مطلب و تصويري در ارتباط با انبار کردن نشريات استان در ترمينال بروجرد در وبلاگ دوست بسيار عزيز و فهيم‌ام آقای فرهاد داودوندي خبرنگار ورزشي اين شهر كه كارنامه‌اي روشن در قلم‌زني دارد مشاهده نمودم. بر آن شدم با عجله چيزي در اين مورد بنويسم. اميدوارم حداقل وبلاگ‌نويس‌هاي عزيز بروجردي آن را براي همشهريان محترمشان منعكس نمايند، بلكه از بايكوت خبري برخي دكه‌ها كه اجازه توزيع نشريات لرستان را نمي‌دهند، رهايي يافته و در اين زمينه آگاهي يابند:

 از نظر من و بسیاری از خرم‌آبادي‌ها، بروجرد شهر فرهنگ و انديشه و ديار فرزانگان است و مردم اين شهر خودشان نيز از اين مسأله با فخر و مباهات ياد مي‌كنند. اما آيا رفتاري كه در زمينه‌ي توزيع نشريات استاني و كشوري در بروجرد صورت مي‌گيرد، اين طرز تفكر را زير سؤال نخواهد برد؟

اين حق هر يك از شهروندان بروجردي است كه بتواند كليه‌ي نشريات كشور و استان را مطالعه نمايد و در دسترس داشته باشد. عده‌اي به دليل تفكري سنتي و نيز به خاطر پيشبرد اهداف شخصي، سعي دارند آتش اختلاف و جدايي بين مردم بروجرد و ساير شهرهاي استان را شعله‌ور سازند. آيا با اين طرز تفكر و انديشه كه نگذارند نشريات ديگري روي دكه‌ها توزيع شوند، نام شهر بروجرد را به عنوان يك شهر فرهنگي معرفي مي‌كند يا ضد فرهنگ و انديشه؟

برخي مسوولين نشريات ساير شهرهاي استان، محترمانه حساب بروجرد را جدا كرده‌اند و از اين شهر چيزي نمي‌نويسند و معتقدند: وقتي عده‌اي به خاطر تنگ‌نظري و عقب نگه‌داشتن مردم شهر بروجرد با شعار ما از اين طريق بروجرد را از لرستان جدا مي‌كنيم، اجازه‌ي توزيع نشريات استان و برخي نشريات كشور را در بروجرد نمي‌دهند، ما چرا بايد چند خط از نشريه را به بروجرد اختصاص دهيم و حرام كنيم؟! لذا در اين نشريات كه گستره‌ي توزيع و مخاطبان بالايي دارند، عملاً ظرفيت‌هاي مختلف بروجرد و به خصوص قلم به‌دستان تواناي اين شهر مغفول مانده و آنها به آتش تفكر جاهليت عده‌اي خاص خواهند سوخت!

اما هنوز نشرياتي هستند كه وراي تفكرات قومي و طايفه‌بازي و نيز اختلافات مطروحه‌ي بي‌دليل در استان، بروجرد را پاره‌ي تن لرستان دانسته و بخشي از نشرياتي را كه با هزاران خون و دل، هزينه‌ي انتشار آنها را تامين مي‌نمايند به بروجرد و مردم فهيمش اختصاص مي‌دهند و در عوض اقليت خودخواه حاضر در بروجرد با استفاده از شعارهاي كهنه و نخ‌نما، اين حق مسلم را از اكثريت فهيم شهرشان دريغ نموده و اين قبيل نشريات را از حركت در مسير عدالت‌خواهي و توازن در همه‌ي استان دلسرد مي‌نمايند.

خدا شاهد است كه هدف مطبوعاتي‌هاي استان، دور كردن مردم از اختلافات قبيله‌اي و نيز حمايت از مردم همه‌ي شهرهاي لرستان بوده و براي اين قشر كسي كه در نورآباد يا خرم‌آباد است با عزيزي كه در پل‌دختر، الشتر و بروجرد مخاطب نشريات مي‌باشد، هيچ فرقي نمي‌كند.

بروجردي‌هاي عزيز! با اين كار فقط خودتان و مردم شهرتان را از امتيازاتي خاص محروم مي‌كنيد. چرا بايد توانايي فرهنگي، قدرت رسانه‌اي و روابط عمومي بالاي افرادي مثل فرهاد داودوندي، علي الماسي و ... كه در مورد ورزش بروجرد مي‌نويسند محدود به بروجرد باشد و ساير مردم استان و كشور از آن بهره‌اي نبرند؟

چرا بايد قهرماناني مثل علي فهيمي(دووميداني)، محسن قاسمي(كشتي)، سجاد مهرابي(بوكس) و ... كه بروجردي هستند و توسط ورزشي‌نويسان بروجردي معرفي مي‌شوند را همه‌ي مردم لرستان نشناسند و فقط نشريات داخلي شهر بروجرد در مورد آن‌ها مطلبي منتشر نمايند؟ اين اجحاف در حق اين قهرمانان مظلوم نيست؟

__ ___ ___  ____  ____  _____

لرستاني‌ها بايد بدانند، نشريات استاني همه غيردولتي هستند و تنها راه تأمين هزينه‌هاي آن‌ها از راه آگهي است. حتا از فروش نسخه‌هاي روي پيشخوان دكه‌ها نيز به خاطر برداشت بهاي آن توسط دكه‌داران و كساني كه آن را بين دكه‌ها توزيع مي‌كنند، چيزي به نشريات نمي‌ماسد!

كار نمايندگان نشريات سراسري در استان اگر چه كمي از نشريات محلي سهل‌تر است اما آن‌ها نيز در تأمين هزينه‌هاي‌ مختلف نظير اجاره‌بهاي دفتر، پول تلفن، اينترنت، آب، برق، گاز، چاپخانه و ... عاجز مي‌مانند.

