کاش فرهنگ، پدر سیاست بود/ خداحافظ خرم‌آباد!

بدون شك، وضعيت نامطلوب فعلي اقتصاد، فرهنگ و ساير جنبه‌هاي اجتماعي در استان لرستان و به خصوص شهر خرم‌آباد، نتيجه‌ي برخي مديريت‌هاي ناكارآمدي است كه نشأت گرفته از دو نوع انتصاب قومي و قبيله‌اي و يا از روي جناح‌هاي سياسي ظرف دو دهه اخير، در اين ديار منصوب شدند.
اگر به وضعيت سال‌هاي نه‌ چندان دور خرم‌آباد نظري بيافكنيم، مي‌بينيم كه اين شهر 2 بار طي سال‌هاي 1346 و 1349 به عنوان شهر نمونه‌ي كشور انتخاب شده و علاوه بر آن در دهه‌هاي 50 و 60، هيچ‌گونه مشكل عمده نظير بيكاري در مركز استان وجود نداشته است.
چرايي مشكلات اين شهر و استان از دهه‌ي 70 به بعد را بايد در دل تحليل‌هايي كه در كتب محققان و يا در نشريات توسط روزنامه‌نگاران ذكر شده، پيدا كرد و البته اگر دنبال راه‌كاري براي خروج از بن‌بست فعلي هستيم بايد با اراده‌ي جمعي و به خصوص با كم‌رنگ كردن يا كنار نهادن مسائل قومي و نيز تعصبات بي‌جاي سياسي، مقصود را دنبال نمود.
***
هفته‌ي گذشته‌ي آخرين اثر "سيد فريد قاسمي" بزرگ‌ترين محقق خرم‌آبادي كه بيش از يك‌صد اثر در مورد زادگاهش با هزينه شخصي منتشر نموده است و در كشور از او به عنوان "حافظه‌ي تاريخي مطبوعات ايران" ياد مي‌شود، روانه‌ي ‌بازار كتاب شد.
 اگر چه سيد پژوهش لرستان در اين آثار براي ديارش سنگ تمام گذاشته، اما نكته‌ي دردآور، خداحافظي زودهنگام او در 50 سالگي با  لرستان‌پژوهي‌ و خرم‌آبادشناسي است كه در سكوتي غم‌بار و در مقدمه‌ي كتاب "سرگذشت خرم‌آباد" آن را ذكر كرده است.
"علي صارميان" روزنامه‌نگار لرستاني كه او نيز سال‌هاست پايتخت‌نشين شده، در خصوص شخصيت سيد فريد قاسمي و نيز آثار بي‌نظيرش، در يك خط با تيتر "کاش فرهنگ، پدر سیاست بود!" حق مطلب را ادا نمود كه:
«عیدانه پیش از موعد امسالم را با خريد كتاب‌هاي جديد سيد فريد قاسمي گرفتم. بخوانید که شهر ما، خالی ز عشاق نیست؛ یک نفر هست که از خویش برون آمده و کاری کرده است...»
***
به ضرس قاطع عنوان مي‌كنيم كه "هيچ‌كس" به اندازه‌ي "سيد فريد قاسمي" نمي‌توانست گره‌گشاي مشكلات خرم‌آباد و لرستان باشد، اما افسوس كه سال‌ها است، افراد توانا و فرهنگ‌دوست استان، پشت خط سياسيون مانده‌ و نظاره‌گر دعواهاي متعصبانه‌ي آن‌ها براي دست‌يازي به مناصب و پست‌هاي اداري هستند و بدين صورت، مردم لرستان هرگز نمي‌توانند از توانمندي‌هاي بي‌نظير نخبگان خود همچون قاسمي و قاسمي‌ها، بهره‌‌اي گيرند ...
بدون شك، قاسمي با دانش بي‌نظيري كه در مورد خرم‌آباد و لرستان داشت، مي‌توانست كاري كند كه "علي‌محمد ساكي" ديگري در تاريخ اين ديار ظهور نمايد، چرا كه او نيز همچون ساكي، با پژوهش‌هاي بسيار، زير و بم شهرش و مشكلات آن را كاملاً مي‌شناخت  اما به قول صارميان «افسوس كه در ديار ما؛ فرهنگ، پدر سياست نيست!»

