نظر ورزشکاران خارجی در مورد خرم‌آباد و لرستان

در حاشيه برگزاري مسابقات جهاني كوراش به ميزباني خرم‌آباد، با چند نفر از ورزشكاران كشورهاي مختلف گفت‌وگو كردم و نظرشان را در مورد مردم لرستان و ايران و نيز نحوه ميزباني ستان لرستان، جويا شدم.

به اتفاق "محسن سپه‌وند" مترجم هم‌تبار راهي جايگاه ويژه ورزشكاران و مهمانان خارجي مي‌شويم. محسن مي‌گويد اگر چه پدرش اصالتاً لرستاني است اما او زاده و باليده اروميه است؛ به همين دليل زبان تركي را خوب مي‌فهمد. او كه روان‌شناس است و مطب دارد، در كنار تركي، انگليسي و عربي(تا حدودي) را نيز آموخته و اكنون به عنوان مترجم جهت برگزاري مسابقات به خرم‌آباد آمده است.

زماني كه متوجه شدم آقاي سپه‌وند با من فارسي صحبت مي‌كند، با توجه به نام خانوادگي‌اش از او خواستم لري گفت‌وگو كنيم كه وي در پاسخ به من گفت كه سال‌ها از اين‌جا دور بوده است و قادر به لري صحبت كردن نيست! البته اين نكته را نيز متذكر شد كه نام خانوادگي‌اش را هم نبايد سر هم نوشت و "سپه‌‌وند" درست است!

به هر حال به اتفاق وي راهي مي‌شويم تا كارمان را اغاز كنيم. نگاهي به چهره‌ي مهمانان مي‌اندازم تا سوژه‌ام را بين آن‌ها انتخاب كنم، اما مترجم پيشنهاد مي‌دهد از ورزشكار ايراني تيم نروژ شروع كنيم كه به نظرم بد پيشنهادي نيست. لذا به سراغ "محمدرضا صداقتي" مي‌رويم.

صداقتي كه در وزن منهاي 90 كيلوگرم شركت كرده، مي‌گويد: اصالتاً اهل بجنورد در خراسان هستم و از 7-8 سال قبل به نروژ رفتم.

وي مي‌افزايد: 13 سال است جودو كار مي‌كنم و چون رشته‌ي كوراش در نروژ هنوز جا نيفتاده به فدراسيون جودوي اين كشور پيشنهاد دادم در اين مسابقات شركت كنم تا هم نروژ نماينده داشته باشد و هم تجربياتي براي گسترش اين رشته در نروژ كسب كنيم.

صداقتي البته با صداقت، هدف ديگرش را از اين مسافرت ديدار با اعضاي خانواده‌اش در ايران عنوان مي‌كند و مي‌گويد: قبلاً فقط از شهر خرم‌‌آباد عبور كرده بودم اما حالا چند روز است در هتل جهانگردي كنار درياچه كيو اقامت داريم و به نظرم اين‌جا شهر قشنگي است.

وي ميزباني ايران و لرستان را خوب ذكر مي‌كند و در مقابل اصرار ما كه مايليم نقطه ضعف برگزاري را از زبان او براي رفع ايرادات در آينده بشنويم، پاسخ مي‌دهد: فقط در بخش حمل و نقل ورزشكاران كمي تاخير بود كه البته اين به معناي بد بودن اين كار نيست اما بهتر بود براي وزن كم كردن ما را دقيقاً سر ساعت و بدون چند دقيقه تأخير به سالن مي‌رساندند.

صداقتي دور اول كاراز دياميديس از يونان را شكست داد اما دور دوم با شكست برابر يونس ولي‌زاده از ايران، از دور مسابقات كنار رفت.

نظر ورزشكاران خارجي در مورد خرم‌آباد و لرستان/ غذاهاي ايراني خيلي خوش‌مزه است!

از اين ورزشكار ايراني تيم نروژ تشكر مي‌كنم كه وقتش را به ما داده و همراه با مترجم به سمت نفر بعدي كه در نزديكي صداقتي نشسته مي‌رويم. خودش را "فدريك لِكال‌وز" (Fredric Laurent calvez) معرفي مي‌‌كند از كشور موناكو.

موناكو كشوري كوچك در قلب فرانسه است و فدريك نيز همراه با يك ورزشكار فرانسوي كه كنارش نشسته به ايران آمده است.

او مي‌گويد 35 ساله است و از كودكي جودو را آغاز كرده. فردريك به كشورهاي بسياري به خصوص در اروپا و آمريكا رفته اما در آسيا پس از ازبكستان، ايران دومين كشوري است كه تا كنون به آن‌جا مسافرت كرده است. مسير سفر او از فرانسه به تركيه، از آن‌جا به فرودگان بين‌المللي امام در تهران و سپس با گروهي از ورزشكاران كوراش‌كار از راه زميني به خرم‌آباد منتقل شده است.

وي ايراني‌ها را مردمي مهمان‌نواز مي‌داند و مي‌گويد: مي‌توان خوشحالي را به وضوح در چهره اكثر مردم شما ديد (يعني خون‌گرم هستند).

فردريك مي‌گويد: مردم اين‌جا از حضور ما در شهرشان خوش‌حال هستند و دوست دارند چيزهاي بيش‌تري در مورد ما بدانند.

وي با بيان اين كه فرانسوي‌هاي بسياري را مي‌شناسم كه دوست دارند به ايران بيايند و در مورد ايران بيش‌تر بدانند، مي‌افزايد: قبل از اين كه به ايران سفر كنيم، تصور ديگري از كشورتان داشته (به خودش و دوست فرانسوي‌اش اشاره مي‌كند كه كنارش نشسته) و حقيقتاً كمي ترس داشتيم اما الآن كه آمده‌ايم نظرمان در مورد ايران عوض شده است.

فردريك نيز در هتل جهانگردي خرم‌آباد مستقر است. از او سؤال مي‌كنم اسم شهري كه الآن در آن حضور دارد را مي‌داند؟ پاسخ مي‌دهد: كُمارآباد!

به او يادآور مي‌شوم كه تلفظ صحيح نام اين‌جا "خرم‌آباد" است و او خنده‌كنان پس از 2-3 بار تكرار، بالاخره با لهجه‌ي فرانسوي خرم‌آباد را تلفظ مي‌كند!

فردريك مي‌گويد كه از درياچه كيو كه نزديك هتل محل اقامت آن‌هاست ديدن كرده و سري هم به بازار زده است. وي به محتويات پلاستيك دستش اشاره مي‌كند و خريدي كه از بازار انجام داده است. يك بسته پسته و يك بسته شكلات كاكائويي خريد امروز فردريك از بازار خرم‌آباد بوده است.

از او سؤال مي‌كنم كه به تماشاي قلعه، ديگر آثار باستاني يا جاذبه‌هاي طبيعي اين‌جاهم رفته‌اند كه مترجم توضيح مي‌دهد هنوز فرصت نشده اعضاي اين گروه را راهي قلعه و ديگر جاها كنيم اما ديروز عهده‌اي كه در هتل ديگري مستقر هستند را را به آبشار بيشه برده‌اند.

به عنوان آخرين سؤال از فرديك مي‌پرسم كه نظرش در مورد غذاهاي ايراني چيست؟ او پاسخ مي‌دهد كه اين چند روز از غذاهاي ايراني خورده و غذاي اين‌جا با موناكو متفاوت است. وي استيك مرغ را بهتر از ديگر غذاهايي مي‌داند كه در اين چند روز ميل كرده است.

در اين بين آقاي دولتشاهي كه سرپرست ورزشكاران مستقر در هتل جهانگردي است سر مي‌رسد و از فردريك و اطرافيان وي سؤال مي‌كند كه مايلند در سالن مسابقات بمانند و مبارزات را تماشا كنند يا مي‌خواهند به هتل برگردند؟ كه خوشبختانه فردريك و گروه حاضر در آن‌جا اعلام مي‌كنند مي‌خواهند به تماشاي مسابقات بنشينند. من نيز از فرصت استفاده مي‌كنم و سراغ نفر بعدي مي‌روم.

سوژه‌ي سوم ما "مارين بيل‌يانوسكي" (marin biljanoski) نام دارد از كشور مقدونيه. جواني است 24 ساله كه فقط 3 سال است جودو و كوراش را آغاز كرده است. او در وزن 73 كيلوگرم حضور دارد كه مبارزات اين وزن روز جمعه برگزار مي‌شود.

مارين تا كنون به بيش از 15 كشور مسافرت داشته و ايران را تجربه جديدي از نظر فرهنگ مردمش مي‌داند.

او مي‌گويد: ايراني‌ها مايلند كه فرهنگ خودشان را به خارجي‌ها نشان دهند و به نظرم به افكار و عقايد خودشان بسيار احترام مي‌گذارند.

وي با بيان اين كه دوست دارد تفاوت فرهنگ‌هاي مختلف در جهان را ببيند؛ متذكر مي‌شود: البته براي قضاوت در مورد فرهنگ مردم هر منطقه بايد مدت بيش‌تري آن‌جا باشي تا به صراحت اعلام نظر كنيد.

اين ورزشكار اهل كشور مقدونيه، ميزباني لرستان را خوب و بدون مشكل توصيف مي‌كند و اين‌جا را شهري آرام و ساكت مي‌داند كه با اكثر جاهايي كه ديده متفاوت بوده است.

مارين به تماشاي درياچه كيو رفته اما هنوز فرصت رفتن به جاهاي ديدني ديگر خرم‌آباد و لرستان را پيدا نكرده است. او هم غذاهاي ايراني را خوب توصيف مي‌كند و از وضعيت تغذيه و اسكان راضي است.

