حكايات خواندني

سادات خرمآباد كه دوره قاجار در اين شهر ساكن بودهاند به 5 دسته تقسيم ميشوند. انشاءالله به زودي مطلبي در اين مورد در وبلاگ قرار خواهم داد.
***
از غیبت تا تهمت
استاد سيد فريد قاسمي نقل كرد:
روزي شخصي به نزد حاجآقا ابوتراب جزايري (1325- 1252) رفت و گفت: آقا، همشهريانمان بسيار غيبت همديگر را ميكنند، لطفاْ بالای منبر، آنها را نصیحتی بنما !
آقا ابوتراب عليهالرحمه كه فردي بسيار متدين و خداترس بود پاسخ داد: من سوگند ياد ميكنم كه هيچكدام از مردم خرمآباد غيبت نميكنند!
آن شخص گفت: آقا قسم نخوريد ... غيبت ميكنند!
سيد افزود: قسم ميخورم که آنها غيبت نميكنند، بلكه تهمت ميزنند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سعدي چه خوش گفت:
خداترس بايد امانتگزار اميني كز تو ترسد، امينش مدار
به راستي دروغ و رياكاري چرا؟ چرا برخي از همشهريان سعي ميكنند خود را آن گونه كه نيستند نشان دهند و كارشان شده پشت سر ديگران حرف زدن ؟!
آيا غير از اين است كه كنندهي اين كارها از نوعي ناراحتي روحي و رواني، شسكتهاي خانوادگي و عقدههاي گذشته رنج ميبرد كه سعي دارد با دادن نسبتهاي ناروا به ديگران يا خانوادهشان، افكار عمومي را از سمت ايرادهاي فراوان خود و خانوادهاش به سوي ديگر منحرف نمايد؟
استاد نصرتالله مسعودي چه خوش در مورد چنين رياكاراني قلم زد كه: «به راستی چه عواملی سبب شدهاند که ما در این بیخویشتنی هولناک، به آن چه نیستیم مدام تظاهر کنیم و سر وجدانمان کلاه بگذاریم؟ به گمان من آنچه مردم را به حضیض ذلت میکشاند، مکانیزمهایی است که بیاخلاقی و همین کلاههای گشاد را تولید میکند. اما اين افراد هر چه هم کلمات و يا ظاهرشان را بَزَک کنند، باز آبلهرو بودن واژهها و رياكاريشان، ایجاد تهوع ميکند.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مسلماني آدابی دارد
نقل است که روزی حسن بصري* ياران خود را گفت: شما مانندهايد به اصحاب رسول عليهالسلام.
ايشان شاد شدند! حسن گفت: البته فقط به روی و به ريش، نه به چيز ديگر! چرا که اگر شما را بر آن قوم چشم افتادی همه در چشم شما ديوانه نمودندی و اگر ايشان را بر سراير شما اطلاع افتادی يک تن از شما را مسلمان ندانستندی!
پرسيدند: پس مسلمان واقعي كيست؟
پاسخ داد: آنان كه نامشان در كتابهاست يا اكنون به زير خاك گور هستند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پينويس:
* حسن بصري پسر یسار ملقب به ابو سعید متولد سال 21 هجری قمری در مدینه است. او یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام به شمار ميرود. پدرش فیروز نام داشت که پس از گرویدن به اسلام نام خود را به یسار تغییر داد. حسن بصری اخلاق نیکو و زیبایی ظاهری را با هم داشت. او مردی علامه، دانشمندی بلندمرتبه، فقیهی بزرگوار، عابد و زاهد و از فصیحترین مردم زمان خود بود. اين بزرگمرد در سن 88 سالگی دارفانی را وداع گفت.
ابزارک تصویر
* امروز به اين عشق گردآوري ميكنم و مينويسم كه شايد روزي اين نوشتهها به كار كسي آيند، چنان كه نوشتههاي پيشينیان، شوقي در وجودم فكند و شعلهاي در دلم افروخت....