در زير، متن خداحافظي غريبانه‌ي برجسته‌ترين محقق تاريخ خرم‌آباد را بخوانيد كه در ابتداي كتاب "سرگذشت خرم‌آباد" ذكر شده است:
12 ساله بودم که همکاری‌ام با مطبوعات آغاز شد و نگارش‌هایم درباره‌ي زادگاهم در مجله‌های چاپ تهران انتشار پیدا کرد.
اکنون (سال 1394) از آن روزگار 38 سال می‌گذرد حدود 33 سال از این حدود 4 دهه را، دور از شهر و دیار به سر برده‌ام.
در گستره‌ي زمانی یاد شده، با وجود همه دشواری‌هایی که در زندگی‌ام پدید آمد، همیشه و همواره به لرستان‌پژوهی و خرم‌آباد‌شناسی اندیشیده‌ام.
در سرآغاز این اندیشه‌ورزی، اولویت‌های زمانه راه به‌سوی دیگری می‌جست. دیارشناسی و زادگاه‌پژوهی متاع بی‌خریداری بود و تا سر حد گناه نابخشودنی، پیش می‌رفت. با وجود آن که هیچ حامی، مشوق و همراهی نداشتم؛ بی‌زر و روز، اما با توکل بر خدا ایده‌های بسیار بزرگی درباره این دغدغه در سر می‌پروراندم.
در نخستین گام، واکاوی پیشینه‌ها را در دستور کار قراردادم. شنیده‌هایم از کوشش‌های اداری و ذوقی پیشینیان به دیده مبدل نشد. هیچ سند و مدرکی در میان نبود. پس به فکر برپایی کتاب‌خانه و مرکز اسناد در این زمینه افتادم و هر آن‌چه درباره‌ي لرستان منتشر شده بود، گرد آوردم.
با فراهم آوری آثار متناوب پیشینیان دریافتم که لرستان‌پژوهی تاریخ گسسته‌ای دارد و کتاب‌های اندکی که پدید آمده را می‌توان ذیل 3 سرفصل دید:
1- بخش‌نامه‌ای و اداری 2- پایان‌نامه‌های دانشگاهی 3- تفننی و ذوقی.
البته بعدها 3 شیوه دیگر به لرستان‌پژوهی افزوده شد:
1- تخریبی (تقلیدی، تحریفی، تحمیلی، تحمیقی، تفریحی، تبلیغی) 2- تجاری 3- تحقیقی (تنویری، عاشقانه و خالصانه)
تناوب یاد شده، مرا بر آن داشت به ‌توالی بیاندیشم. با خود گفتم باید نهالی کاشت تا در سال‌های آتی به درخت تناوری بدل شود که همه بتوانند در سایه‌سارش قرار گیرند.
لازمه‌ي نسل‌پروری، نهادسازی بود؛ اما نه منصبی داشتم و نه توان مالی که بتوانم ایده‌های بلند‌پروازانه خود را تحقق ببخشم؛ ولی نشستن باطل را بر نتابیدم و به ‌قدر وسع کوشیدم، چون می‌خواستم روش‌مند و علمی لرستان‌پژوهی را به سرانجام برسانم.
پس از تشکیل کتاب‌خانه تخصصی، به برگه‌نویسی برای کتاب‌شناسی توضیحی لرستان همت گماردم. به جست‌وجو در کتاب‌خانه‌ها و مراکز اسناد پرداختم. در هر کتاب و مطبوعه، نکته‌ای درباره لرستان می‌دیدم، اطلاعات کتاب‌شناختی‌اش را به همراه توضیحی درباره‌ي نوشته و شماره صفحه در برگه‌های جداگانه یادداشت می‌کردم. شمار برگه‌هایم که به یک هزار و 600 رسید به الفبایی برگه پرداختم و در دفتری سيد فريد قاسمي / کاش فرهنگ، پدر سیاست بود/ خداحافظ خرم‌آباد!مشغول پاک‌نویس شدم. نمایه‌هایی هم برای سهولت بازیابی فراهم آوردم.
 پیش از نمایه‌سازی به این جمع‌بندی رسیدم که این مجموعه خود یک گام برای نسل‌پروری است و می‌تواند برای همه قابل ‌استفاده باشد پس به فکر انتشارش افتادم.
"کتاب‌شناسی توضیحی لرستان" خود داستانی دارد. چند سال دوندگی در پی داشت. مدت‌ها کتاب در دفتر ناشر در تهران خاک می‌خورد. بعد در خرم‌آباد پیچ ‌و خم دیگری را سپری کرد تا این‌که چاپ شد و در دسترس همگان قرار گرفت.
عزیزان اداره کل فرهنگ و ارشاد لرستان که ناشر کتاب‌شناسی‌ام بودند بی‌آن‌که هزینه‌ي حروف‌چینی را بپردازند پس از چاپ، زحمت کشیدند و در ازای یک دهه جست‌وجو و تدوین اثر، 10 نسخه کتاب مجانی به نگارنده دادند که سپاس‌گزارشان هستم! 8 نسخه از 10 نسخه در خرم‌آباد بین دوستان توزیع شد و با 2 نسخه کتاب و یک دنیا رضایت به تهران بازگشتم.
پس از چاپ کتاب‌شناسی، بعضی از هم‌دیاران در پی دست‌یابی به منابع و به‌ خصوص مجله‌هایی بودند که اطلاعات‌شان در کتاب‌شناسی توضیحی لرستان به چاپ رسیده بود. از این ‌رو، تا مدت‌ها و مثل همه 3 دهه اخیر ضمن پاسخ‌گویی حضوری به دانشجویان و پژوهشگران هم‌تبار، یکی از کارهایم فرستادن تصویر منابع و آن‌چه علاقه‌مندان نیاز داشتند به لرستان بود.
این خیل بی‌شمار را که دیدم به این نتیجه رسیدم مجموعه‌ای از مقالات مورد نیازشان را انتشار دهم. کتاب‌های "لرستان‌نامه" و "مفرغ لرستان" در پاسخ به این نیاز منتشر شد.
همچنین به نظرم رسید که "خاطرات زندانیان فلک‌الافلاک" را نیز به چاپ بسپارم. اقبال عمومی به این 3 اثر، مرا بر آن داشت تا در پی زمان مناسب باشم و مجله "لرستان‌پژوهی" را منتشر کنم تا یک نقطه عطف پدیدار شود و استعدادها به حرکت درآیند؛ بدان امید که پیشینه گسسته به تاریخ پیوسته تبدیل شود.
فصل‌نامه "شقایق" را یک‌تنه در تهران به سامان می‌رساندم و برای چاپ به خرم‌آباد می‌بردم. 4 شماره که از فصل‌نامه انتشار پیدا کرد و به یک‌ سالگی رسید، داستانی ساز کردند. مدیر کل وقت فرهنگ اصرار داشت که فصل‌نامه تبدیل به روزنامه شود. طراحی روزنامه انجام شد. برای شکل و محتوا برنامه‌ای تدارک دیدیم. مدتی را در خرم‌آباد گذراندم تا این‌که شماره صفر آماده شد. خیلی شوق ‌و ذوق داشتم که مشغول آماده‌سازی نخستین نشریه روزانه لرستان هستیم؛ اما آن‌چه برای شماره‌ی صفر تدارک دیدم مقبول نیفتاد.
چاره‌ای جز بازگشت به تهران نداشتم. به تهران که رسیدم پس از چند هفته باخبر شدم شماره‌ی صفر روزنامه منتشر نشده و وعده‌ي انتشار هفته‌نامه داده‌اند. هفته‌نامه‌ي "شقایق" که به دستم رسید جز سرمقاله‌ای که برای شماره‌ی صفر روزنامه نوشته بودم اثری از سایر مطالب نبود! گفته می‌شد سلیقه‌ام را مدیر کل وقت فرهنگی نپذیرفته و مدیر نشریه نیز از سر ناچاری به حرف وی تن داده، بنابراین مجوز دیگری گرفتم و سال دوم مجله با عنوان "لرستان‌پژوهی" درآمد؛ اما کارشکنی و سنگ‌اندازی پایان نداشت.
 از این ‌رو پس از انتشار حدود 2 هزار صفحه مجله، تصمیم گرفتم کار را با عنوان "کتاب لرستان" دنبال کنم. مجله نخست کتاب لرستان را فراهم آوردم و چنین مقرر شد که از جلد دوم دوستان کار را ادامه دهند. به وعده خودم وعده وفا کردم و جلد نسخت کتاب لرستان منتشر شد.
 از طرف دیگر، مدیر کل وقت فرهنگ بسیار علاقه‌مند بود انتشار مجله لرستان‌پژوهی از کوشش فردی و سرمایه خصوصی خارج شود و به یک مجله دولتی بدل گردد. پیغام داد که نگارنده به همان شیوه، کار را زیر نظر اداره کل فرهنگ به سرانجام برسانند. سر باز زدم و نپذیرفتم اما سیاق کار خود را به رابط توضیح دادم، مطالبی برای‌شان فرستادم و راهنمایی‌هایم را تا به آن‌جا رساندم که بر لیتوگرافی‌سپاری و چاپ و صحافی مجله‌ای که شبیه به مجله‌هایم تدارک دیده بودند نظارت داشتم.
 بنا بر این شد از شماره‌ي دوم خودشان پی‌گیر کار شوند. مجله‌داری و ادواری‌نگاری چون در تهران و خرم‌آباد متولی پیدا کرد، به فکر ساماندهی "دانش‌نامه لرستان" افتادم. مدخل گزینی/ درایه‌نگاری دانش‌نامه را ظرف یک دهه به پایان برده بودم و آماده نگارش بودیم.
 مستعدان همکاری را به دفترم در تهران که به سبب راهنمایی دانشجویان و پژوهشگران، تصحیح شکلی و محتوایی و پی‌گیری نشر آثارشان به تعبیر یکی از دوستان مرکز لرستان‌پژوهی بود فرا خواندم.
بعضی از دوستان بی‌آن‌که عنایت داشته باشند دفتری در قلب تهران با کتابخانه‌ای تخصصی برای تحقق این آرزو با هزینه شخصی، بدون یاری و مساعدت این‌جا و آن‌جا و همکاری این‌ و آن فراهم آوردم، در همان جلسه‌های نخستین سخن از میزان حقوق‌شان به میان آوردند! حرف‌های همدیگر را متوجه نمی‌شدیم...
یک عاشق در مقابل چند عاقل که منطقی سخن می‌گفتند، حرفی برای گفتن نداشت. پیشنهادم به جمع این بود حال که کار گروهی امکان‌پذیر نیست، بیایید برای جلوگیری از دوباره‌کاری لرستان را به 10 حوزه‌ي پژوهشی تقسیم کنیم و هرکدام‌مان یک حوزه را به سرانجام برسانیم تا چنان‌چه سال‌ها بعد کوشش‌های فردی‌مان به نتیجه رسید، بخشی از آرزوی‌مان تحقق پیدا کند.