اطراف را خوب ورانداز مي‌كنيم. سراغ ورزشكاري از كشورهاي آفريقايي مي‌گرديم، به پيشنهاد مترجم، سراغ يك نفر در آن نزديكي مي‌رويم كه كمي سيه‌چرده است! خودش را "جو گش‌" (jogesh ambalathl) معرفي مي‌كند.

وي مي‌گويد اهل کرالا (Kerala) یکی از ایالت‌های جنوب هند است. كرالا به‌خاطر تپه‌های منحصربه‌فردش معروف شده است. تپه‌هایی سبز با سواحل آفتابی بسیار جذاب و مرداب آرام و آبشارهای زیبا.

جو 42 سال دارد امروز در وزن 100 كيلوگرم به حريف ازبكستاني باخته اما روز جمعه شانس مجددش را در وزن آزاد امتحان مي‌كند.

در كشوري كه هاكی ورزش اول آن است، جو به خاطر جودوكار بودن پدر و اهالي خانواد‌ه‌اش جذب اين رشته شده و ايران چهارمين كشوري است كه او براي مسابقه به آن‌جا سفر مي‌كند.

جو مي‌گويد: هند به دليل جمعيت و وسعت زياد، فرهنگ‌هاي پيچيده‌ي زيادي دارد اما ايراني‌ها تقريباً از نظر فرهنگي همه مثل هم و مردمی خوب هستند.

اين ورزشكار هندي از بين غذاهاي ايراني به "بريانی" علاقه زيادي دارد و آن را عالي قلمداد مي‌كند!

جوگش به بازار خرم‌آباد رفته و قلعه فلك‌الافلاك را از دور ديده است. او معتقد است خرم‌آباد شهر زيبايي است و نام آن را هم خوب تلفظ مي‌كند اما زماني كه از او مي‌پرسيم چه شهرهاي ديگري در ايران را مي‌شناسد، پس از بردن نام تهران، به من و من مي‌افتد و قصد دارد از شهري كه ابتداي نام آن با حرف "ج" شروع مي‌شود نام ببرد و ما نتوانستيم در اين زمينه به او كمكي كنيم! (هر چند بعد به یاد جهرم و جیرفت افتادم که بعید می‌دانم مد نظر جو باشد)

هنگامي كه قصد خداحافظي داريم، جو نام مرا مي‌پرسد و وقتي به او جواب مي‌دهم "رضا جايدری" با خنده قيد ادامه آن را مي‌زند و فقط به گفتن "رضا" بسنده مي‌كند!

دوباره مشغول جست‌وجو بين ورزشكاران هستيم. يك ورزشكار گردن‌كلفت كه كمي به مغولي‌ها شباهت دارد با فارسي شكسته به ما پيشنهاد مي‌دهد با بغل‌دستي او صحبت كنيم. هر دو نفر اهل ازبكستان هستند. مترجم همراه من با نارحتي مي‌گويد كه ازبك‌ها هيچ زبان بين‌المللي نمي‌دانند اما ناگهان همان ورزشكار اولي مدعي مي‌شود كه فارسی و تركی را تا حدودي بلد است!

بنابراين براي ادامه گفت‌وگو اين سوژه جالب را انتخاب مي‌كنم كه خود را "اركين دونيوروف" معرفي مي‌كند. اركين 25 ساله است و در وزن 100 كيلو گرم حضور دارد و امروز حريف اكرايني و همين جوگش هندي را برده و به فينال راه يافته است.

او مشغول توضيح دادن براي ماست و مي‌گويد ازبكستان با 14 ورزشكار در اين مسابقات حضور يافته كه ناگهان مربي، اركين را فرا مي‌خواند تا براي برگزاري فينال آماده شود و وي نيز سريع با ما خداحافظي كرده و دنبال كارش مي‌رود!

البته اركين ساعتي بعد فاتح مسابقات در اين وزن مي‌شود و مدال طلا به گردن مي‌آويزد. ما نيز در آن هياهو، موفق نمي‌شويم دوباره او را پيدا كرده و گفت‌وگوي‌مان را تكميل كنيم!

حس مي‌كنم بيش از اين نبايد مترجم را خسته كنم، لذا از او تشكر كرده و از جايگاه ويژه ورزشكاران خارجي، خارج مي‌شوم!

رضا جايدري / خرم‌آباد

خاطراتي از حضور كشتي‌گيران لرستان در مسابقات قهرماني كشور سال 1341

نخستين بار كه سالن هفتم تير (محمدرضاشاه سابق) تهران را ديدم زماني بود كه به دانشگاه راه ‌یافته و با توجه به علاقه سرشار به 3 رشته كشتي، وزنه‌برداری و فوتبال، هر وقت فرصتي پيدا می‌کردم براي ديدن وزنه‌برداری، كشتي و مسابقات فوتبال گروه ملي به سالن یادشده و ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي فعلي) كه تنها استاديوم مناسب 50 سال پيش بود مي‌رفتم.

مهرماه 1341 از دوستي كه اهل كشتي بود شنيدم مسابقات قهرماني كشور در سالن هفتم تير روبه‌روی پارك شهر در جريان است و ورزشكاران لرستاني نيز جهت شركت در اين مسابقات به تهران آمده‌اند. با اندكي تفحص دريافتم كه کشتی‌گیران زادگاهم خرم‌آباد در هتل خادم جنب كوچه مرو اقامت دارند. مهمانخانه‌ای كه پاتوق لرستانی‌ها بود و بيش‌تر خرم‌آبادی‌ها كه به تهران می‌آمدند جهت اقامت موقت آن را انتخاب می‌کردند. مدير داخلي هتل شخص کوتاه‌قامتی بود به نام كشاورز كه میانه‌اش با خرم‌آبادی‌ها بسيار خوب و بيش‌تر آن‌ها را به اسم و رسم مي‌شناخت.
مسافرخانه‌های اعيان، شجاعي و شرافت در خيابان ناصرخسرو هم جز نقاطي بود كه خرم‌آبادی‌ها اكثر اوقات به آن‌جا می‌رفتند. قدمت و سابقه‌ی اعيان از اين مسافرخانه‌ها بيش‌تر بود و قبل از شهريور 20 بيش‌تر اعيان و خوانين لرستان به اين مهمانخانه می‌رفتند.(1)
خاطراتي از حضور كشتي‌گيران لرستان در مسابقات قهرماني كشور سال 1341 
تيم كشتي لرستان 
از چپ: هوشنگ وفي (رئيس تربيت‌بدني لرستان)، احمد رضايي، شهاب لشكري، ؟ ، محمد كريمي و ...
 
