به پیشنهاد آقاي تيزهوش، قرار بر اين شد لربلاگ‌ها مطالبي در مورد طبيعت ديارشان بنگارند. از آن‌جا كه گرفتاري زندگي اجازه‌ي پرداختن به مطلبي دل‌خواه را نداد، مطلبي كه دو سال قبل در وبلاگ قبلي‌ام نوشته بودم را دوباره اين جا مي‌آورم. اميد كه مورد پسند قرار گيرد:

گويند خاك لرستان دامنگير است و اهالي آن علاقه‌اي وصف ناپذير به موطن باستاني خويش و آداب، سنن و حتا طبيعت آن دارند، امّا گاهي با مشاهده‌ي رفتار عده‌اي از ايشان، آدمي به شك مي‌افتد كه آن‌ها واقعاً اهل اين خطه بوده يا از بقاياي لشكر امير تيمور گوركاني در لرستان به حساب مي‌آيند، چرا كه در عمل، هيچ تعلق خاطري نسبت به اين ديار، داشته‌ها و مردمانش ندارند.

منظور امثال كساني هستند كه خواسته يا ناخواسته در تخريب طبیعت لرستان یا اماكن باستاني نظير حمام والي خرم‌آباد در دهه‌ي ۵۰ نقش داشته يا مجوز ساخت و سازهاي بي‌رويه و كارشناسي نشده‌ را صادر مي‌نمايند، چنان كه با كوتاهي ايشان، منازل مسكوني تا نزدیکی پل شاپوري(طاق پل شكسته) خرم‌آباد پيشرفت داشته‌اند‌.

نيك مي‌دانيم تا آن جا كه در يد قدرت پروردگار متعال بوده، موهبت‌ها و زيبايي‌هاي بي‌نظيري به اين بخش از كشور عزيزمان اعطا شده، اما آن جا كه در حيطه‌ي مسئوليت بشري قرار دارد، سراسر كاستي، كوتاهي و شايد خيانت است! با وجود رشد علم، انديشه و فرهنگ بشري در قرن بيست و یکم، بايد گفت كه متأسفانه كاسيت‌ها و عيلامياني كه بیش از دو هزار سال پيش اين‌جا مي‌زيسته‌اند، بهتر از ما از عهده‌ي نگهداري اين سرزمين برآمده‌اند!

به هر حال به قصد تلنگر بر وجدان كم‌رنگ عده‌اي، تصويري از طبيعت رويايي لرستان را انتخاب نمودم تا به جهانيان اطلاع دهم كه بدذاتي برخي انسان‌هاي امروزي که کارشان بساز و بفروشي شده، ممكن است چه بر سر لرستان و لرستاني آورد! با دقت به اين دو تصوير نگاه كنيد:

 

تصاوير بالا، قله‌ي سن‌بُران اشترانکوه(بام لرستان با ۴۱۵۰ متر ارتفاع) را نشان مي‌دهد. تصوير اول توسط عكاس گروه تحقيقاتي هيأت علمي فرانسه به سرپرستي ژان‌‌ژاک دمورگان در ۱۹ ژوئيه ۱۸۹۱ ميلادی(مطابق ۲۸ تير ۱۲۷۰ شمسي) برداشته شده که يک مرد لر(راهنماي بومي) را نشان مي‌دهد. شايد از مرگ اين مرد، نزديك به يک قرن گذشته باشد... اما در تصوير پايين، من ۱۱ مرداد ۱۳۸۱ تقريباً در سمت راست همان نقطه، عکسي به يادگار انداخته‌ام بدون اين كه قبلاً عكس دمورگان را ديده باشم و گر نه زاويه‌ي عكس را با تصوير قديمي يكسان انتخاب مي‌نمودم. زماني كه براي اولين بار شباهت‌ها و تفاوت‌های اين دو عكس را ديدم، به تفكري عميق فرو رفتم!

به تيغه‌ي سنگی به شكل عدد ۷ فارسي که در هر دو عكس مشخص شده با دقت نگاه كنيد. اين تيغه در عكس جديد، درست به همان حالت ۱۱۱ سال قبل قرار دارد، اما از آن مرد راهنماي لر، امروزه خبری نيست! آيا ممکن است ۱۱۱ سال بعد، انسان ديگري در همين نقطه عکس بگيرد و آن سنگ هنوز به همان حالت در آن مكان باقي باشد؟

اين امكان وجود خواهد داشت در صورتي كه دست بساز و بفروش‌ها و صادر كنندگان مجوز تا آن زمان از اين منطقه كوتاه باشد! اما در آن روز يقيناً از من، هم‌‌چون آن مرد راهنماي لرستاني ديگر اثري وجود نخواهد داشت!

بیایید با خودمان، فرزندانمان و طبيعت لرستان مهربان‌تر رفتار کنیم. بدانيم رفتار ما با طبيعت استانمان در سرنوشت ما و آنها كه پس از ما پاي در اين دنيا مي‌نهد، تأثير مهمي دارد.

بماند سال‌ها اين نظم و ترتيب               ز  ما هر ذره خاك افتاده جايي

غرض نقشي است كز ما باز  ماند             كه هستي را نمي‌بينم بقايي

مگر صاحبدلي روزي ز رحمت              كند بر حال اين مسكين دعايي