرزند عوض‌علی
کشور کریمی‌زهابی فرزند صیدکریم
صنم‌خانم شاهرخی فرزند سید فتح‌علی
گوطلا زارهولاندشت فرزند شفه‌آلو
نازطلا عینی فرزند یک‌شنبه
منیژه ولی‌زاده کولیوند فرزند دار‌بلوط
فرخی علیپور‌مرادی فرزند صیدحسن
محمد مرادی فرزند حبیب‌الله
هاجر زیودارنیا فرزند ایمان‌علی
قربان صفری‌مرتی فرزند غلامرضا
علی‌جعفر کیابی فرزند خان‌بابا
صاحبه دولتشاه فرزند پنج‌شنبه
حسن زرینی‌مهر فرزند باقر
دم‌طلا اکبری فرزند پاپی‌احمد
محسن چغلوندبیرانوند فرزند عزیزعلی
جواد بابایی فرزند حجت
قدم‌خیر مرادی فرزند مرادی
مریم شمسی‌فرد فرزند بهمن
ابراهیم شمس فرزند حسن‌علی
گوهر سواخوی فرزند ظهراب
میرعباس امیری فرزند حسین
حجت‌الله بیرانوند فرزند مروت
سکینه فرضی فرزند صیدعباس
سارا پنجی‌پور فرزند علی‌محمد
مهرسا بابایی فرزند امیر
احمد‌علی والی‌نژاد فرزند نور‌علی
مراد نوری‌زاده ... کریم
عزیزالله بابایی ... علی‌محمد
محمدرضا حقانی ... هوشنگ
رضا مهدی‌پور‌علمی ... هادی‌خان
محمدجعفر عبدالهیان ... خداکرم

غنچه زینی‌وند آبدانه ... حبیب‌الله (مادربزرگ محمود، منصور و كريم داودي‌نژاد)
فاطمه بهرنگ - بروجرد (مادر فرهاد و شيرزاد داودوندي از خبرنگاران و ورزشكاران لرستاني)
زینب پور‌زرین‌چقا ... صید‌جعفر
خسرو آزادی‌مقدم فرزند علی‌دوست
حسین‌علی جان‌علی‌زاده فرزند کاظم
لوکی رباطی فرزند علی‌رضا
صوفی بیرانوند ... درویش
اردشیر شاکری ... رمضان
رحیم گراوند ... منصور
فرنگیس اسدی‌زاده ... محمد
پروین محمودوند ... خدارحم
حق‌علی هراتی ... ولی
شاهپور آقایی‌پور ... امان‌الله
نصرت زیدی‌میری ... قوچ‌علی
قدرت میرسالاری ... درویش
صادق آذری‌مقدم ... زیت‌علی
ناهید بهاروند ... کرک‌علی
فانوس حاتمی‌شیخی ... علی‌رحم
زهرا حافظی .... نورالدین
علی‌یار محمدیان‌مقدم ... موسی
علی‌اصغر قیاسوند ... اکبر
نعمت‌الله توکل ... محمدرضا
فرخ شیروانی‌بختیاری ... محمدعلی
زینب نصیری‌منش ... محمود
فاطمه حیدری ... نورخدا
مریم شاهرخی ... شیخ‌علی
مسعود شیرازی ... محمدرضا
وجیه‌خانم کاظمی‌زهابی ... عیسی
زهرا محمدی‌راد ... محمدعلی
فتانه نجفی‌پور ... احمدعلی
تاج‌طلا سگوند ... جمعه
علی بیرانوند ... صیدعلی
گوطلا قربانی ... گردل

خبر: كيوان آقايي