از كشتي و قهرماني كشور سال 41 حرف می‌زدیم كه کشتی‌گیران خرم‌آبادی در آن شركت داشتند. روز موعود به سالن هفتم تير رفتم. دوستان کشتی‌گیر خرم‌آبادی را ديدم و كلي ذوق‌زده از اين ديدار!مرحوم "احمد رضایی" (1314-1361) سرپرست، كاپيتان و در عین‌ حال مربي تیم بود. خودش در وزن ششم كشتي مي‌گرفت. رقيب اصلی‌اش محمود معزي‌پور مربي تيم ملي بزرگ‌سالان سال‌های اخير بود كه با اختلاف كمي به وي باخت. وقتي رضايي با معزي‌پور كشتي می‌گرفت من كنار تشك كشتي نشسته بودم و متوجه شدم مرحوم حاج عبدالحسين فيلي كه مربي وي بود راهنمایی‌اش می‌کرد. فيلي را بعدها شناختم و آن موقع نمی‌دانستم كيست.
تا جايي كه به ياد دارم مرحوم حسين رضايي در وزن اول كشتي می‌گرفت. محمد كريمي وزن سوم بود. نصرت‌الله والی‌زاده (اگر اشتباه نكرده باشم چون از حافظه مدد می‌گیرم) در وزن چهارم بود و وزن پنجم كسي را نداشتيم. وزن ششم نيز مرحوم رضايي كشتي می‌گرفت.
جالب اين‌جا بود كه شهاب لشگريان را با وزني حدود 80 كيلو به وزن هفتم فرستاده بودند و از قضای روزگار بسياري از نام‌آوران آن دوره را با اعتمادبه‌نفس مثال‌زدنی شكست داد و درست به ياد دارم كه تنها مقابل مرحوم عباس گلمكاني کشتی‌گیر مطرح مشهدي باخت و با اين باخت به مقام چهارم كشور رسيد آن هم در دو وزن بالاتر.
کشتی‌گیران مطرح وزن هفتم بعد از مرحوم غلام رضا تختي، خیرالله اميري کشتی‌گیر سرشناس اهل شهرری. عزیز کیانی كه در روزگار خود يلي بود. وي درجه‌دار ارتش، داراي بالاتنه‌ای بلند و پاهاي كوتاه كه نشانه‌ی قدرت و اعتبار تنه وي بود. شهاب ایران‌دوست نيز در اين وزن يعني وزن هفتم كشتي می‌گرفت و به‌ حق از نوادر كشتي روزگار خود بود. وي اهل خوزستان، چهره‌هاي آفتاب‌خورده با مچ و سردسته‌ای قوي، موهاي انبوه و مجعد و نگاهي مصمم و سرشار از اعتمادبه‌نفس. تا جايي كه ياد دارم شهاب ایران‌دوست فقط در مقابل شادروان تختي با فن كنده دست در شکن مغلوب شد. عكس اين كشتي، يعني مسابقه‌ی ایران‌دوست با مرحوم تختي مدت‌ها در مجالت ورزشي به مناسبت‌هایی به چاپ مي‌رسید.(2)
شهاب اسماعيلي‌لشگريان اوایل مطرح ‌شدنش در كشتي به‌شدت تحت تأثير شيوه كشتي گرفتن و خصوصيات فردي "شهاب ایران‌دوست" از قهرمانان آن زمان كشتي كشور بود و اين شيفتگي به حدي بود كه با تلاش فراوان موفق شد نام كوچك خود را به "شهاب" بدل كرده و از همان سال‌های 42_43 به شهاب معروف شد و اين نام در شناسنامه‌اش قيد گرديد.
خوب به ياد دارم كه در كشتي وزن هشتم بين صدیق‌زاده از مراغه و مرحوم یعقوب‌علی شور‌ورزی كه حدود 2 متر قد و 140 كيلو وزن داشت، كشتي فينال برگزار شد. شور‌ورزی در يك غافل‌گيري صدیق‌زاده را با فن گوسپند‌انداز كه شگرد وي بود ضربه‌فنی كرد. تماشاچيان به‌شدت شورورزی را تشويق كردند و همين امر باعث شد صدیق‌زاده كه از اين باخت حسابي دچار شوك عصبي شده بود 3-4 صندلي داخل سالن را به ‌سوی تماشاچيان پرتاب كرد كه باعث فرياد و فرار بيش‌تر تماشاچيان آن سمت سالن كه شور‌ورزی را تشويق كرده بودند شد.
جالب اين است كه مأمورين پليس ايستاده و بر و بر در صديق‌زاده را تماشا مي‌كردند و هيچ عکس‌العملی نشان نمی‌دادند. اين صحنه در آن روز براي من جالب بود و مانده بودم براي چه در سالن حاضر شده‌اند و مأموريت‌شان چيست؟ به‌ هر حال صدیق زاده بعد از این نيز با چند تن از کشتی‌گیرهاي ديگر درگير شد، ظاهراً طرف کمیته‌ی انضباطي فدراسيون كشتي آن زمان كه قراگزلو رياست آن را به عهده داشت براي مدتي از صحنه‌های قهرماني كشتي دور و به‌نوعی تنبيه گرديد...
 اما در اين مسابقات چند كشتي از طرف کشتی‌گیران خرم‌آبادی به انجام رسيد. [مرحوم] محمد كريمي با ساماني کشتی‌گیر مطرح خوزستاني كشتي گرفت و در حالی‌ که چند امتياز از وي جلو بود به علت ضرب‌دیدگی دنده‌هایش آسيب ديد و كشتي را ادامه نداد، در حالی‌ که كريمي در آن روزگار در بهترين فرم ممكن بدني قرار داشت و به ‌احتمال ‌زیاد اگر اين حادثه پيش نمی‌آمد موفق به كسب مدال می‌شد.
هنوز پس از گذشت بيش از نيم قرن از آن ماجرا، مرحوم كريمي را در حالی ‌که دوبنده كشتي به تن داشت يك مسمي‌الكوس مخصوص آن زمان را به دنده‌ها و سينه وي چسبانده بودند، در ذهن و خاطر خود دارم. وي با قیافه‌ی در هم با حسرت به تماشاي کشتی‌های ديگر نشست.
نصرت‌الله والی‌زاده با حريف قلدر و عنوان‌داری به نام بهشتيان را پيش رو داشت كه آن زمان رقابتي تنگاتنگ با محمد خادم پدر امير و رسول خادم و دكتر توكل قهرمان كه پليس اساساً دیگر نشسته بود. نصرتاهلل والی زاده حريف قلدر و عنوان داری به نام بهشتيان را پيش رو داشت كه آن زمان رقابتي تنگاتنگ با محمد خادم پدر امير و رسول و دكتر توكل قهرمان سوم مسابقات جهاني يوكوهاماي ژاپن كه اهل مشهد و همشهري خادم بود، داشت.
منصور سرداري کشتی‌گیر وزن سوم، قهرمان ارتش‌های جهان كه شگرد معروفش بزكش (3) بود باهم مبارزه می‌کردند. البته مهندس نصرت‌الله والی‌زاده نيز در اوج شرايط بدني مناسب بود و شايد اگر در همان دوره‌های اول به کشتی‌گیران قدري چون بهشتيان و سرداري نمی‌خورد، احتمال مدال گرفتنش می‌رفت؛ اما وي نيز قرعه چندان مناسبي نداشت. كشتي او و بهشتيان را كنار تشك نشسته بودم. فكر كنم با اختلاف يك پوئن مغلوب بهشتيان گرديد.
مرحوم احمدرضایی هم تا جايي كه به ياد دارم در آن سال عنواني پيدا نكرد و بعد از این كه مغلوب محمود معزی‌پور گرديد به کشتی‌ها ادامه نداد؛ اما کشتی‌گیری كه تا مرحله رده‌بندی در جدول مسابقات ماند شهاب لشگريان بود كه چند تن از کشتی‌گیران نام‌آور را در ميان ناباوري مغلوب كرد و يكي از شگفتی‌سازهای آن مسابقات بود چرا که لشگريان در حالي در وزن هفتم كشتي می‌گرفت كه وزني مناسب با اوزان چهارم و پنجم داشت.
نتايج كشتي‌گران لرستان در مسابقات قهرماني كشور سال 1341 (بخش دوم خاطرات ايرج كاظمي)
اعتماد به‌ نفس، قدرت بدني و زيرهاي استثنايي وي كه به‌سرعت برق و باد می‌گرفت عامل آن پیروزی‌ها بود. اطمينان دارم كه لشگريان اگر در آن مسابقات تجربه‌ی بيش‌تري داشت و مربي كنارش بود، قطعاً يكي از 3 عنوان وزن هفتم را به دست می‌آورد.
وي پس از مغلوب شدنش در نیمه‌نهایی آن زمان به‌وسیله‌ی مرحوم گلمكاني كه از کشتی‌گیران مطرح خراساني و در رديف نام‌آورانی چون احمد وفادار، بهادري، محمد خادم و توكلي بود به مقام چهارم كشور رسيد كه براي جواني تازه‌کار و کم‌تجربه اما بسيار شجاع و رشيد چون لشگريان مقامي ارزنده به شمار می‌رفت.
ايرج كاظميوي بعد از ورود به خرم‌آباد مورد تشويق جامعه ورزشي وقت قرار گرفت و ياد دارم كه مرحوم علی‌محمد ساكي كه در آن زمان مدير دبيرستان بهار بود و لشگريان نيز دانش‌آموز سال ششم ادبي اين دبيرستان،از ايشان تقدير شايسته‌اي به عمل ‌آورد و جوايزي نيز به وي داد.
 
ايرج كاظمي
 
 
پی‌نویس‌ها:
(1) مرحوم امان‌الله غضنفري معروف به سردار بهادر از سران عشاير منطقه طرهان به علت ناراحتی‌های ناشي از مخالفت سپهبد رزم‌آرا سال 1325 در اين مسافرخانه دست به خود کشی زد.
(2) در اين تصوير كه مسابقه پهلواني كشور است نمی‌دانم چه سالي مرحوم تختي و شهاب ایران‌دوست هر دو شلوار مخصوص كشتي پهلواني كه داراي نقش و نگار و پیش قبض بوده است را در اين كشتي به پا دارند. اين تصوير مرحوم تختي را در حالي نشان می‌دهد كه در حال ضربه كردن ایران‌دوست است.
(3) شگردي كه بعدها رسول خادم نيز از آن بهره‌مند بود و خادارتسف روسي قهرمان چند ساله‌ی جهان و المپيك را با همين فن مغلوب كرد.
 
توضيح: اين مطلب پنج‌شنبه 30 مهر 1388 در صفحه 5 شماره 7 نشريه "لرستان ورزشي" منتشر شده است.

اولين ملي‌پوشان فوتبال لرستان چه كساني هستند؟ + تصاوير

شايد براي برخي جالب باشد تا بدانند كه اولين فوتباليست لرستاني كه به عضويت تيم ملي كشورمان درآمد چه كسي بود؟

در پاسخ به اين سؤال بايد به جنبه‌هاي مختلف تقسيم‌بندي تيم‌هاي رده‌ سني كشورمان توجه كرد و اين موضوع را در نظر گرفت كه كدام بازيكنان از تيم‌هاي لرستان به تيم ملي راه يافتند و كدام بازيكنان لرستاني از تيم‌هاي ساير استان‌ها، راهي تيم ملي فوتبال كشورمان شدند.

* اولين فوتباليست لرستان كه در رده‌ي جوانان و بزرگسالان و از يكي از تيم‌هاي "خارج استان" به تيم ملي راه يافت، "علي‌رضا خورشيدي" است.

"علي‌‌رضا خورشيدي" فرزند محمدجواد 12 تير 1330 در محله پشت‌بازار خرم‌آباد به دنيا آمد. فوتبال را در دوره كودكي در همين شهر آغاز كرد و اوايل دهه 40 راهي تهران شد.

عليرضا خورشيدي- يافتهوی فوتبال را در تهران زیر نظر مرحوم پرويز دهداری در تیم خردسالان شاهین تهران ادامه داد و سپس سال 1346 براي 2 سال به تیم گارد پیوست.

سال 1348 به تیم هما نقل مکان نمود. با این تیم نايب‌قهرمان جام تخت جمشید شد و تا پايان دوره بازيگري و حضور در ايران عضو اين تيم بود.

وي 18 بازي ملي انجام داد. اولين بازي ملي او سال 1350 برابر چكسلواكي در مسابقات بين‌المللي تهران بود. اين مهاجم چپ‌پاي لرستاني، بيش از 10 گل نيز براي تيم ملي جوانان و بزرگسالان كشورمان به ثمر رساند.