بسیاری از دوستان نظرم را پسندیدند. بنا شد خودم خرم‌آباد را بنگارم و دوستان هر یک متولی شهرهای دیگر (بروجرد، دورود، ازنا، الیگودرز، الشتر، نورآباد، کوهدشت، پل‌دختر و ...) شوند. جلسه که پایان گرفت هر یک از دوستان سراغ کار خود رفتند. از همان لحظه تصمیم گرفتم خرم‌آباد‌شناسی را با جدیت بیش‌تری پیگیری کنم.
پیش‌تر كتاب "تاریخ خرم‌آباد" را نوشته بودم. در صدد برآمدم مجموعه‌ای را با عنوان "خرم‌آباد‌شناسی" تدارک ببینم.
خرم‌آباد‌شناسی به دو منظور منتشر شد: یکی آن‌که مقاله‌های پژوهشی و گزارشی پراکنده‌ام درباره‌ی خرم‌آباد در یک مجموعه بیاید.
دیگر آن‌که تاریخ شفاهی لرستان را که پیش‌تر در فصل‌نامه شقایق و مجله لرستان‌پژوهی به انجام رسانده بودم، به تاریخ شفاهی خرم‌آباد تقلیل دهم و مجلدهایی از خرم‌آباد‌شناسی به تاریخ شفاهی زادگاهم اختصاص یابد.
درمجموع 4 مجلد خرم‌آباد‌شناسی انتشار پیدا کرد که 2 مجلد به مقاله‌هایم و مجلد دیگر به تاریخ شفاهی خرم‌آباد اختصاص یافت.
خوشبختانه طبق معمول این کار نیز برای دوستان، همشهریان و هم دیارانم الگو شد و موج گفت‌وگو را آغاز کردند. نشر خاطرات کهن‌سالان را نیز در دستور کار قرار دادم. كتاب "خاطرات من از خرم‌آباد قدیم" که منتشر شد، سرآغاز انتشار یک سلسله کتاب‌های خاطرات شد.
مقدمه‌نویسی بر آثار دیگران، نگارش صدها مقاله برای مطبوعات ملی و محلی، راهنمایی دانشجویان و پژوهشگران، اهدای سند و عکس و حتی گاه دست‌نوشته‌های منتشر نوشته‌های خودم به دیگران، ناشر‌یابی و ده‌ها خدمت دیگر همچون پژوهش‌گر‌پروری، نویسنده‌پروری، روزنامه‌نگار‌پروری و حتی سردبیر‌پروری از جمله کارهایم در طی این چند دهه بود.
آن‌هایی که اهل حق‌شناسی‌اند به مناسبت و بی‌مناسبت از این‌که راه را چه کسی به آنان شناساند، قلم ‌به‌ دست‌شان داد، مقاله، کتاب‌های‌شان و نشریه‌های‌شان را منتشر کرد، سخن می‌گویند.
نگارنده نیز همواره با خود می‌گوید طرح‌های گوناگونم (پژوهشکده لرستان‌شناسی، دایرةالمعارف لرستان، سال‌نامه‌ی لرستان، کتابخانه و مرکز اسناد لرستان‌پژوهی، انجمن لرستان‌پژوهان که اساسنامه‌اش را هم نوشتم و هیأت مؤسس تعیین شد ...) اگر چه به روزگار جوانی‌ام وصال نداد، اما خوشوقتم که این اندیشه همه‌گیر شد.
گمان دارم به هدف خود رسیده‌ام و کارم سرآغاز حرکتی شد که ده‌ها تن مشغول دنباله‌روی هستند. موقعی که شما یک شمع روشن کردید و دیگران تشویق شدند و هر یک، شمع به دست در پی شما آمدند و محیط نورانی پدیدار شد، شما اجر خود را برده‌اید و تأثیر خودتان را گذاشته‌اید.
دیگر نیازی نیست درجا بزنید باید طرحی نو دراندازید. عده‌ای دیگر را وادار کنید پی نور را بگیرند. جرقه را زده‌اید، الگوی ارائه‌ شده، ریل‌گزاری و زمین‌سازی را انجام داده‌اید، درجا نزنید و به دوباره‌کاری نپردازید.
 میانه‌ي ‌سال 1384 مصمم شدم کتابخانه و مرکز اسناد لرستان‌پژوهی را پس از 3 دهه گردآوری، به خرم‌آباد انتقال دهم. ده‌ها بار، زندگی خود را در تهران رها کردم و به امید این‌که فضایی را بیابم و مجموعه منتقل شود به خرم‌آباد رفتم. عزیزان دردآشنا و دلسوز متوجه نیتم شدند و به نگارش مطالب پیاپی در گرامی نشریه‌های محلی مبادرت فرمودند، اما دریغ که بانگ مرغی برنخاست و پذیرای این مجموعه غنی که با هزینه شخصی و بی کمک هیچ فرد و نهادی فراهم آمده بود، نشدند. همه‌ی تلاش‌ها با در بسته مواجه شد.
در  آن روزها که به نیت انتقال مجموعه به خرم‌آباد می‌رفتم متوجه شدم همانند سایر شهرها، زادگاهم و دیارم رو به نقطه‌ي دیگری دارد. لرستان‌پژوهی نیز بر اثر فرهنگ حاکم، همچون بسیاری از مقوله‌های دیگر، رو به سمت جدیدی نهاده و از نظم و ریتم معمول خارج‌ شده، پس باید رویه‌ای دیگر را در دستور کار قرار داد و با امید این و آن نماند.
"هین تو کار خویش کن ای ارجمند          زود که‌ایشان ریش خود برمی‌کنند"
ابزارهای نو برای اطلاع‌رسانی به مدد آمد. مجموعه کتاب‌ها و اسناد لرستان به کتابخانه اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی و نشریه‌هایم که یکی از غنی‌ترین مجموعه‌های خصوصی کشور نام ‌گرفته بود به کتاب‌خانه و مرکز اسناد و موزه آستان قدس رضوی هدیه شد!
 دو کتاب‌خانه‌ي یاد شده افزون بر مراعات آداب حفظ و نگه‌داری، به‌سرعت به سمت دیجیتال‌سازی منابع می‌روند و آن‌چه درباره لرستان‌پژوهی گرد آوردم، در فضای وب و بعضی به ‌صورت لوح در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
البته ناگفته نماند سرآغاز دیجیتال‌سازی منابع لرستان پژوهی را باید دهه پیشین دانست که "مجموعه نشریه‌های قدیم لرستان" موجود در مجموعه شخصی‌ام به‌وسیله اسکنر کتاب‌خانه مجلس تصویربرداری شد و در قالب لوح فشرده در اختیار عموم قرار گرفت.
به نکته، باید افزود در ادامه‌ي تجزیه کتاب‌خانه‌ام، 2 هزار جلد کتاب به کتاب‌خانه کانون بازنشستگان آموزش ‌و پرورش لرستان و هزاران مجلد به 3 کتاب‌خانه دیگر هدیه شد.
 لحظه‌ای که آسوده‌خیال از عاقبت ‌به‌ خیری کتاب‌خانه شخصی‌ام شدم، باز هم به گوشه‌نشینی پناه بردم و تصمیم گرفتم به آن‌چه نوشته‌ام سر و سامان دهم.
كتاب "پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرم‌آباد" را به پایان رساندم. در این میانه چون به کتاب‌خانه‌های بزرگ کشور از جمله کتاب‌خانه مجلس آمد و شد داشتم و اسناد نویافته را می‌دیدم، درخواست داشتند شماری از اسناد استنساخ و تدوین شود.
كتاب "اسناد خرم‌آباد" و 4 کتاب دیگر را برای چاپ به آن کتاب‌خانه سپردم. سرعت و دقت در انجام این کار به چشم‌ چپم آسیب رساند. با وجود ناراحتی چشم، تعویض پیاپی عینک، استفاده‌ي مدام از دارو و به سبب بیماری دیگر که بر اثر کار مداوم در 3 دهه یکی پس از دیگری سر باز می‌کردند، برای این‌ که هزاران برگ پژوهش و نگارشم درباره خرم‌آباد به دیار عدم نرود، تصمیم گرفتم به هر شکل تدوین‌شان را در اولویت قرار دهم.
حجم نوشته‌هایم بسیار بود و با هزینه‌های گزاف چاپ و نشر هم‌خوانی نداشت. «من به دست خویشتن دیدم که جانم می‌رود» چرا که نشستم و آن‌چه پیش‌تر نوشته بودم به خلاصه‌نویسی و گاه چشم‌پوشی از نشرش همت گماردم و مجموعه نوشته‌هایم را در 3 رده‌ي "موضوعی، الفبایی و گوناگون" جای دادم.
آن‌چه پیش رو دارید مجلد نخست این مجموعه است که "سرگذشت خرم‌آباد" را در بر دارد.
باید این نکته را یک‌بار برای همیشه یادآور شوم که شهر و دیارم پایان‌نامه تحصیلی‌ام نبود. منبع درآمدزایی و شغل موظف اداری‌ام نبود. سرگرمی روزگار بازنشستگی‌ام نبود، تفنن‌ام نبود، "عشقم" بود. زادگاه‌دوستی‌ام خودجوش و خصوصی پدید آمد و عمر وقت و جوانی‌ام را بر سر آن گذاردم.
علاقه‌ای که نه‌تنها بابتش از هیچ‌کس دیناری نگرفتم و هیچ‌گاه از امکان دولتی بهره‌یاب نشدم، از درآمدم هم صرف شد.
 همه این سال‌ها در مجموع 3 سکه نهادهای فرهنگی دیارم مرحمت فرمودند که آن سکه هم به دانشجویان بااستعداد همشهری‌ام که توان پرداخت شهریه دانشگاه را نداشتند اهدا شد.
اکنون در 50 سالگی به روزگار پیشین که نظر می‌اندازم می‌بینم 33 سال است که از خرم‌آباد دور هستم و بیش‌ترین سال‌های زندگی را در غربت گذرانده‌ام، اما هیچ‌گاه از یاد شهر و دیارم بازنمانده‌ام و آن‌چه توان داشته‌ام صرف زادگاهم شده است. اگر هم بیش از این نتوانستم، عذرخواهی و همه را به خدا می‌سپارم.
سید فرید قاسمی/ زمستان 1394
 

