شمشير آباد:

انتهاي شرقي پل قديمي(پل گپ يا پل صفويه)، حد فاصل بين شهرباني و كوچه ارزاق تا شمشيرآباد، سربالائي شيب‌داري وجود داشت.

در شمشيرآباد ساختمان‌هاي محدودي از جمله پمپ بنزين و گاراژ فولادي، چند مغازه مشروب‌فروشي و سمت راست سوپري سر پيچي كه به طرف بروجرد مي‌رفت(كه هم اكنون بانك است)، اصطبل درشكه‌چي‌ها و سمت چپ به طرف آب كرگانه، حمامي در گودي به نام حمام حاجي پاپي بود. از حمام حاجي پاپي و نبش مسجد، كوچه‌ي باريكي به نام كوچه يخچال با ساختمان‌هاي كاه‌گلي، شمشيرآباد را به ميدان مجسمه(آزادي فعلي) مرتبط مي‌ساخت. كوچه يخچال بعداً تعريض و به صورت خياباني به نام مولوي درآمد.

شاه‌آباد:

از ديوار جنوبي بهداري لشكر تا بازار روز(خيابان طيب) و از رودخانه تا جاده‌ي الشتر(خيابان انقلاب) محدوده‌ي سراب شاه‌آباد محسوب مي‌شد.

از بهداري تا نزديكي‌هاي پل دارائي‌زاده را حاج نيازعلي شكري، سبزي و كاهو مي‌كاشت(صيفي‌كاري) به طوري كه بيشتر سبزي خوردني شهر را تامين مي‌نمود. آلاچيق(كولا) و سكوهائي در مسير نهر آب قرار داشتند. اغلب عصرها، كسبه كه مغازه‌هايشان را تعطيل مي‌كردند براي صرف كاهو و سنكنجبين در آن جا گردهم مي‌آمدند.

قهوه‌خانه‌هاي متعددي در فصل بهار و تابستان در داخل قلمستان‌ها داير مي‌گرديد. انجيرستاني با انجيرهاي مرغوب هم آن جا قرار داشت. در گوشه‌هاي دنج، بساط ترياك، شيره، مشروب، قمار و ... بر پا بود!

تابستان كه آب رودخانه كم مي‌شد، در نقاط مختلف، پل‌هاي چوبي براي رفت و آمد بر روي رودخانه و نهرهاي داخل قلمستان نصب مي‌گرديد.

پي‌نوشت‌ها:

(1) مرحوم حاج سيد عيسي محمديان فرزند سيد محمد فرزند سيد علي‌مردان از سادات طاهروند ساكن در كوچه سادات درب‌دلاكان بود كه سال 1267 در اين محله به دنيا آمد. وي علاوه بر باغ‌داري، شكارچي قهاري نيز بود و انس و الفتي خاص با كوه‌هاي پيرامون خرم‌آباد داشت. روايت است چندي قبل از مرگش، دچار عارضه‌اي شد كه نمي‌توانست راه برود، لذا تقاضا نمود كه وي را بر تخت رواني نهند و به دامان يافته‌كوه(يكي از زيباترين كوه‌هاي لرستان) ببرند تا با ديدن طبيعت آن تجديد خاطره نموده و به نوعي با آن وداع نمايد. وي در تاريخ 27 ارديبهشت 1354 درگذشت. بنا به گفته‌ي معمرين، باغ سيدان(سيدها) در ازاي خون‌بهاي قتل يك از سادات، توسط اهالي پشت‌بازار به ايشان واگذار گرديد.

(2) وجه تسميه نام‌گذاري اين منطقه به دليل پناه جستن فردي به نام ميرحسين(احتمالاً از طايفه‌ي طولابي) بوده كه حدود دو قرن پيش به دنبال به قتل رسانيدن يكي از اهالي خرم‌آباد، مدتي به صورت مخفيانه در اين منطقه زندگي نموده است. در سندي نگارش شده به سال ۱۲۰۳ خورشيدي، از اين منطقه نام برده شده است.