(این مطلب برداشتی است از مطالب منتشر شده در اينترنت:)

فقر این است که ۲ النگو دور دستت باشد اما ۲ دندان خراب توی دهنت داشته باشي!

فقر این است که فاصله‌ي لباس خریدن‌هايت از فاصله‌ي مسواک خریدن‌هايت كم‌تر باشد!

فقر این است که ماجرای عروس فخری‌خانم و زن صیغه‌ای پسر وسطی همسایه‌ات را از حفظ باشی اما شعرا و نويسندگان كشورت را نشناسي!

فقر این است که وقتی کسی از تو پرسيد: در ۳ ماه اخیر چند کتاب خواند‌ه‌ای، برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی!

فقر این است که پولت از پارو بالا برود، اما کفش‌هايت واکس نداشته باشد و بوی عرق زیر بغلت اطرافيانت را آزار بدهد!

فقر این است که توی خیابان‌هاي شهرت آشغال بریزی و از تمیزی خیابان‌های اروپا تعریف کنی!

فقر این است که ماشین شخصي داشته باشي، اما قوانین راهنمايي و رانندگی را رعایت نکنی!

فقر این است که توي خیابان با دوستانت در مورد سياست يا دموكراسي بحث كني، اما درون خانه، بچه‌ات جرأت نکند از علائق شخصي‌اش با تو حرفي بزند!

فقر این است که وقتی از تو بپرسند: سرگرمی يا كار مورد علاقه تو چيست؟ بعد از مکثي طولانی بگويي: تماشاي تلویزیون و پول درآوردن!

فقر این است که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی‌های بدنت، بنزین بسوزانی!

فقر این است که با کامپیوتر، کاری جز ایمیل چک کردن، چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی!

فقر این است که کتابخانه‌ي خانه‌ات کوچک‌تر از یخچالت باشد!

 

 من از اين فقيرها در شهرمان زياد مي‌شناسم!

به زودي مطالبي در مورد ارتقا فرهنگ عمومي در استان‌مان خواهم نوشت. با من همراه باشيد ...