 تجلیل از محقق برجسته لرستانی در تهران/ بزرگي كه در وطن خويش غريب است
چهاردهمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر در تالار ایوان شمس تهران - مرداد 1394
اهدا جايزه سيد فريد قاسمي (سمت چپ) توسط مسعود رايگان (سمت راست)

نتايج كامل انتخابات مجلس دهم در لرستان

نتايج انتخابات و آرا حوزه انتخابيه خرم‌آباد و چگني/ جدال اصلاح‌طلب، اصول‌گرا و مستقل در دور دومبا پايان شمارش آرا انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه خرم‌آباد و دوره چگني، هيچ‌كدام از كانديداها حائز آرا لازم براي راه‌يابي مستقيم به دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي نشد.
به گزارش پايگاه خبري يافته، در پايان‌ رقابت بين 43 كانديداي اين حوزه انتخابيه، محمد بيرانوند (اصلاح‌طلب)، محمدرضا ملكشاهي‌راد (اصول‌گرا)، مرتضي محمودوند (مستقل) و اعظم محمدي‌نيا (مستقل) با كسب بيش‌ترين آرا موفق شدند به دور دوم انتخابات كه اوايل اردي‌بهشت‌ماه 1395 برگزار مي‌شود، راه يابند.
تعداد واجدين راي دادن در حوزه انتخابيه خرم‌آباد و چگني 433 هزار و 658 نفر بود كه در پايان 259 هزار و 430 نفر در انتخابات شركت كردند و ميزان مشاركت 59.8 درصدي را رقم زدند.