خورشيدي زننده‌ي اولين گل تاريخ تيم ملي فوتبال بزرگسالان ايران به كره جنوبي در خاك كره به شمار مي‌رود. مهم‌ترين گل وي سال 1354 برای راه‌یابی تيم ايران به المپیک مونترئال روی پاس علی پروین به تیم ملي عراق به ثمر رسيد و آن تک گل، باعث صعود تیم ایران به المپیک شد. (برگرفته از اظهارات ايشان در وب‌لاگ فرهاد داودوندي)

وی تابستان 1357 جهت ادامه تحصیل و گرفتن مدرک فوق‌لیسانس مدیریت بازرگانی عازم آمریکا شد‌. خورشيدي مردادماه 1392 به خاطر شركت در مراسم درگذشت مادرش(مرحومه زهرا بروجردي) به بروجرد سفر نمود.

قاسم طبيبي - فوتباليست لرستاني - يافته* در رده بزرگسالان، دومين بازيكن ملي‌پوش لرستاني "قاسم طبيبي" است. قاسم فرزند محمدعلي سال 1326 در خرم‌آباد به دنيا آمد و فوتبال را تا سال 1347 در اين شهر و با عضويت در تيم‌هاي فرهنگ، منتخب خرم‌آباد، منتخب آموزشگاه‌هاي خرم‌آباد و منتخب لرستان ادامه داد.

از سال 1348 جهت ادامه تحصيل راهي تهران شد و در پايتخت به عضويت تيم كيان درآمد.

وي از سال 1348 تا 1350 عضو تيم برق تهران بود. سپس به عضويت تيم مطرح پاس تهران درآمد و بيش از 10 بازي براي اين تيم در ليگ تخت جمشيد انجام داد. همچنين سال 1352 در بازي مقدماتي جام جهاني با استراليا به عنوان مدافع اصلي تيم ملي كشورمان به ميدان رفت و 3 بازي ملي از جمله برابر استراليا، نيوزيلند و سوريه براي تيم ملي كشورمان انجام داد. پست تخصصي وي دفاع كنار و وسط بود.

طبيي از سال 1353 به تيم راه‌آهن تهران پيوست و در 3 دوره ليگ تخت جمشيد 44 بازي براي راه‌آهن انجام داد و به استخدام سازمان راه‌آهن كشور نيز درآمد. وي از آغاز دهه 60 مربي تيم راه‌آهن شد و از بازيكنان لرستاني نظير مرحوم "ناصر ميرزايي" و "موسي كُركي" در تركيب اين تيم استفاده كرد. طبيبي كه بازنشسته سازمان راه‌آهن كشور(سال 1382) و اكنون ساكن تهران است.

نكته قابل توجه اين كه تا كنون هيچ بازيكن لرستاني از يكي از تيم‌هاي اين استان به تيم ملي فوتبال كشورمان راه نيافته است!

* "غلام‌رضا زيني‌وند" معروف به غلام زيني‌وند فرزند حسين‌علي، يكم مهرماه 1335 در محله فرهنگ خرم‌آباد، اولين بازيكن لرستاني است كه مستقيماً از يك تيم لرستاني به تيم ملي راه يافت.

غلام زيني‌وند - يافتهاين مدافع چپ خوش‌تكنيك و خوش‌فكر در مسابقات جوانان كشور كه مردادماه 1353 در اصفهان برگزار شد درخشش چشمگيري داشت و به همين خاطر سال 1354 به عنوان بازيكن تيم ملي جوانان كشورمان در تورنمنت بين‌المللي شيراز حضور يافت و 6 بازي ملي نيز برابر تيم‌هاي ملي جوانان شوروي، لهستان، مجارستان، برزيل، كره‌جنوبي برگزار كرد و با تيم ايران قهرمان اين جام شد.
وي در دومين دوره ليگ تخت جمشيد به تراكتورسازي تبريز پيوست و از بازيكنان ثابت اين تيم بود.

غلام زيني‌وند كه در پست مدافع و هافبك بازي مي كرد، فوتبال را تا سال 1366 در مسابقات ليگ قدس به همراه منتخب لرستان به عنوان بازيكن و مربي ادامه داد و پس از آن به فقط به مربيگري روي آورد. وي مربي تيم‌هاي مختلف استان از جمله تيم منتخب جوانان، اميد و بزرگسالان لرستان بود و در رده باشگاهي نيز تيم‌هاي مختلف استان نظير فجر، افلاك و دارتاك خرم‌آباد را هدايت كرد.

وي شهريور 1386 به همراه تيم منتخب لرستان به عنوان سرمربي قهرمان المپياد ايرانيان شد. زيني‌وند كه شغل آزاد دارد اكنون ساكن تهران است و مربيگري فوتبال را هم ادامه مي‌دهد.

ناصر ميرزايي - يافته* زنده‌ياد "ناصر ميرزايي" فرزند خسرو، متولد يكم فروردين 1333 در محله شاه‌آباد (سرا شَوا/ مطهري) خرم‌آباد اولين فوتباليست لرستاني عضو تيم ملي اميد ايران به شمار مي‌رود.

وي فوتبال را در تيم محله شاه‌آباد و منتخب دبيرستان اميركبير و جوانان خرم‌آباد آغاز كرد و سال 1353 به همراه عبدالرضا عطاري و غلام زني‌وند به تراكتورسازي تبريز در ليگ تخت‌جمشيد پيوست و تا سال 1356 عضو اين تيم بود از سال 1357 به ماشين‌سازي، ديگر تيم تبريزي در ليگ تخت جمشيد رفت.

ميرزايي سال 1355 به عضويت تيم ملي اميد ايران زير نظر حشمت مهاجراني درآمد. در آن زمان تيم اميد، تيم دوم كشور پس از تيم ملي به شمار مي‌رفت. وي سال‌هاي 1358 و 1359 نيز عضو تيم ملي اميد ايران(ايران ب) بود.

ميرزايي در بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني 1978 آرژانتين برابر عربستان در شيراز نيز يكي از بازيكنان تيم ملي بزرگسالان فوتبال كشورمان بود.

وي كه در پست مدافع مياني بازي مي‌كرد پس از تراكتورسازي در تيم‌هاي ماشين‌سازي تبريز، بوتان، پيام و راه‌آهن تهران بازي كرد و سرانجام سال 1367 در ليگ قدس، آخرين بازي خود را براي منتخب لرستان انجام داد و پس از آن بيش از 2 دهه مربي تيم‌هاي مختلف لرستان از جمله فجر خرم‌آباد، تربيت، افلاك، پيام خرم‌آباد و ... در ليگ‌هاي مختلف دسته اول تا سوم ايران بود.

حسن حسين‌بيگي- يافته* "محمدحسن حسين‌بيگي" معروف به حسن حسين‌بيگي فرزند حسين نيز اولين فوتباليست لرستاني است كه در رده سني نوجوانان و از يك تيم لرستاني به تيم ملي فوتبال كشورمان راه يافت.

حسن 16 اردي‌بهشت 1338 در محله درب‌دلاكان خرم‌آباد به دنيا آمد و اولين تيم وي تيم محله چهارراه فرهنگ خرم‌آباد موسوم به فرهنگ در رده‌ي نوجوانان بود.

اين مدافع بلندقامت از سال 1354 به عضويت تيم ملي نوجوانان ايران درآمد و به تورنمنت بين‌المللي كن در كشور فرانسه اعزام شد. اولين بازي ملي وي نيز برابر نوجوانان برزيل بود كه با نتيجه يك بر صفر به نفع برزيل پايان يافت.

سپس به عضويت تيم ملي جوانان كشورمان و بعد از آن، تيم ملي اميد ايران درآمد و چند بار نيز تا سال 1366 به اردوي تيم ملي بزرگسالان دعوت شد.

وي حدود 25 بازي ملي در 3 رده سني نوجوانان، جوانان و اميد براي تيم ملي كشورمان انجام داد.

حسين‌بيگي كه كارمند جمعيت هلال‌احمر خرم‌آباد و در شرف بازنشستگي است، دهه 80 به عنوان مربي در كنار تيم‌هاي نماينده لرستان در مسابقات دسته اول تا سوم كشور حضور داشت.

وي اكنون نيز فوتبال را با تيم منتخب پيشكسوتان خرم‌آباد ادامه مي‌دهد.

* شايان ذكر است ابراهيم ميرزاپور متولد 1357 در شهر معمولان لرستان با 73 بازي ملي و حضور در جام جهاني 2006 به عنوان دروازه‌بان ثابت تيم ملي ايران، پرافتخارترين ملي‌پوش تاريخ فوتبال لرستان تا زمان انتشار اين مطلب به شمار مي‌رود.

