از 13 شهريور براي هميشه از قيد دشواري‌هاي خبرنگاري و متعلقات آن آزاد شدم، 13 هميشه هم بد و نحث نيست!

ديگر نيازي نيست دو روزي يك‌بار فرصت چند ساعت خواب پيدا كرده، تا صبح بنشينم و اخبار و مطالب ارسالي را از نظر تايپي، محتوايي و حقوقي بازبيني كنم!

ديگر با خيال راحت مي‌توانم روزي 3 وعده غذا صبح، ظهر و شب بخورم و ناچار نيستم به دليل گرفتاري رسانه‌اي يا استرس، نهار را ساعت 18 عصر و شام را ساعت 3 بامداد جلوي كامپيوتر بخورم!

ديگر استرس اين كه تلفنم به صدا درآيد و تهديد جديدي براي شكايت در دادگاه مطرح شود يا گلايه‌هايي كه حتي نزديك‌ترين دوستانم به خاطر انتشار مطالبي در سايت، رفاقت چند ساله‌مان را بر هم بزنند، ندارم!

حالا مي‌توانم دست فرزندم را بگيرم و هر روز او را به پارك نزديك منزل‌مان ببرم تا بازي كند و من از تماشاي بازي كردن او لذت ببرم. مي‌توانم یک لیوان چای در دست گرفته و با آرامش و لذت کتاب بخوانم. فرصت پیدا می‌کنم پس از ماه‌ها به مسافرت بروم! حتی می‌توانم سرم را ساعتی در گوشی تلفن کرده و ببینم در كانال‌ها، گروه‌ها، سایت‌ها و خبرگزاری‌ها چه خبر است!

چه دلنشين و لذتبخش است دوري از كاري پراسترس و پرآشوب، به‌خصوص وقتي كسي قدر تو را نمي‌داند و براي خوب كار كردنت ارزشي قائل نيست! اصلاً دوري از فضاي رسانه‌اي استان و شهري كه فرقي بين كار خوب و بد نمي‌گذارند، بهترين و ارجح‌ترين تصميم است.

خداوند به دوست و برادر عزيزم "عبدالرضا قاسمي" اجر و صبر بدهد كه بالاخره هفته قبل، با جدايي من از پايگاه خبري يافته كنار آمد؛ اما اينك ناچار است باري را كه من طي چند سال به دوش کشیدم را تحمل نمايد.

ما كه براي هميشه رفتيم، خداحافظ رسانه و سلام بر زندگي!