نتايج كامل اين حوزه با تعداد آرا كانديداها به نقل از اطلاعيه رسمي فرمانداري خرم‌آباد به شرح زير است:

 

رده

Yaftenews.ir

‌تعداد آرا

1

محمد بيرانوندي

52541

2

محمدرضا ملكشاهي‌راد

32127

3

اعظم محمدي‌نيا

31723

4

مرتضي محمودوند

30444

5

بهزاد مومني‌مقدم

26423

6

مهرداد ويس‌كرمي

26356

7

نورمحمد فردي‌بيرانوند

19813

8

ايرج عبدي

17934

9

آقارضا فتوحي

15751

10

عصمت‌الله ساكي‌زاده

15102

11

مهرنوش كريمي

13426

12

بهروز دريكوند

11526

13

محمد علي‌زاده

10059

14

حامي هاشمي‌نيك

9590

15

محمدرضا ملكي‌راد

9451

16

رضا رحيمي‌نسب

8450

17

بهرام دلفان

8158

18

علي‌مراد صفري‌احمدوند

7705

19

فتح‌الله حسنوند

5222

20

صفرعلي كوشكي

5121

21

شاهپور بيرانوند

4714

22

آرش ميراسماعيلي

4659

23

قاسم سعيدي‌تبار

4220

24

حشمت‌الله اميري

3754

25

هادي نصرتي‌موموندي

3634

26

اسكندر رحيمي

3044

27

بهزاد ياراحمدي

2726

28

غلام‌رضا نوري‌زاده

2645

29

قدرت‌الله ايماني

2424

30

محمد دالوند

2011

31

عبدالحسن نظري

1778

32

علي مختاري‌مطلق

1524

33

پيروز عزيزي‌گنجي

1227

34

نادر حافظي

1195

35

حسن حياتي‌پور

779

36

كلثوم بيرانوند

738

37

حميدرضا طاهرپور

686

38

احمد عادلي

646

39

محمدكريم سپهرمنش

589

40

امير بيرانوند

396

41

علي‌رضا شاه‌كرمي

376

42

امين‌الله عبدالتاجديني

115

43

محمد صادقي‌قهاره

79



همچنين ميزان بالاترين رأي داوطلبان حوزه انتخابيه خرم‌آباد و چگني در شهرستان چگني به شرح زير بوده است:
* مهرنوش کریمی   7606   راي
*  مهرداد ویسکرمی   4558   راي
* محمد بیرانوندی   3912   راي
*  مرتضی محمودوند    3706   راي
* اعظم محمدی‌نیا   3659   راي
* حشمت‌الله امیری  2923   راي

 ...

 

 

بروجرد

اعلام تعداد آرا 25 داوطلب حوزه انتخابيه بروجرد/ 2 اصول‌گراها و 2 مستقل راهي دور دوم شدنددر پايان شمارش آرا انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه  بروجرد و اشترينان، هيچ‌يك از 25 داوطللب موفق به كسب بيش از يك‌چهارم كل آرا نشده و انتخابات اين حوزه به دور دوم كشيده شد.
به گزارش پايگاه خبري يافته، در پايان دور اول انتخابات در حوزه بروجرد و اشترینان، علاءالدین بروجردی (اصول‌گرا)، هادی مقدسی (مستقل)، عباس گودرزی (اصول‌گرا)، فاطمه مقصودی (مستقل) به مرحله دوم راه پیدا کردند.
تعداد كل واجدين شرايط رآي دادن در بروجرد بروجرد 277 هزار و 743 نفر بود كه در پايان 147 هزار و 371 نفر يعني 53 درصد واجدين شرايط در انتخابات اين حوزه شركت نمودند.
نتايج كامل و تعداد آرا كانديداهاي حوزه انتخابيه بروجرد و اشرينان به شرح زير است:

رده

Yaftenews.ir

تعداد آرا

1

علاء‌الدين بروجردي

30466

2

هادي مقدسي

29108

3

عباس گودرزي

27527

4

فاطمه مقصودي

26815

5

محمد ابوالفتحي

25358

6

حميدرضا صارمي

25299

7

بهرام بيرانوند

15472

8

محسن روح‌بخشان

13610

9

فرج‌الله شاهوردي‌زاده

7258

10

سيد محسن يحيوي

7125

11

رحيم بيرانوندزاده

6077

12

حسن كره‌رودي

3642

13

علي‌رضا چگني

2947

14

مسعود گودرزي

2529

15

نسيم درويش‌زاده

2006

16

جواد گودرزي

1673

17

مجيد گودرزي

1350

18

مرتضي نقدي

1076

19

علي‌آرش روناسي

1008

20

عبدالامير محيسني

839

21

سعيد جابرانصاري

813

22

رضا الياسي

794

23

حسين فرمان‌بردار

649

24

علي‌عباس نصرالهي

595

25

ليلا عالي‌منش

546

 

بالاترين رأي كانديداها در بخش اشترينان:

*حميدرضا صارمي  4528 راي

* علاء‌الدين بروجردي  388 راي

* فاطمه مقصودي  3656 راي

* هادي مقدسي  3370 راي
 

 

 

علي رستميان منتخب مردم سلسله و دلفان در مجلس دهمبا پايان شمارش آرا انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه  سلسله و دلفان، "علي رستميان" با كسب آرا لازم به عنوان نماينده جديد اين حوزه انتخابيه، مسافر بهارستان شد.
به گزارش پايگاه خبري يافته، رستميان كه قبلاً جزو نيروهاي اصول‌گرا محسوب مي‌شد در مصاحبه‌هاي اخير خود متذكر شده تعلقي به چپ و راست ندارد و اين بار به صورت مستقل در انتخابات شركت كرده است.
وي پيش از اين از سال 1378 تا 1384 به مدت بيش از 6 سال مدير كل كميته امداد امام خميني (ره) لرستان بوده است.
قابل ذكر است تعداد واجدين راي دادن در اين حوزه انتخابيه 168 هزار و 741 نفر اعلام شد كه در پايان 119 هزار و 603 نفر (تعداد آرا صحيح: 117 هزار و 480) در انتخابات شركت كردند و ميزان مشاركت 70.87 را رقم زدند.
نتايج كامل و تعداد آرا كانديداهاي حوزه انتخابيه سلسله و دلفان پس از تاييد فرمانداري‌هاي الشتر و نورآباد به شرح زير است:
 