رضا جايدري- يافته

پژوهش: رضا جايدري/ يافته - خرم‌آباد

مطلب مرتبط:

اولين بازيكن خارجي فوتبال لرستان كيست؟/ اولين تيم خارجي كه به لرستان آمد+ تصاوير

اولين باشگاه خصوصي فوتبال لرستان (كليك كنيد) + تصوير

بازي‌هاي بومي خرم‌آباد

بازی‌های بومي شهر ما را از يك منظر می‌توان به دو گروه تابستاني و زمستاني يا به سخن ديگر بازی‌های فصل‌های گرمايي و سرمايي تقسيم كرد.
بازی‌های نخست در فضاي باز و ديگر بازی‌ها در فضاي بسته به البته می‌توان از دو گروه یاد شده بازی‌هایی را استخراج كرد كه در تمام سال قابليت اجرا دارند. به‌ عنوان‌ مثال دال‌پلو، گرگم گله، جوزو، قاو‌بازي(1)، طاق پيل اشكسه، گرگ‌بازی، آسمو چه رنگه؟، هفت‌سنگ، آلاپشتي، كمربند‌بازي، خروس‌جنگی(2)، خانه‌بازي، كرو، قلما‌سنگ، تيركموبازي، سرسره‌بازي و ... در فضاي باز به انجام می‌رسند و بيش‌تر بهاري و تابستانی‌اند.
بازی‌هایی نيز چون مخن، مشت مشتكي، قالپر، ترمغ‌بازی، يه قُل دوقُل، دادا گسنمه، شاه‌وزير، پُر/ گل ‌یا پوچ، نقطه‌بازی، لال‌بازي و ... بيش‌تر بازی‌هایی پاييزي و زمستانی‌اند كه در فضاي بسته انجام می‌رسند. البته ممكن است پر شر و شوران بازی‌های فصل‌های گرمايي را در فصل‌های سرما و يا به ‌عکس انجام دهند، اما معمول آن است كه هر بازي زمان و موقع خاصي دارد.
بازي‌هاي بومي خرم‌آباد 
از منظر ديگر می‌توان بازی‌های محلي شهر ما را به 3 گروه پسرانه، دخترانه و تركيبي تفكيك كرد. به ‌عنوان ‌مثال كمربندبازي و خروس‌جنگی در زمره‌ی بازی‌های پسرانه هستند و یه قُل دوقل و خانه‌بازي در شمار بازی‌های دخترانه محسوب می‌شوند، اما گاهي كودكان و نوجوانان به دليل آن‌که همبازي هم‌جنس خود را ندارند به بازی‌های جنس مخالف تن می‌دهند و يا به بازی‌های تركيبي روي می‌آورند.
بازی‌های بومي را می‌توان به 2 گروه جسمي و فكري تقسيم كرد. هدف از بازی‌های نوع اول پرورش اندام، تقويت بدن، ايجاد نشاط و تحرك و چابكي و چالاکی است و نوع دوم بيش‌تر جنبه سرگرمي دارد و به‌ منظور هوشياري، دقت نظر و تقويت حافظه است. بازی‌های نوع اول با ویژگی‌های ورزش‌های رسمي ملي و جهاني هم‌خواني دارند و نزدیک هستند گاه افتخاراتي را براي شهر و ديار ما به ارمغان آورده‌اند. به‌عنوان‌مثال بازي "دسش‌ده‌/ دسش دي" كه از یک‌سو شبيه هندبال و از سوي ديگر به بازي رگبي می‌ماند.
چون در شهر ما و محله‌ها و حومه اين بازي در دهه‌هاي 30 و 40 بسيار معمول بود سبب شد تيم هندبال خرم‌آباد در دهه‌های 50 و 60 همواره قهرمان و يا نایب‌قهرمان كشور شود.
 
امروزه بازی‌های بومي و محلي يكي پس از ديگري در حال منسوخ شدن هستند. در سه دهه اخير، دست‌كم در دو مقطع: واپسين سال‌های دهه 50 به سبب تغییر ارزش‌ها و ميانه دهه 70 به دليل فراگيري بازی‌های رایانه‌ای، بخش عمدهاي از بازی‌های محلي به فراموشي سپرده شدند.
در حال حاضر پدران گرفتار معيشت و آپارتمان‌نشین مجالي ندارند كه بازی‌های محلي را به فرزندان خود آموزش دهند. خانه‌ها به‌مرور کوچک‌تر شده‌اند. آنان كه تمكن داشته‌اند بازی‌های رایانه‌ای را در خانه باب کرده‌اند و كساني كه ازنظر اقتصادي با دشواري مواجه بوده‌اند سيد فريد قاسميوقت ُخردسالان خود را با کار و درس پر كرده‌اند.
 پس رواست براي جلوگيري از افسردگی‌های مزمن و رخوت‌هایی كه پيري زودرس را به دنبال دارد، كار به دستان با اختصاص مكان خاص در محله‌ها و احياي آن دسته از بازی‌های بومي اخلاق‌مند، ضمن پاسداري از سنت‌های ديرين كه فتوت و جوانمردي را به سازندگان فردا ارزاني می‌دارد، به نشاط هر چه بيش‌تر اين سرمایه‌های انساني ياري رسانند چنین باد.
سيد فريد قاسمي
 
____________________________

 پی‌نویس‌ها:
(1)- اين عنوان به 2 بازي اطلاق می‌شود و مرادم نوع انسانی است
(2)- اين بازي نيز 2 نوع است و اين‌جا مقصود نوع انساني است.
 
توضيح: اين مطلب 30 مهر 1388 در صفحه 5 شماره 7 دوهفته‌نامه "لرستان ورزشي" منتشر شده است.
 

ورزش خرم‌آباد در نیم ‌قرن پيش

 ایرانی‌ها اساساً در زمینهٔ ورزش‌های انفرادي نظير كشتي و وزنه‌برداری از ديرباز در جهان مطرح بوده‌اند. در سال‌های اخير نيز اقبال ما در ورزش‌های رزمي نظير جودو، كاراته، تكواندو و برخي رشته‌های ديگر نيز زياد شده و جوانان ايراني در اين رشته‌ها نيز موفقیت‌های مهمي داشته‌اند.
منتها كشتي، ورزش اول و سنتي ايران بوده و هست. افتخارات ورزشي ايران از سال 1330 به بعد در میدان‌ها جهاني و المپيك متوجه کشتی پهلواني و زورخانه‌ای ايران نيز سابقه‌ای به درازاي تاريخ دارد.
آن زمان، در زورخانه‌ها، بعد از ستايش خالق و نعت رسول و ذكر صفات پهلواني مولا علي (ع) از پورياي ولي شخصيت نامدار قرن هفتم كه نام اصلي وي محمود خوارزمي است، به‌ وسیله‌ی مرشد و ميان‌داران بر زبان‌ها جاري و ساري بود. بسياري از پهلوانان قديم ايران نظير پهلوان ابراهيم يزدي بزرگ، پهلوان اكبر خراساني، سید حسن رزاز شجاعت، حاج محمدصادق بلورفروش و در دهه‌ی 30 تا 40، زنده‌یاد غلامرضا تختي، امامعلي حبيبي، منصور مهدی‌زاده، عباس زندي مدنظر بوده و در وزنه‌برداری كه از دهه‌ی 20 در ايران باب شد، جعفر سلماسي، محمود نامجو، ميررسول رئيسي، دكتر حسن رهنوردي، جلال منصوري، فيروز پنهان، محمد نصيري و در دهه قبل حسين رضازاده و حسين توكلي كه گردن‌آویز طلای المپيك را به دست آوردند، نشانه‌ی اقبال جوانان اين مملكت به اين رشته‌ی ورزشي بوده است.
مرحوم نامجو به سن 40 سالگي در المپيك ملبورن توانست مدال برنز اين رشته را پس از استوگف روسي و چارلز وينسي آمريكايي كسب كند. وي 2 بار عنوان قهرماني جهان را زماني كه ایرانی‌ها هنوز به وزنه‌برداری روي نياورده بودند، مصری‌ها در كنار روس‌ها و آمریکایی‌ها از قدرتمندان این عرصه بودند، اما نتوانستند اين قدرت را حفظ كنند و کم‌کم با ظهور وزنه‌برداران ايران، ژاپن و چين، ميدان را خالي نمودند.
ورزش خرم‌آباد در نیم ‌قرن پيش/ لرستان ميزبان وزنه‌برداري قهرماني كشور
وزنه‌برداری در خرم‌آباد
حدود سال 1326، عبدالحسين فطرس اهل بروجرد كه ديپلم تربیت‌بدنی داشت به‌ عنوان دبير ورزش به خرم‌آباد آمد و در دبيرستان پهلوي سابق كه تنها دبيرستان پسرانه‌ی شهر بود به خدمت مشغول شد. وي بعدها رئیس تربیت‌بدنی اداره فرهنگ شد و چند سالي در این سمت باقي ماند تا این‌ که فارغ‌التحصیلان بومي رشته‌ی تربیت‌بدنی در سال 1339 به خرم‌آباد آمدند.
پس ‌از آن، فطرس دوباره دبير ورزش شد. در همان سال‌هایی كه فطرس كارش را در دبيرستان پهلوي به‌ عنوان دبير ورزش آغاز كرد، تعدادي از دانش‌آموزان مستعد خرم‌آباد به رشته‌ی وزنه‌برداری روي آورده و در اين رشته جايگاهي پيدا نمودند. سيد عبدالله خلفي، مرحوم سيد حسن چرمي (حكمت)، منوچهر كاظمي و هوشنگ صالحی‌لرستانی (پدر شهره لرستاني هنرپيشه سينما و تلويزيون) از نخستين كساني بودند كه به وزنه‌برداری روي آوردند و گه‌گاه در مسابقات قهرماني كشور نيز چون اين جوانان بدون مربي كاردان بوده و به‌صورت خودساخته و پرويز شجاعخودرو اين ورزش را دنبال می‌نمودند، لذا در عرصه‌های برخي از آن‌ها نيز به پرورش اندام علاقه‌مند رقابتي كشور موفقيتي كسب نمی‌کردند، شده و با استفاده از وسايل بسيار ابتدايي به اين ورزش روي آوردند. مرحوم پاپی‌علی شاهی‌نژاد، صادق سيف، زنده‌یاد مراد روزگرد، نورالله سيف، غلام (جهانشاه) اسدي و یدالله امید‌زاده از جمله‌ی اين افراد بودند.
ابزار كار آن‌ها يك جفت دمبل، فنرهاي دوطرفه و ميزهايي كه نجارها به‌صورت گردهمایی با راهنمایی ورزشكاران می‌ساختند، وسايلي بود كه مورد استفاده‌ی ورزشكاران پرورش اندام پس از نسل اول وزنه‌برداران خرم‌آباد، افرادي مثل محمد خلفي، پرويز شجاع، محسن حجاريان و پرويز جام‌آبادی به‌عنوان نسل دوم در اين رشته جا افتادند.
محمد خلفی از استعدادهاي نادر روزگار در زمان خود بود كه با استفاده از هوش بالا و فيزيك بدني مناسب مدارج ترقي را در اين رشته وي از يك دستگاه هالتر كه آن زمان قیمت بالایی داشت در منزل بهره می‌جست. خلفي اوايل دهه 40 با ركورد 322 كيلو در 3 حركت پرس، یک‌ضرب و دوضرب به نایب‌قهرمانی كشور هم رسيد. وي نقش مربي غیررسمی دوستانش را نيز ايفا می‌نمود.
سال 1343 مسابقات وزنه‌برداری قهرماني كشور در خرم‌آباد برگزار شد. سيد مصطفي وكيلي فرماندار وقت لرستان (از 1337 تا 1339) با سرلشکر ايزدپناه رئيس سازمان تربیت‌بدنی كشور رفاقت داشت و قول برگزاري اين مسابقات را در خرم‌آباد از وي گرفت. منتها مأموريت وي در لرستان به پايان رسيد و حسين عطايي فرماندار لرستان شد (1339 تا 1341) كه متاسفانه اين فرد ميانه‌ي خوبي با ورزش نداشت و تأخير در برگزاري مسابقه نيز به دليل سهل‌انگاري وي بود.
به‌ هر حال تابستان 1343 مقدمات فراهم شد و با تلاش رئيس فرهنگ لرستان، مسابقات در دبستان شاه‌عباس كه بعدها به نمونه تغيير نام يافت برگزار شد. اين مدرسه فضايي مناسب براي فعالیت‌های ورزشي داشت و مدير آن نيز فردي فعال و ورزش‌دوست به نام مرحوم روح‌الله سراجي بود.
 گروه‌های سراسر كشور ازجمله تهران كه استخوان‌بندی اصلي تيم ملي را تشكيل می‌داد به خرم‌آباد آمدند. از اتاق‌های مدرسه به‌عنوان خوابگاه ورزشكاران استفاده شدو غذاخوري هم مسافرخانه سعادت (2) واقع در شمشيرآباد تعيين گرديد. خرم‌آباد در آن سال‌ها مكان مناسبي كه بتواند پذيراي مسابقات كشوري باشد نداشت.
كلنگ يك سالن ورزشي سال 1338 بر زمين زده شد و خرداد 1339 به بهره‌برداری رسيد كه هنوز هم اين سالن در شمال شرقي ايرج كاظميمجموعه‌ی ورزشي تختي قرار دارد. (سالن كشتي)
اين سالن قبل از آن‌که مناسب مسابقات ورزشي باشد براي برگزاري امتحانات شایسته‌تر به نظر می‌رسید چرا که فاقد رختكن، دوش و وسایل ورزشي بود! به‌ هر حال براي افتتاح اين سالن، مراسمي با حضور فرماندار در نظر گرفتند.
 
