جوابیه عدم توزیع به موقع نشریات استان در بروجرد
جوابيه جناب آقاي فرهاد داودوندی از بروجرد در ارتباط با مطلب عدم توزيع به موقع نشريات لرستان در اين شهرستان(منتشر شده در وبلاگ ايشان): http://www.farhad90.ir
آقاي رضا جایدری عزیز !
قبل از هر چیز باید بگویم چند روزی است چنان افکار گوناگون به ذهنم فشار می آورند که فکر می کنم اگر بخواهم همه این افکار را در رابطه با توزیع نشریات لرستان در بروجرد برایتان بنویسم زیاد از این شاخه به آن شاخه بپرم ، هر چند که می دانم همین متن زیر هم از این امر مستثنی نبوده و حتما جسته و گریخته از هر دری سخنی در آن یافت خواهد شد ! دو سه روز است که با دیدن نشریات چاپ استان که در گوشه انبار ترمینال بروجرد خاک می خورند بسیار آشفته شده بودم ! چند روز پیش صبح زود عزمم را جزم نمودم و برای اینکه خط پایانی بر اینگونه کفران نعمت نمودن در عرصه مطبوعات بکشم ، با دوربین به سراغ نشریات مختلف رفتم و در میان بهت و حیرت مسئولین انبار از نشریات زیر گرد و خاک چندین عکس انداختم و سپس آنها را در روی سایت شخصی ام قرار دادم ، مطمئن بودم که رضا جایدری اگر اولین نفر نباشد حتما دومین نفر خواهد بود که عکس العمل نشان خواهد داد ! هر چند که بازهم اولین نفر بودی ! بارها گفته ام یک ورزشی نویس وقتی عصبانی میشود کلمات پشت سرهم و بدون توقف به ذهنش هجوم می آورند ! خوشحال هستم که توانسته ام با در معرض دید قرار دادن عکسها باعث بشوم که جنابعالی و افرادی به مانند شما ، کلماتی را که مدتها بود در ذهن داشتند و بهانه ای برای بیانش نبود را به روی دایره ریختید ! زیرا مطبوعات ورزشی و بخصوص جامعه مطبوعاتی ورزشی در استان ما به شدت به چنین بی پروا سخن گفتن احتیاج دارند !
آقا رضای عزیز !
راستی هیچ تا کنون اندیشیده ایم که چرا تا چند سال پیش ، تیمهای ورزشی بروجرد هر وقت به خرم آباد می رفتند کتک خورده بر می گشتند و تیمهای خرم ابادی هم هر گاه به بروجرد می آمدند با مشکل جدی مواجه میشدند ؟! تا کنون از خود پرسیده ایم که چه اتفاقی افتاده که در این چند سال اخیر خوشبختانه چنین اتفاقات ناگواری در عرصه ورزش استان ما اتفاق نیفتاده و یا احیانا هم اگر بوده در حد درگیری لفظی جزئی بوده است ؟! چند هفته پیش که مسابقه شهرداری بروجرد با دارتاک در زمین شهرداری بروجرد برگزار می گردید ، خیلی لذت بردم که من بروجردی همراه با دوست بسیار عزیزم محمود داودی نژاد خرم آبادی در کنار هم 90 دقیقه مسابقه ای را دیدیم و در رابطه با آن سخنها گفتیم بدون اینکه سر سوزنی تعصب نابه جای تیم شهر خودمان را بکشیم ! بعد از باخت تیم شهرداری بروجرد نیز بلافاصله متنی نوشتم و در آن اشاره نمودم که فوتبال لرستان پیروز این میدان بود !
اقا رضا جایدری عزیز !
میدانی چرا نوشتم فوتبال لرستان پیروز این میدان بود ؟! اعتراف می کنم که نسل جدید ورزشی نویسان لرستانی شامل برو بچه های بسیار دوست داشتنی خرم آبادی ، دورودی ، بروجردی و ..... چنان بر ورزش استان سایه انداخته اند که هیچ مسئول ورزشی و یا بازیکنی دیگر به مانند سالیان قبل جرات نمی کند بخاطر زیر ذره بین بودن توسط ورزشی نویسان استان ، پایش را از راه درست بیرون بگذارد !
آقا رضای دوست داشتنی !
زحمات تک تک ورزشی نویسان در سطح لرستان در حال به بار نشستن است ، میدانی چرا ؟ زیرا مردم خوب و فهیم لرستان و بخصوص بروجردی ها تشنه نشریات استان و شهر خودشان می باشند ، مطمئن باش اگر علاقه مردم فهیم بروجرد به روزنامه خواندن نبود ، اینهمه نشریه در این مدت در بروجرد و لرستان مجوز نشر نمی گرفتند ! پس خوشحال باشیم که ثمره زحمات شما ودوستان عزیزتان در نشریات لرستان که صفحاتی را به ورزش بروجرد اختصاص داده اید در حال به ثمر نشستن است ! همانگونه که مطالب ورزشی ما ورزشی نویسان بروجردی باعث گردیده مسئولین ورزشی استان خود را مکلف به جوابگوئی بدانند !
رضا جایدری عزیز ، دوست نادیده اما بسیار دوست داشتنی ام !