رده

Yaftenews.ir

تعداد آرا

1

علی رستمیان 

48440

2

علی‌باقر طاهری‌نیا 

19253

3

علی نوریان 

7925

4

محمدامین رضوانی 

7387

5

منوچهر عبدی‌پور 

5171

6

علی حاجی‌پور

5141

7

محمدعظیم دادگر

4590

8

عبدالسعید حقیقی‌مقدم 

3611

9

علی چراغیان

3212

10

یدالله فلاحی‌كريم‌آبادي

2618

11

حمیدرضا شیراوند

2410

12

هادی احمدی

2299

13

علی مرادی‌کاکاوند

1967

14

وحید حسنوند

1406

15

رضا رضائی

1311

16

حمید نظری

710

 
 
 
 
دورود و ازنا
با پايان كار شمارش آرا در حوزه انتخابيه دورود و ازنا، هيچ كدام از داوطلبان اين حوزه موفق به كسب بيش از يك‌چهارم آرا براي راه‌يابي مستقيم نتايج كامل انتخابات دورود و ازنا + تعداد آرا 17 داوطلببه مجلس دهم نشدند و به همين خاطر انتخابات اين حوزه به دور دوم كشيده شد.
به گزارش پايگاه خبري يافته، در اين حوزه انتخابيه 186 هزار و 824 نفر واجد شرايط راي دادن بودند كه روز هفتم اسفندماه 121 هزار و 735 نفر از آن‌ها پاي 188 صندوق‌ ثابت و سيار شهري و روستايي اخذ راي حاضر شدند و مشاركت 65.15 درصدي را رقم زدند.
در اين حوزه انتخابيه تعداد 118 هزار و 286 راي صحيح و بقيه آرا باطله و غيرصحيح بوده است.
در حوزه انتخابیه دورود و ازنا از مجموع آراء صحيح صحيح ماخوذه، "حسین گودرزی" با کسب 20 هزار و 994 رای یعنی 17.23 درصد کل آرا و "مجید کیان‌پور" با کسب 20 هزار و 574 رای یعنی 16.89 درصد کل اراء ماخوذه به مرحله دوم راه یافتند.
نتایج كامل پاياني انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه دورود و ازنا به شرح زیر است:
 

رده

Yaftenews.ir

‌تعداد آرا

1

حسین گودرزی  

20994

2

مجید کیان‌پور  

20574

3

مهدی عبدالوند

14288

4

میرزاحسین سالاروند

14007

5

مراد سلیمانی‌نیک

8182

6

مصطفی رشیدی

6577

7

عباس قائیدرحمت

6321

8

محمد قائدرحمتی

5330

9

حسن ورمزیار

4542

10

نصیر الیاسی

4152

11

بابک ناصری

3905

12

حمید نیک‌دل

3359

13

ایمان لشنی

2126

14

هامان هاشمی‌نیا

1363

15

مهدی حاجیوند

1112

16

سیدمحمد حبیبی

891

17

سیدمحمدصادق فاطمی‌منش

562

 
 
محمد خدابخشي منتخب مردم اليگودرز در مجلس دهمپس از پایان شمارش آراء در حوزه انتخابيه اليگودرز از مجموع 111 هزار و 64 نفر داوطلب واجد شرايط در انتخابات، تعداد 72 هزار و 431 نفر پاي صندوق‌هاي راي حاضر شدند و مشاركت 65.2 درصدي را رقم زدند.
به گزارش پايگاه خبري يافته، از اين تعداد راي، تعداد 71 هزار و 201 راي صحيح و بقيه آراء باطله و غيرصحيح بود.
در پايان "محمد خدابخشی" با كسب 20 هزار و 991 رای يعني حدود 29 درصد كل آرا، موفق شد از 25 درصد حد نصاب، راي بيش‌تري را به خود اختصاص داده و مسافر بهارستان شود.
نتايج كامل تعداد آرا كانديداهاي حوزه انتخابيه اليگودرز به شرح زير است:
 

رده

Yaftenews.ir

تعداد راي

1

محمد خدابخشي

20991

2

داراب گنجی

11862

3

مازیار قاسمی‌گودرزی

11647

4

محمد‌تقی توکلی

10949

5

منوچهر کاظم‌اصلانی

6917

6

حجت‌الله رحمانی

4832

7

باقر ولیان

1115

8

هادی نجفی

1027

9

محمد‌ناصر بابایی

946

10

سمیه شیخ‌انصاری

915

 
 
 
الله‌يار ملكشاهي منتخب مردم كوهدشت و رومشكان در مجلس دهمبا پايان كار شمارش آرا انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه كوهدشت و رومشكان، آرا كانديداهاي اين حوزه انتخابيه به طور كامل اعلام شد.
به گزارش پايگاه خبري يافته، به گزارش ستاد انتخابات استان لرستان از مجموع 129 هزار و 365 رای ماخوذه شهرستان‌های کوهدشت و رومشکان كه 128 هزار و 621 راي آن صحيح بود، الهیار ملکشاهی با 54 هزار و 938 راي به عنوان منتخب مردم براي دومين بار پياپي به مجلس شوراي اسلامي راه يافت.
در حوزه کوهدشت و رومشکان 170 هزار و 971 نفر واجد شرايط راي دادن بودند كه پس از مشاركت بيش از 129 هزار نفر در انتخابات اين حوزه، مشاركت 76 درصدي رقم خورد.
نتایج كامل پاياني انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه كوهدشت و رومشكان به شرح زیر است:
 

رده

Yaftenews.ir

‌تعداد آرا

1

الهیار ملکشاهی

۵۴۹۳۸

2

محمد آزادبخت

۴۶۵۸۹

3

علی امامی‌راد

۱۷۶۸۱

4

میترا تیموری

۲۸۴۱

5

محمد‌فهیم عباسی‌گراوند

۱۹۶۲

6

بهرام باقری

۱۳۸۲

7

بهزاد خسروی

۱۰۶۲

8

مجتبی صفایی‌نژاد

۹۵۳

مهرداد باقري

53

10

يارلله عبدالهي

15

11

سجاد گراوند

12

12

امين نوري‌كيا

4

13

بهزاد رشيديان‌دلفان

3

14

فريبا مرادپور

1

14

رضا رضايي

1

14

مراد عبدالهي

1

17

احمد رحمتي‌شاهيوند

0

17

مراد ويسي‌دوليسكان

0

17

ايوب گراوند

0

17

فرود گراوند

0

17

ميرزا  ميرزاپور دشتي

0

17

علي دوست رضايي‌فرد

0

17

داريوش شرفي

0

* قابل ذكر است نفرات رديف نهم به بعد، قبل از انتخابات به نفع ديگر كانديداها انصراف دادند اما چون به صورت رسمي در فرمانداري حضور نيافته و انصراف خود را رسماً اعلام نكردند، نام آن‌ها در جدول آراي اعلام شده توسط فرمانداري كوهدشت و رومشكان ثبت شده است.