دوام نشريات غيردولتي در استاني مثل لرستان ضروري است، چرا كه خواسته‌ها و نيازهاي مردم را مطرح نموده و به مسوولين منتقل مي‌نمايند. چنان‌چه مردم حمايتي از آن‌ها به عمل نياورند ناچارند مجيزگوي مسوولين ادارات شوند و يا اگر روحيه و توان اين كار را نداشته بلشند، بايد درب دفتر نشريه را تخته كرده و پي كار و زندگي‌شان بروند!

 زماني كه نشريه «لرستان ورزشي» را سال‌هاي 1388 و 1389 با هزاران زحمت و خون‌دل خوردن با همكاري 3-4 جوان عاشق ورزش لرستان و با هزينه‌ي شخصي منتشر مي‌نموديم، با سنگ‌اندازي‌هاي بسياري در كل استان مواجه شديم. اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي با دستور آقاي سيد عارف علوي مدير كل وقت اداره كه با قانوني من‌درآوردي نبض آگهي‌هاي دولتي ادارات را در دست گرفته بود، آن‌قدر نشريه تخصصي ما را در تنگنا قرار داد و از دادن آگهي امتناع نمود كه تا مرز ورشكسنگي حتا در زندگي شخصي نيز پيش رفتيم! حالا آقاي علوي كجاست؟ چرا اين قانون ديگر اجرا نمي‌شود؟ آيا فقط بايد در دوره‌ي ما و بر سر نشريه‌ي ما اجرا مي‌شد؟

هم‌چنان كه در نوشته‌هاي گذشته‌ام آورده‌ام هدف انتشار «لرستان ورزشي» بود نه «خرم‌آباد ورزشي». با وجودي كه هيچ‌كدام از شهرهاي استان به جز دورود قادر به درآوردن هزينه‌ي ارسال نشريه به آن شهرها نمي‌شد، اين مرارت را به جان مي‌خريديم و نشريات را مجاني هم كه شده با هزينه‌ي شخصي براي آن‌ها ارسال مي‌كرديم. اما توان ما هم حدي داشت! آن آقايي كه در بروجرد از توزيع نشريه ما روي دكه جلوگيري مي‌كرد، گويا ما را با نمايندگان خرم‌آباد در مجلس اشتباه گرفته بود!

نه برادر من! نوشتن از بروجرد براي من بجز ضرر و زيان مالي، هيچ منفعتي نداشته و ندارد. فقط هدفم اين است كه كمكي به ورزش و جوان‌هاي ديارتان كنم، حال كه خودتان نمي‌خواهيد ديگر اين كار را نمي‌كنم!

دو سال پيش، شبي با رئيس تربيت‌بدني بروجرد تماس تلفني گرفتم و گفتم: فلاني، در شماره‌هاي مختلف لرستان ورزشي اين همه از ورزش شهرتان و شخص شما اخبار منتشر نموديم، شما كه هر هفته يك آگهي در صفحه اول هفته‌نامه «بهار بروجرد» منتشر مي‌كني، با من علاوه بر اين كه تحصيلات‌ هر دوي ما در رشته‌ي تربيت‌بدني است، مشتركات ورزشي ديگري هم داري، بيا و يك عملكرد 6 ماهه از ورزش بروجرد به نشريه ما هم بده تا حمايتي از اين نشريه ورزشي كه تنها نشريه ورزشي غرب كشور است نيز شده باشد.

اين بنده خدا بسيار صادقانه پاسخ داد: شرمنده‌ام! اگر چنين كاري بكنم و به يك نشريه در خرم‌آباد كمك كنم و مسوولين متوجه شوند، ممكن است يا من برخورد كنند!

به راستي چه جريان فكري‌اي در برخي شهرهاي استان وجود دارد كه تا اين حد از افكار عمومي سوء‌ استفاده و بهره‌برداري مي‌كند؟ آيا رمز موفقيت اين افراد سودجو در اين نيست كه مردم نبايد آگاه باشند و فقط بايد مطالبي را مطالعه نمايند كه از فيلتر و كانال فكري آن‌ها گذشته و منافع شخصي اين عده‌ي قليل و البته خاص را دنبال مي‌كند؟

برخورد با چنين سودجوياني بايد از طريق مردم همان شهرها صورت پذيرد. با طرز تفكر استثمارگرانه‌ي اين افراد، شهر آن‌ها به نوعي در محاصره‌ي خندق فكري ايجاد شده از سوي همين افراد كه با شعارهاي پوچ از قبيل استان شدن بروجرد سعي دارند خواسته‌هاي شخصي خود را به مرحله‌ي اجرا درآورند، قرار گرفته است.

اگر خواسته‌ي اكثريت مردم بروجرد اين است كه نشريات لرستان در بروجرد توزيع نگردد، ما به احترام آن‌ها ديگر اين كار نمي‌كنيم و مطمئن باشيد، از اين راه جلوي ضرر مالي من و امثال من كه دغدغه‌ي لرستاني آباد و با فرهنگ را در سر مي‌پرورانيم گرفته خواهد شد، اما يقين بدانيد با اين كار، شما در چنگال افراد منفعت‌طلب، تك و تنها باقي خواهيد ماند!

منتظر پاسخ و اظهار نظر دوستان قلم‌زن بروجردي در اين ارتباط مي‌مانم، به خصوص اساتيد ارجمند: آقاي احمد ترك‌زبان مدير مسوول پيغام بروجرد و حاج مرتضي بوربور مدير مسوول فرهنگ بروجرد.