ايرج كاظمي/ خرم‌آباد
 
پي‌نويس:
(1) در اوزان مختلف اين مسابقات، جعفر‌زاده، نکویی‌فرد، اميري و صفايي از خوزستان، سیف‌زاده و حکمت‌پور از اصفهان، دكتر صادقي از كرمانشاه و پيروي از مازندران به مقام‌های اول دست يافتند.
(2) اين مسافرخانه بعدها به جنب اداره پست در شمال قلعه فلك‌الافلاك نقل ‌مکان كرد و امروزه از آن اثري بر جاي نيست. چون سر راه شوسه‌ی خرم‌آباد به انديمشك قرار داشت، مسافران تهران- اهواز به‌ناچار شب را آن‌جا بيتوته می‌کردند. من نيز سال 44 به ‌عنوان افسر وظيفه پادگان وحدتي دزفول مشغول خدمت بودم و هر هفته یک ‌بار اين مسير را طي می‌نمودم. در خرم‌آباد گاراژ كارون و در انديمشك گاراژ حاج خنجر محل‌هایی بودند كه مسافران براي جابه‌جایی به آن‌جا مراجعه می‌کردند.

 
* توضيح: اين مطلب در صفحه 5 شماره 5 دوهفته‌نامه "لرستان ورزشي" به تاريخ 31 شهريور 1388 منتشر شده است.

خيابان شمالي ميدان تختي خرم‌آباد 1353

خيابان شمالي ميدان تختي خرم‌آباد 1353

تصويري از خيابان شمالي ميدان كنوني تختي خرم‌آباد در سال 1352

عكاس دوربين را در محل كنوني ميدان تختي قرار داده و از بخش شمالي آن كه امروزي خياباني است كه از اين ميدان به سوي ورزشگاه تختي خرم‌آباد امتداد دارد، عكس گرفته است.

از اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 ساخت و ساز در اين محدود افزايش يافت و بخصوص مدارس مختلفي در اين نقطه احداث شد.

رؤساي تربيت‌بدني خرم‌آباد و بروجرد در دهه 20/ گلايه هميشگي از عدم كمك به ورزش!

