حكايت پست و مقام!
توضیح: اين مطلب نقد سيستم انتخاب مديران در استان لرستان ظرف دو دهه اخير بوده و مخاطب خاصي ندارد. لذا هر گونه سوء برداشت در اين زمينه، متوجه خوانندهي مطلب و نظر شخصي وي ميباشد.
آنچه مدتهاست ذهنم را مشغول كرده، جو حاكم بر برخي ادارات، نهادها و شركتهاي لرستان است كه يا نشأت گرفته از طايفهبازي و قومگرايي و يا بر اساس طيفها و جريانات سياسي، مديراني براي ادارهي بعضي از آنها انتحاب و گزينش شدهاند كه بدون شك در حد و اندازهي آن صندلي و مقام نيستند.
پر واضح است كه مديريت قومگرا، سياستزده، عاري از نبوغ و همچنين غيرمردمي شماري از مسوولان استان باعث شده ركود و پسرفت نااميدكنندهاي بر تعدادی از اين نهادها حاكم شود.
در اين بين، لرستان مستعد كه از نظر منابع طبيعي و نيروي انساني جزو مناطق ثروتمند ايران به شمار ميرود، دست به گريبان محروميتي خودخواسته شده و با معضلات عديدهاي از جمله فقر، بيكاري و نيز تحميل نيروهاي ناكارآمد در ادارات و شرکتها مواجه گرديده است.
سال گذشته در دو باري كه فرصت ملاقات و نشست خصوصي با دكتر دهمرده استاندار محترم لرستان ميسر شد، اين نكته را به سمع نظر ايشان رساندم و پيشنهاد دادم روال انتصاب مديران دولتي استان قانونمند و تعريف شده گردد و زين پس حتماً از نامزدهاي تصدي مديريت در استان گرفتن آزمونهاي مختلف علمي و تخصصي نيز در كنار ساير ملزومات، مد نظر قرار گيرد بلكه از اين راه، يك روز را هم در عرصهي كاري و خدمت به مردم، هدر نداده باشيم.
در این فکرم که به زودي ملاقاتي با حجتالاسلام والمسلمين ميرعمادي نيز داشته باشم و چند برنامه و راهكار در اين زمينه پيشنهاد نمايم بلكه به ياري ايشان بتوانيم گامي مثبت در اين زمينه برداريم.
خدا وکیلی كسي كه قادر نيست با مردم سلام و عليك كند و هميشه مراجعين را به ساعت ۸ تا ۱۰ صبح دوشنبه جهت ملاقات حواله ميدهد يا تمام كارنامهاش در استخدامهاي پشت پردهی اقوام و نزديكانش خلاصه ميشود، چگونه لياقت رياست بر بخشي از مجموعهي مديريتي يك استان را دارد كه مردمش سالهاست نسبت به ساير استانهاي كشور در محروميت به سر برده و تشنهي تلاش و خدمت مضاعف مسوولان، جهت عمران و آباداني سرزمينشان هستند؟!
برخي از مديران ناكارآمد با تملق و چاپلوسي نمايندگان مجلس و نيز برخی مسوولان ارشد استان، تا كنون ضعفهاي مديريتي خود را پشت پرده نهان كردهاند كه اين مساله باعث نارضايتي لرستانيها شده است.
به جاست هر چه زودتر فكري براي روال ناپسند انتصاب مديران دستگاههاي اجرايي استان و نيز شهرداريها شود تا بيش از اين از استانهاي توانمندي نظير اصفهان، فارس و تهران در اين عرصه عقب نمانيم.
برخي از مديران كمكار و سنتي نيز چنان صندلي رياستشان را دو دستي چسبيدهاند كه گويي قرار است در سفر آخرت نيز آن را به همراه خود ببرند! موليالموحدين حضرت علي عليه السلام چه نیک فرمودهاند: «پست و مقام اگر ماندني بود، هرگز به شما نميرسيد»
ما تاريخنگاران و روزنامهنگاران لرستاني وظيفه داريم علاوه بر ذكر خدمات افراد مردمي و عادل در عرصهي مديريتي، هر گونه سهلانگاري و كارهاي ناشايست كساني را كه در حد و قوارهي پست و مسووليتي نيستند و با روشهاي گوناگون آن را كسب ميكنند بدون اين كه توجه داشته باشند ممكن است چه ضربهاي به مردم استانشان بزنند، براي آيندگان ثبت و ضبط نماييم.
حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد
زمانه را سندی و دفتری و دیوانی است
اين گونه نيست كه بتوان پست و مقامي كسب كرد و بعدها پاسخگوي كسي نبود! چه زيبا گفتهاند: «وقتي كه در حال بالا رفتن هستي با مردم به مهرباني مدارا كن چون وقتي در حال سقوط هستي بايد از كنار همين مردم عبور كني!» آن مسوول و مديري كه فردا يا پس فردا از پستش كنار ميرود بايد متوجه باشد در آينده باز هم سر و كارش با مردم در اجتماع و در همين ادارات خواهد افتاد ...
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): من عامل النّاس فلم یظلمهم و حدّثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو ممّن کملت مروّته و ظهرت عدالته و وجبت أخوّته و حرمت غیبته (نهج الفصاحه)
هر که زمامدار مردم شود و ستمشان نکند، با آنها سخن بگويد و دروغشان نگوید، وعدهشان دهد و تخلف نکند، از کسانی است که مروتش به کمال رسیده و عدالتش نمایان گشته و برادرى با وى واجب و غیبتش حرام است.
حكايت پست و مقام!
آوردهاند روزي «شاه عباس صفوي» رجال کشور را به ضيافتي شاهانه مهمان کرد و دستور داد تا در سر قليانها به جاي تنباکو، از سرگين اسب استفاده نمايند!
مهمانها مشغول کشيدن قليان شدند. دود و بوي پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال از بيم ناراحتي شاه پشت سر هم بر ني قليان، پُکهاي عميق زده و با احساس رضايت، دودش را هوا ميدادند چنان كه گويي در عمرشان، قليان و تنباکويي به آن خوبي نکشيدهاند!
شاه رو به آنها کرده و گفت: «سر قليانها با بهترين تنباکوها پر و توسط حاکم همدان برايمان فرستاده شده است »
حكام و درباريان از تنباکو و عطر آن تعريف کرده و گفتند: « به راستي تنباکويي بهتر از اين نميتوان يافت»
شاه به رئيس نگهبانان دربار که پکهاي بسيار عميقي به قليان ميزد گفت: « تنباکويش چطور است؟»
رئيس نگهبانان گفت: «به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است که قليان ميکشم، اما تنباکويي به اين عطر و مزه نديدهام!»
شاه با تحقير به آنها نگاهي کرد و گفت: « مردهشويتان ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام، حاضريد به جاي تنباکو، پِهِن اسب بکشيد و بهبه و چهچه کنيد ... »

* امروز به اين عشق گردآوري ميكنم و مينويسم كه شايد روزي اين نوشتهها به كار كسي آيند، چنان كه نوشتههاي پيشينیان، شوقي در وجودم فكند و شعلهاي در دلم افروخت....