خوشبختانه نسل جدید ورزشی نویسان لرستانی حداقل در حیطه تخصصی و ورزشی خود ، سدهای قوم و قوم بازیهای کاذب را شکسته اند ! هر کدام از آنها جای جای استان را زادگاه خود می دانند و دیگر نمی توانند نسبت به مثلا پیروزی و یا ناکامی تیم گهر زاگرس دورود ، داتیس خرم آباد، شهرداری بروجرد و یا دارتاک لرستان بی تفاوت باشند . ثمره دست در دست هم دادن ورزشی نویسان لرستانی در حال به ثمر نشستن است و تمام کسانی که می خواهند با تفکر تفرقه انداختن بین قومیت ها ، کشتی به گل نشسته شان را تکانی بدهند ، چند سالی است که با جدیت ورزشینویسان لرستانی، راه به جائی نبرده و در آینده هم نخواهند برد ! باید بگویم بعنوان یک علاقمند به نشریات استان ، از زحماتی که مسئولین و دست اندرکاران نشریات مختلف در خرم آباد و بروجرد برای به زیر چاپ بردن می کشند کاملا آگاهم ! و نیز می دانم که در این راه بعضی وقتها حتی باید از خرج زندگی روزمره خود زد تا بتوان نشریه ای را که از صمیم قبل دوست داری سر پا نگه داری ! اما خودت خوب می دانی که چاره ای نیست و باید برای به زیر چاپ بردن رویدادهای ورزشی دیارمان هزینه اش را هم پرداخت .
آقا رضا
دو سه بار به مسئولین بعضی نشریات مختلف در استان زنگ زده ام و از آنها خواسته ام بگویند چرا نشریاتشان در بروجرد توزیع نمیشود ! جوابشان این بود که توزیع میشود و در مقابل سر سختی من که مدعی بودم توزیع نشده ، می گویند رسیدگی خواهیم کرد و خبرش را به تو خواهیم داد ! اما اگر به شما زنگ ده اند به منهم زنگ زده اند !!!!! در اینجا باید یک انتقاد دوستانه نیز از مسئولین نشر اینگونه نشریات بنمایم ! هر هفته یک شماره از نشریه شان را سر و سامان می دهند و روانه دکه های مطبوعات در سطح استان می نمایند ، بدون اینکه پیگیر اتفاقات بعدی برای نشریه خودشان باشند ! من در تعجبم که چرا این دوستان حداقل با یک تلفن جویای حال توزیع نشریه شان در بروجرد نمیشوند ؟! حداقل می توانند با یک تماس تلفنی با افرادی به مانند اینجانب در جریان رویدادهای پیش آمده برای هفته نامه شان در شهر ما باشند .
آقا رضا جایدری عزیز
سخن به درازا کشید ، باید قبول کنیم که مردم خوب و فهیم بروجرد به مانند مردم دیگر شهر ها از خواندن روزنامه های متنوع استقبال می نمایند ، اما لازم است مسئولین نشریات مختلف در استان با یک هماهنگی بیشتر و دسته جمعی در رابطه با توزیع نشریاتشان در بروجرد به یک راهکار اساسی دست پیدا نمایند .
آقا رضا جایدری عزیز
بسیار مایلم که در ادامه بیشتر به این موضوع بپردازم ، اما مطمئنم که سخنانم پراکنده گوئی خواهد شد و از حوصله شما خارج ! در اولین دیدار بیشتر با هم صحبت خواهیم نمود . برای شما و همه مسئولین نشریات مختلف استان لرستان بدون استثناء آرزوی موفقیت دارم . اگر نتوانستم بخوبی در متن بالا مطلب را برسانم ، پوزش مرا بپذیر !
_____ _______ _____ ______ ______ ______
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از جناب آقاي فرهاد داودوندي (عمو فرهاد) صميمانه سپاسگزارم كه زحمت نوشتن این جوابیه را كشيدند و جاي حرف و حديثي باقي نگذاشتند.
فقط اين نكته را ذكر كنم كه تجربه به من ثابت كرد انتخاب نام نشريات محلي در جذب مخاطبين ميتواند تأثير مهمي داشته باشد. اگر نامي از آقايان تركزبان و بوربور مديران مسوول هفتهنامههاي پيغام و فرهنگ بروجرد بردم بدين خاطر بود كه اميدوار بودم پسوند نام نشرياتشان را از بروجرد به لرستان تغيير دهند تا مردم ساير شهرهاي استان هم در اين جامعيت شريك باشند. به يقين مشكل توزيع آنها نيز تا حد زيادي رفع ميشد ...
اگر من نام نشريه را «خرمآباد ورزشي» يا «اقتصاد خرمآباد» انتخاب ميكردم، آيا توزيع آن در بروجرد، دورود، اليگودرز و ... مفهومي پيدا ميكرد و واقعاً راه درستي رفته بودم؟
متاسفانه پروسهي تخريبي عدهاي، باعث شده تا اهالی بافرهنگ بروجرد نسبت به نام خرمآباد كه هيچ، به نام لرستان هم آلرژي پيدا كنند!
* امروز به اين عشق گردآوري ميكنم و مينويسم كه شايد روزي اين نوشتهها به كار كسي آيند، چنان كه نوشتههاي پيشينیان، شوقي در وجودم فكند و شعلهاي در دلم افروخت....