چندي قبل مطلبي در مورد "سرآغاز تربيت‌بدني در خرم‌آباد" از سال 1314 تا 1321 به قلم استاد "سيد فريد قاسمي" پژوهشگر برجسته لرستاني در پايگاه خبري يافته منتشر شد كه مورد توجه علاقه‌مندان ورزش قرار گرفت.
اينك به منظور آشنايي بيش‌تر مخاطبان اين پايگاه خبري با تاريخ ورزش اين ديار، بر اساس مطلب مندرج شده در نشريه "نيرو و راستي" وابسته به انجمن ملي تربيت بدني ايران كه در دهه 20 منتشر مي‌شد، به معرفي رؤساي تربيت بدني دو شهر خرم‌آباد و بروجرد مي‌پردازيم.
در صفحه 120 شماره ويژه نوروز 1325 اين نشريه آمده است:
«در لرستان (خرم‌آباد) نهضت ورزش به سرعت توسعه يافته است با زحماتي كه آقاي عابدين ولدبيگي و آقاي [عبدالحسين] پترس (فطرس) دبير ورزش متقبل شده‌اند مي‌توان به آينده درخشان ورزش اين شهرستان اميدوار بود اما لازم است برخي از اولياء امور لاقيدي و بي‌اعتنايي را كنار بگذارند و در اين امر مهم حياتي، كمك و مساعدت كنند.
در سال گذشته (1325) مسابقه‌هايي بين ورزشكاران برپا بود. در اين مسابقه‌ها روح يگانگي و صميمت در ورزشكاران تجلي مي‌كرد. پيشرفت ورزشي اين شهر را بايد مرهون علاقه‌مندي آقاي [عبدالله] سلطان‌مراد رئيس فرهنگ لرستان دانست و كوشش‌هاي صميمانه ايشان فراموش شدني نيست.»
نكته جالب توجه در اين گزارش، اظهار گلايه از عدم حمايت مسئولين از ورزش خرم‌آباد و لرستان در دهه 20 است. مشكلي كه با گذشت بيش از 70 سال هنوز حل نشده و بايد ديد بالاخره چه موقع ورزشكاران لرستاني به جد از حمايت مسئولين برخوردار خواهند بود.
در همين صفحه از نشريه نوروز 1329، گزارشي نيز بدين شرح از وضعيت تربيت بدني بروجرد ذكر شده است:
«در اثر مخالفت شهرداري در مورد پرداخت عوارض مربوط به تربيت‌بدني با وجود كوشش و علاقه‌اي كه آقاي رئيس فرهنگ بروجرد و فرهنگيان مبذول مي‌دارند، ورزش در اين شهرستان هيچ‌گونه پيشرفتي ندارد و حتي زمين‌هاي ورزشي در اثر نبودن اعتبار، ديگر مورد استفاده نيست.
از كساني كه در شهرستان بروجرد با وجود همه مشكلات و دشواري‌ها براي تعميم ورزش، كوشش و مجاهدت مي‌كنند، بايد آقايان سيد محمود خاتمي، اكبري، رحمت‌الله خزائلي، معتمد و عزت‌الله گودرزي را نام برد.» (همان، ص 120-121)
همچنين نشريه نيرو و راستي در مورد ورزش خرم‌آباد و در نوروز 1325 چنين گزارش مي‌دهد:
«از اوضاع ورزش اين شهر اطلاع دقيقي نداريم ولي از ميان شخصيت‌هاي ورزشي اين شهر بايد در مرتبه اول از آقاي عابدين ولدبيگي رئيس ورزش تربيت بدني خرم‌آباد نام برد.
آقاي عابدين ولدبيگي در نتيجه‌ي فعاليت‌هايي كه تا كنون در امور ورزش نموده‌اند، موفق به دريافت چند مدال شده‌اند. اميد است كه اين ورزشكار فعال بتواند در آينده نيز براي ورزش شهر خود، خدمات مهمي انجام دهد.» (نيرو و راستي، انجمن ملي تربيت‌بدني، نوروز 1325، ص 106)
توضيح اين كه مرحوح حاج عابدين ولدبيگي فرزند علي‌شاه سال 1303 در محله حكيم‌آباد (شرق درب دلاكان) به دنيا آمد. وي حدود سال 1311 با تشويق برادر بزرگ‌ترش مرحوم ابراهيم ولدبيگي (1385-1297) به ورزش باستاني روي آورد و به روزخانه "اسماعيل خون‌ريز" در مكان سابق سينما شهناز (فلسطين) كه در محل كنوني درب ورودي قلعه فلك‌الافلاك قرار داشت مي‌رفت. پس از آن نيز در اواخر دوره حكومت رضاشاه به زورخانه ماشا‌ء‌الله‌خان كه در كوچه باباطاهر قرار داشت به ورزش باستاني مي‌پرداخت.
رؤساي تربيت‌بدني خرم‌آباد و بروجرد در دهه 20/ گلايه هميشگي از عدم كمك به ورزش! 
مرحوم ولدبيگي از اوايل دهه 20 عهده‌دار مسئوليت انجمن تربيت‌بدني خرم‌آباد شد. وي سال 1329 به دليل اختلاف با رئيس فرهنگ از دخالت در امور ورزش شهر انصراف داد. مرحوم ولدبيگي كارمند اداره دارايي لرستان بود و سال 1355 به افتخار بازنشستگي نائل آمد. وي سال 1385 چهره در نقاب خاك كشيد و در آرامستان خضر خرم‌آباد به خاك سپرده شد.
در صفحه 109 نشريه نيرو و راستي ويژه نوروز 1329 در خصوص ورزش بروجرد نيز آمده است:
باشگاه‌هاي ورزش بروجرد به تدريج در اثر نداشتن وسائل همه از بين رفته‌اند و آن‌چه هم باقي است باز به همين دليل و به دليل نداشتن مربي نمي‌تواند ورزشكاران نيرومندي بپروراند. حال آن كه آب و هواي خوش اين شهر، محيط بسيار مناسبي براي پرورش ورزشكاران است. دانش‌اموزان دبيرستان پهلوي اخيراً به تأسيس باشگاهي اقدام نموده‌اند كه در آن، ورزش‌هاي هالتر، دمبل، بارفيكس، پارالل و واليبال انجام مي‌گيرد.
بروجرد اميدوار است كه در سايه مربيان كارآزموده بتواند در آينده در مسابقه‌هاي قهرماني كشور شركت نمايد. آقاي "محمود فتاحي" از ورزشكاران بسيار علاقه‌مند و باذوقي است كه براي پيشرفت ورزش شهر خود، نهايت كوشش را مي‌كند.»
پس از سال 1329 مي‌توان گفت مسئوليت اداره‌ي ورزش لرستان تمام و كمال به فرهنگ (آموزش و پرورش) منتقل شد. اين در شرايطي بود كه تا قبل از سال 1327 تمام مسابقات ورزشي ايران را انجمن ملي تربيت‌بدني برگزار مي‌كرد و از اين سال، مسابقات آموزشگاهي زير نظر تربيت‌بدني فرهنگ، مسابقات دانشكده‌ها زير نظر سازمان ورزش دانشگاه و مسابقات ورزشي نظاميان زير نظر انجمن ورزشي ارتش برگزار شد.
در لرستان نيز با روي كار آمدن "عبدالله سلطان‌مراد" رئيس فرهنگ لرستان در مرداد 1326 كه اهل تفرش بود، وي يكي از بستگان خود از بروجرد به نام "عبدالحسين فطرس" اهل بروجرد را به عنوان مربي ورزش به خرم‌آباد آورد. فطرس كه شيك‌‌‌پوش و ويولون‌نوازي چيره‌دست بود، آشنايي چنداني با ورزش نداشت اما به خاطر نظم در كارش بيش از يك دهه در اين منصب به عنوان مسئول ورزش فرهنگ (آموزش و پرورش) لرستان باقي ماند تا اين كه بالاخره در آبان 1339 به دليل شكايت برخي ورزشكاران لرستاني از سمت خود كنار گذاشته شد و براي چند ماه مرحوم "علي‌اصغر نظريان" (متوفي شهريور 1394) عهده‌دار سرپرستي فني ورزش لرستان (اصطلاح موسوم آن زمان) گرديد. (شكل‌گيري ورزش در لرستان با نگاهي به تاريخ ورزش ايران، محمدرضا جايدري، فصل‌نامه يافته‌نو، شماره 21 و 22، زمستان و پائيز 1385، ص 210)
سپس از سال 1340 تا 1351 به ترتيب هوشنگ وفي(تهران)، حبيب‌الله حريري(بروجرد) و نيكولاي عليين (از ارامنه آذربايجان غربي) رئيس تربيت‌بدني فرمانداري كل لرستان شدند.
سال 1350 با تصويب مجلش شوراي ملي، سازمان تربيت بدني ايران تشكيل و از تربيت بدني آموزش و پرورش منفك شد. به همين دليل اكثر اماكن ورزشي به اين سازمان سپرده شدند و تعدادي از نيروهاي آموزش و پرورش نيز به سازمان تربيت بدني منتقل گرديدند.
در لرستان نيز از مهرماه 1351 كه اداره كل تربيت بدني لرستان تشكيل شد تا زمان پيروزي انقلاب، محمود مؤمني(ملاير)، رضا مهربان(بروجرد)، احمد قائمي(زنجان)، غلامرضا كوشا(طبس) و مرحوم محمد كريمي(خرم‌آباد) عهده‌دار اين مسئوليت در اداره كل تربيت‌بدني استان لرستان بودند و مسئوليت تربيت‌بدني آموزش و پرورش لرستان كه كماكان بخش مهمي از ورزش كشور از جمله مسابقات رضا جايدري / يافتهورزشي را اداره مي‌كرد از سال 1352 تا 1357 به ترتيب بر عهده محمد كريمي(خرم‌آباد)، عبدالحسين فطرس(خرم‌آباد)، عبدالحسين سيدين(خرم‌آباد)، پرويز جايدري(خرم‌آباد) و محمد كريمي(خرم‌آباد) بود. (همان منبع، 218)
 
رضا جايدري/ خرم‌آباد
 

سرآغاز تربيت‌بدني و ورزش در خرم‌آباد

ورزش در ديار ما از ديرباز تا کنون رواج داشته است. سنگ‌نگاره‌ها و نقشه‌ای برنزي پیشینه دیرینه ورزشي زادگاه‌مان را نمايان می‌کند. ورزش‌هایی كه ريشه در فرهنگ غني نياكان ما دارد. تاريخ اسب‌سواری، تيراندازي، دوندگي و شناگري، کوه‌نوردی، كشتي و بسياري ديگر از ورزش‌ها و زورآزمایی‌های لُرتباران را فقط از بر جای‌ مانده‌هایی كه امروز زینت‌بخش موزه‌های اروپاست می‌توان دريافت. بنابراين تاريخ ورزش در ولایت ما به دو مقطع پيش و پس از تشکیلات تربیت‌بدنی تقسيم می‌شود.
آن‌چه در پي می‌خوانید اختصاص به سرآغاز مقطع دوم دارد. انجمن ملي تربیت‌بدنی ايران سال 1312 تشكيل شد (1)  و همان سال زمينه گشايش انجمن تربیت‌بدنی خرم‌آباد را فراهم آوردند. انجمن یاد شده سال 1313 در شهر ما با حضور مدیر کل انجمن ملي تربیت‌بدنی كشور فعاليت خود را آغاز كرد. اين انجمن تا سال 1325 كه به انجمن ملي تربیت‌بدنی و پيشاهنگي ايران تغيير نام داد در خرم‌آباد فعالانه امور ورزش را به‌ویژه در مراكز آموزشي ساماندهي می‌کرد.
 بنا بر سال‌نامه وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه (آموزش و پرورش)، در خرم‌آباد تعداد 3 رسته پيشاهنگ با عضويت 66 تن پيشاهنگ مركب از دانش‌آموزان دبستان‌های 4 کلاسه پهلوي، 4 کلاسه شاهپور و دبستان دخترانه به همراه 27 افسر عضو انجمن تربیت‌بدنی خرم‌آباد بوده‌اند.
سال 1314 خبر «جشن توزيع تصدیق‌نامه» حكايت از ورزش دختران دبستان شاهدخت و پيشاهنگان در خرم‌آباد دارد: «مجلس جشن ورزش و توزيع تصدیق‌نامه‌های محصلات و محصلين با حضور آقاي وزير معارف و فرماندهي تيپ و كليه رؤساي ادارات و جمع كثيري از زن و مرد اهالي در زمين ورزش منعقد گرديد. بدواً دختران دبستان دولتي شاهدخت به خواندن سرود و عمليات ورزش مبادرت نموده سپس پيشاهنگان، عمليات جالب ‌توجه ورزش كرده، يكي از محصلات دبستان لايحه راجع بع پيشرفت تربيت نسوان قرائت بعداً آقاي وزير راجع معارف شرح مبسوطي راجع به ترقيات روزافزون ... و همچنين اهميت مخصوصي كه به تربيت اولاد عشاير و نسوان داده می‌شود بيان نمودند. بعداً تصدیق‌نامه‌های محصلين كه به اخذ امتحانات نهايي موفق شده بودند اعطا گرديد. محصلين و محصلات از جلو مدعوين دفيله منظمي داده و مجلس جشن در ساعت 5 بعدازظهر با دعا خاتمه يافت. آقاي وزير معارف به ‌طرف بروجرد عزيمت نمودند.» (2)
 اردي‌بهشت 1315 نيز مسابقه فوتبال به ميزباني دانش‌آموزان دارالتربيه عشايري خرم‌آباد برگزار شده است: «محصلين مدرسه عشايري در جمعه 11 اردي‌بهشت دعوتي از فوتبالیست‌های بروجرد نموده بودند كه در روز مذكور مسابقه به عمل آمد. مسابقه و دعوت مذكور كه تا به ‌حال در خرم‌آباد سابقه نداشت به طرز مطلوبي انجام يافت.» (3)
 انجمن تربیت‌بدنی خرم‌آباد در آبان 1316، دو هیئت فرعي ورزش و پیش‌آهنگی تشكيل داده است:
«خرم‌آباد
تشكيل انجمن تربیت‌بدنی
امروز اولين جلسه انجمن تربیت‌بدنی در اداره حكومتي تشكيل گرديد. اداره معارف پيشنهاد نمود كه دو هیئت فرعي جهت ورزش و پیش‌آهنگی مركب از اعضاي انجمن تربیت‌بدنی و جمعي از اشخاص ذی‌علاقه انتخاب گردد كه مرتباً براي پيشرفت اين دو موضوع تبادل‌ نظر نمايند و ساليانه 30 هزار ريال از طرف انجمن شهرداري از درآمد شهرداري (جهت تربیت‌بدنی اعطا شود و نيز چون مالكين و زارعين تقبل كرده بودند از هر تن پنبه كه به شركت پنبه تحويل می‌شود) به تصديق شركت نامبرده (6 ريال جهت پيشرفت ورزش تخصيص داده شود، مقرر گرديد دو فقره پيشنهاد اخير به مركز گزارش و پس از كسب اجازه به‌ موقع عمل و اجرا گذارده شود.)» (4)
ماه بعد يعني در آذر 1316 جشن گشايش "كلوب ورزش خرم‌آباد" را برگزار کرده‌اند:
«تلگراف نماينده اداره از خرم‌آباد 29 آذر 1316
جشن گشايش كلوب ورزش
 امروز جشن گشايش كلوب ورزش لرستان با حضور 500 نفر مدعوين و متجاوز از هزار نفر تماشاچي برگزار شد. دانش‌آموزان با ورزش‌های موزون خود احساسات شعف‌انگیزی در عموم ايجاد كرده بودند. آثار گران‌بهای توجه به تربیت‌بدنی و اصلاح نسل آینده در اين مجلس جشن به‌خوبی آشكار و هويدا بود.» (5)
1317 هیأت‌های فوتبال و واليبال كه در آن روزگار "كميسيون‌هاي ورزشي" نام داشت، تشكيل شد:
«انتخاب كميسيون‌هاي ورزشي
چند روز پیش‌بر اثر دعوت اداره فرهنگ جمعي از آقايان كارمندان دواير و بازرگانان در اداره فرهنگ حضور يافته و آقاي فرماندار كه رياست انجمن تربیت‌بدنی را عهده‌دار می‌باشند، سخنراني جامعي در اطراف ورزش نموده و در پايان گروه‌هایی براي تشكيل كلوب‌هاي فوتبال، واليبال و ساير ورزش‌ها تعيين و مقرر گرديد هفته‌ای دو نوبت منظم به ورزش مشغول گردند. امروز اولين نشست گروه‌های مزبور در دبيرستان پهلوي تشكيل و اقدام به انتخاب گروه‌های ورزش نمودند.» (6)
 سرآغاز تربيت‌بدني و ورزش در خرم‌آباد
 بنا بر تصميم انجمن تربیت‌بدنی خرم‌آباد مقرر شد كه از تابستان 1318 ورزشكاران بروجرد براي انجام مسابقه‌های سراسري لُرستان به خرم‌آباد اعزام شوند: «تصميمات انجمن تربیت‌بدنی خرم‌آباد
 انجمن تربیت‌بدنی شهرستان براي اجراي مقررات راجع به مسابقه قهرماني داخلي تشكيل و پس از مذاكرات درباره داوطلبين واجد شرايط، مقرر گرديد به ورزشكاران بروجرد هم ابلاغ شود كه براي تمرين عمليات به خرم‌آباد آمده، پس از فرا گرفتن فنون ورزشي و گذراندن امتحان خصوصي برگزيدگان به مركز اعزام گردند.» (7)
اسناد تربیت‌بدنی و چاپ کرده‌های مطبوعات حكايت از آن دارد كه فردي به نام "محمود‌پور" براي تعليم فنون كشتي در سال 1319 به خرم‌آباد اعزام‌شده است: «براي انتخاب قهرمان كشتي خرم‌آباد 24 تير 1319 آقاي محمود‌پور دبير ورزش آموزشگاه‌های تهران كه از طرف وزارت فرهنگ براي تعليم فنون کشتی‌گیری به شهرستان‌های غرب و استان ششم اعزام‌ شده بود، روز گذشته وارد خرم‌آباد شده، ديشب با حضور چند تن از رؤساي اداره‌ها و آقاي رئيس و جمعي از كاركنان فرهنگ، عموم ورزشكاران را در ورزش‌خانه شهر دعوت و پس از انجام قسمتي از مراسم پهلواني قديم و دعا به ... ورزشكاران ... آقاي محمود‌پور شخصاً داخل ورزشكاران شده با نطق مختصري توجهات مخصوصه‌ای كه نسبت به مسابقه‌های قهرماني به‌خصوص فنون پهلواني تقديم می‌شود خاطرنشان كرد. سپس شروع به آموزش عملي فنون کشتی‌گیری نموده دستوراتي به ورزشكاران داده و در پايان آقاي ابوالقاسم صوفی‌بروجردی را كه سال گذشته در مسابقه‌های مركز شركت جسته است به ديگران معرفي كردند كه تا فرا رسیدن موقع تحت تعليمات او ورزشكاران تمرين نموده پس از گذراندن امتحان، قهرمان منتخبه به مركز اعزام شود. به ‌قرار اطلاع، اداره فرهنگ و انجمن تربیت‌بدنی وسايل تمرين آنان را از هر قبيل آماده ساخته‌اند.» (8)
منابع یاد شده خبر از برگزاري مسابقه‌های دو و پرش در تاريخ 26 شهريور 1319 دارند:
«تعيين قهرمان خرم‌آباد 27 شهريور 1319
ساعت 6 عصر در دبيرستان پهلوي خرم‌آباد امتحاني از كليه داوطلبان شركت در مسابقه‌های قهرماني با حضور آقاي فرماندار و عده‌ای از رؤساي ادارات دولتي و اهالي به عمل آمد و در نتیجه آقايان نام‌برده در پايين در مسابقه‌‌ها حائز رتبه اول شده و قرار است توسط اداری فرهنگ به مركز اعزام شوند:
آقاي محمد قراگزلو «پرش طول به طول 6/66»
آقاي محمد قراگزلو «پرش سه‌گام به طول 12/10»
آقاي محمد قراگزلو «دوي صد متري در 11 ثانيه»
آقاي كمالوند «دو 400 متري در 54 ثانيه»
آقاي نوازش «دو 200 متري در مدت 24.5 ثانيه»
آقاي رحيمي دو 200 متري به مدت 25 ثانيه» (9)
مطبوعات و اسناد دهه دوم سده حاضر را به ‌دقت بررسي كردم تا اولين شركت تيم‌‌هاي ورزشي خرم‌آباد را در مسابقه‌های قهرماني كشور سيد فريد قاسميبيابم. نخستين اشاره به حضور خرم‌آباد در مسابقه‌ها را سال 1321 ّ ديدم كه آورده بودند محمد قراگزلو از خرم‌آباد به مقام دوم ايران رسيده و خرم‌آباد با 3 امتياز مقام دهم را در دوومیدانی كشور كسب كرده است.
بعيد نيست پیش ‌از این تاريخ، تیم‌های خرم‌آبادی در مسابقه‌های كشوري شركت كرده باشند، در جست‌وجوی سندهاي نويافته هستم تا تاريخ ورزش شهر ما كه تا کنون بر اساس اقوال به نگارش درآمده، مبتني بر اسناد شود.
 
سيدفريد قاسمي/ تهران

________________________

پی‌نویس‌ها:
 1. نام تشکیلاتی كه در كشور عهده‌دار امور ورزش است از آغاز تا امروز چنين بوده است: 1312 تا 1325 انجمن ملي تربیت‌بدنی؛ 1325 تا 1332 انجمن ملي تربیت‌بدنی و پيشاهنگي ايران؛ 1332 تا 1337 سازمان تربیت‌بدنی و پيشاهنگي ايران؛ 1337 تا 1343 سازمان تندرستي جوانان و تربیت‌بدنی ايران؛ 1343 تا 1350 سازمان تربیت‌بدنی و تفريحات سالم ايران؛ 1350 تا 1358 سازمان تربیت‌بدنی ايران و 1358 تا كنون سازمان تربیت‌بدنی جمهوري اسامی ايران.
 2. اطلاعات، ش 2669، 3 دي 1314، ص 4.
 3. اطلاعات، ش 2782، 21 ارديبهشت 1315، ص 3.
 4. اطلاعات عصر، ش 3292، 3 آبان 1316، ص 4.
 5. اطلاعات عصر، ش 3345، 30 آذر 1316، ص 8.
 6. اطلاعات، ش 3721، 24 دي 1317، ص 11.
 7. اطلاعات، ش 3927، 23 مرداد 1318، ص 2.
 8. اطلاعات، ش 4254، 1 مرداد 1319، ص 8.
 9. اطلاعات، ش 4314، 2 مهر 1319، ص 2.
 
* توضيح: اين مطلب سه‌شنبه 14 مهر 1388 در صفحه 5 شماره 6 دوهفته‌نامه "لرستان ورزشي" (اقتصاد لرستان) منتشر شده است. (اين‌جا كليك كنيد)