 
 
سيد حميدرضا كاظمي منتخب مردم پلدختر در مجلس دهمبا پايان انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه پلدختر و معمولان، "سيد حميدرضا كاظمي" موفق شد حائز اكثريت آرا شده و به عنوان نماينده جديد اين حوزه انتخابيه به مجلس دهم راه پيدا كند.
به گزارش پايگاه خبري يافته، در اين حوزه‌ي انتخابيه 60 هزار و 35 نفر واجد شرايط راي دادن بودند كه 51 هزار و 175 نفر معادل 85.3 درصد واجدين شرايط در انتخابات شركت نمودند و تعداد آراء صحيح 50 هزار و 585 رأي بود.
در پايان كاظمي 18 هزار و 950 راي معاول 37.4 درصد كل آرا را به دست آورد و نزديك‌ترين رقيب او "مصطفي چراغي" كانديداي اصلاح‌طلب نيز 18 هزار و 108 راي معادل 35.3 درصد آرا را كسب كرد اما موفق نشد به مجلس راه يابد.
قابل ذكر است طي 2 دوره گذشته "علي كاييدي" نماينده مردم پلدختر در مجلس شوراي اسلامي بود كه در اين دوره موفق نشد دوباره راهي مجلس شود.
نتايج كامل انتخابات در حوزه انتخابيه پلدختر و معمولا به ترتيب زير است:
 

رده

Yaftenews.ir

‌تعداد آرا

1

سيد حميدرضا كاظمي

18950

2

مصطفي چراغي

18108

3

غلامرضا كوشكي

9917

4

علي كاييدي

3907

5

سيد مرتضي شاهرخي

225

6

فرشاد كاوه

68

 * قابل ذكر است "فرشاد كاوه" روز پاياني تبليغات به نفع يكي ديگر از كانديداها به صورت غيررسمي انصراف داد
 

تعداد آراء كانديداهاي اين حوزه در بخش معمولان:

* غلامرضا كوشكي  7511

* سيد حميدرضا كاظمي  4257

* مصطفي چراغي  3671

* علي كاييدي  709

* سيد مرتضي شاهرخي  84

* فرشاد كاوه  -

 

 

انتخابات پنجمين دوره مجلس خبرگان رهبري در لرستان

پس از پايان انتخابات هفتم اسفندماه، آيت‌الله مبلغي و آيت‌الله نيازي از حوزه انتخابيه لرستان به مجلس خبرگان راه يافتند.
به گزارش پايگاه خبري يافته و بنا بر اعلام ستاد انتخابات استان لرستان مجموعاً ۸۸۴ هزار و ۱۴۴ رای در استان لرستان به صندوق‌ها انداخته شده است.
بر اساس آراء مأخوذه، آيت‌الله "احمد مبلغي" با كسب ۴۰۰ هزار و ۷۳۲ رای و آیت‌الله "هاشم نیازی" با ۳۸۲ هزار و ۵۲۳ رای کسب کرده و حائز اكثريت آرا شدند.
همچنین آیت‌الله "سید محمد‌نقی شاهرخی" نيز ۳۴۵ هزار و ۶۶۳ رای کسب کرد.

ميزان آراء كانديداهاي مجلس خبرگان در لرستان:

yaftenews.ir

مبلغي

نيازي

شاهرخي

خرم‌آباد

74419

113557

104068

بروجرد

62412

48526

57889

دورود و ازنا

 

 

 

دلفان

36458

35025

28016

سلسه

 

 

 

پلدختر

 

 

 

اليگودرز

29403

39391

32768

كوهدشت و رومشكان

 

 

 

چگني

 10578

13337

9362

مجموع 884144

400732

382523

345663

* به دليل عدم اطلاع‌رساني روابط عمومي برخي از فرمانداري‌ها، جدول فوق كامل نشد.

 

2 نماينده لرستان در مجلس خبرگان رهبري مشخص شدند

تعداد كل واجدين شرايط راي دادن در لرستان: يك ميليون و 409 هزار و 36 نفر

تعداد كل آراء ماخوذه: 901 هزار و 25 نفر

ميزان مشاركت در استان لرستان: 64 درصد (2 درصد بالاتر از ميانگين كشور)

خرم‌آباد و چگني: 60 درصد (خرم‌آباد 57 درصد و دوره چگنی 81 درصد)

بروجرد: 53 درصد

كوهدشت و رومشكان: 76 درصد  (کوهدشت 81 درصد و رومشکان 72 درصد)

دورود و ازنا: 65 درصد (دورود 66 درصد و  ازنا 63 درصد)

سلسله و دلفان: 71 درصد (دلفان 65 درصد و سلسله 78 درصد)

پلدختر: 85 درصد

الیگودرز 65 درصد



تدوين: رضا جايدري/ يافته

ادامه نوشته

در حوزه انتخابيه خرم‌آباد و چگني 43 داوطلب رقابت مي‌كنند/ 5 نفر انصراف دادند + اسامي

با شروع كار رأي‌گيري از ساعت 8 صبح روز جمعه هفتم اسفندماه در شعب اخذ رأي حوزه‌هاي انتخابيه شهرستان خرم‌آباد (خرم‌آباد، در حوزه خرم‌آباد 43 داوطلب رقابت مي‌كنند/ 5 نفر انصراف دادند + اساميبيران‌شهر، زاغه، سپيددشت پاپي) و شهرستان چگني (دوره)، مردم جهت انداختن رأي خود، به اين شعب مراجعه نمودند.
به گزارش پايگاه خبري يافته، براي مجلس خبرگان رهبري 3 كانديدا به ترتيب حروف الفباي نام خانوادگي شامل آيت‌الله سيد محمدنقي شاهرخي، آيت‌الله احمد مبلغي و آيت‌الله هاشم نيازي در كل استان به رقابت مي‌پردازند كه در پايان 2 نفر از آن‌ها به مجلس خبرگان راه پيدا خواهند كرد.
در حوزه انتخابيه خرم‌آباد نيز تا هفته قبل از شروع تبليغات انتخابات 48 كانديدا در صحنه رقابت باقي مانده بود كه تا روز شروع رأي‌گيري 4 نفر شامل يونس امرايي، سعید بیرانوندی، محمد دوستی‌زاده، عزت‌الله رضایی و علی سوری از حضور در انتخابات انصراف داده و 44 نفر ديگر براي راه‌يابي 2 نفر به مجلس دهم مصاف دادند.
مطابق فهرستي كه امروز توسط فرمانداري و ستاد انتخابات در شعب اخذ آرا شهرستان‌هاي خرم‌آباد و چگني منتشر شده بود، اسامي 44 داوطلب اين حوزه انتخابيه به شرح زير است:

 

Yaftenews.ir

نام پدر

كد نامزد

۱

حشمت‌الله امیری

صيدموسي

1218

۲

قدرت‌الله ایمانی

علي

 1219

۳

امیر بیرانوند

صيدجعفر

1246

۴

شاهپور بیرانوند

علي

1247 

۵

کلثوم بیرانوند

جواد

1248 

۶

محمد بيرانوندي

علي‌اصغر

1251 

۷

نادر حافظي

اميدعلي

 1259

۸

فتح‌الله حسنوند

حسين‌علي

 1261

۹

حسن حیاتی‌پور

عباس

1267 

۱۰

محمد دالوند

ابراهيم

1269 

۱۱

بهروز‌ دریکوند

محمدي

1272 

۱۲

بهرام دلفان

ولي‌الله

1275 

۱۳

اسکندر رحیمی

شيره

1278 

۱۴

رضا رحيمي‌نسب

صيداحمد

1281 

۱۵

عصمت‌الله ساکی‌زاده

رحيم

1286 

۱۶

محمدکریم سپهرمنش

شيرخدا

1291

۱۷

قاسم سعیدی‌تبار

رضا

1295 

۱۸

علی‌رضا شاکرمی

ابراهيم

1412 

۱۹

محمد صادقی‌قهاره

عباس‌علي

1417 

۲۰

علی‌مراد صفری‌احمدوند

حق‌علي

1418 

۲۱

حمید‌رضا طاهرپور

يدالله

1419 

۲۲

احمد عادلي

اسكندر

1424 

۲۳

امین‌الله عبدالتاجدینی

احمد

1425

۲۴

ایرج عبدی

جهان‌شاه

1426

۲۵

پیروز عزیزی‌گنجی

نورعلي

1428

۲۶

محمد علی‌زاده

محمدعلي

 1429

27

آقارضا فتوحی

سالار

 1454

28

نورمحمد فردی‌بیرانوند

حسن

1456

29

مهرنوش کریمی

اصغر

1461

30

صفرعلی کوشکی

علي‌شاه

1462 

31

اعظم محمدی‌نیا

محمد

 1467

32

مرتضی محمودوند

علي‌رحم

1468 

33

علی مختاری‌مطلق

منوچهر

1469 

34

محمدرضا ملکشاهی‌راد

جوزعلي

1474 

35

محمدرضا ملکی‌راد

علي رضا

1475 

36

آرش ميراسماعيلي

حسن

1479 

37

بهزاد مومنی‌مقدم

يوسف

1464 

38

هادی  نصرتی‌موموندی

محمدمهدي

1481

39

عبدالحسن نظری

نظر

 1482

40

غلامرضا نوری‌زاده

كاكه‌مراد

1484 

41

مهرداد ویسکرمی

رحيم

1486 

42

حامی هاشمی‌نیک

بشير

 1485

43

بهزاد یاراحمدی

شيرمحمد

 1487

 

اسامي فوت شده‌هاي خرم‌آباد و لرستان در بهمن‌‌ماه 1394

مهربانو رازانی فرزند نریمان

شاهی‌طلا کلانتری‌میرزایی فرزند شیره

علی‌قدرت رحمان‌پور سرابی فرزند نادعلی

عذری برومند‌خواه فرزند نور‌علی

فاطمه بلوری ... محمود

سکینه شفیع‌پور ... محمد‌طاهر

قلی یزدانی‌زهابی ... حاجی

پریسا دارخانی ... احمد

اسما احمدی ... عابدین

محمد سبزواری ... زینل

غلام‌علی برموز... حسین

حیدر شعبان ... داراب

تاج‌بانو خدایی ... حسین‌جان

حسین رحم‌خدایی ... قدرت‌الله

میرزا احمدی‌مقدم ... جهان

کرم‌خدا درویش‌پور ... رحم‌خدا

هاشم یاوریان ... رئیس حعفر

لیلا جعفری‌نیا ... حیدر‌علی

ولی بهاروند ... عبدالعلی

صدیقه وهابی ... احمد

ملک‌خانم وهابی ... احمد (مادر محمد ميرزاوندي هنرمند لرستاني)

شاطلا سپهوند ... قنبر‌علی

اسکندر امیدی‌راد ... علی

ستاره راهنجاتی ... علی‌اکبر

جهانگیر جمالی ... رضا

علی‌حسین ناصری ... علی

علی درویشی ... مراد احمد

محمدسعيد شيخ‌الاسلامي فرزند احمد - بروجرد
خديجه روشن‌بين - بروجرد - (در تهران به خاك سپرده شد)
قشنگ یوسفی فرزند نصیر‌خان

صف‌قلی جمالی فرزند شاولی

سیاوش گيلورانی فرزند سبزی

فاطمه منت‌پور فرزند احمد

علی‌عباس رضایی‌تبار فرزند کنار‌علی

رحمان پیرداده‌بیرانوند ... محمد‌حسین

بهمن احمدی ... حجاز

احمد پیریایی ... جعفر

طلعت کاکی ... رضا

نورخدا دلفانی ... درویش

پرویز صادقی ... علی‌رضا

صنمبر محمد‌پور ... صید‌میرزا

ماشاء‌الله سبزي‌پرور  فرزند  جواد
گلی جاجم‌زاده‌الوار  فرزند  صید‌علی

مراد قنبریان نظرآباد   فرزند حاتم‌بک

علی بیرانوند  فرزند  محمد‌علی

آهو خیرآبادی ... شیخ‌عباس

هاشم یاراحمدی ... قاسم

یاسمن پاپی ... علی

محمد نظری ... عبدعلی

قیمتی سگوندی ... علی‌عباس

مهین مشرفیان‌دهکردی ... نصرالله

کرم‌الله مرادی‌واحد ... حسن‌علی

ولی گله‌دار‌پور ... مردان

خدابس دریکوند ... آقامحمد

انار‌خانم شهابی‌نهاوند ... منصوربگ

فخری‌خان م‌فیروزی ... سبزی

سید‌ محمد حیات‌الغیبی‌مفرد ... سید‌سلیمان

فتح‌الله رضاییان‌دوره ... نورالله

حبیب ناصری ... محمد‌تقی

جان‌بانو سگوند ... رستم‌بگ

علی‌محمد اسداللهی ... خان‌علی

سید‌میلاد خدادادیان ... سید‌کرم

مهدی پناهی ... علی

سید روح‌الله موسوی‌ندروند... سید‌کریم

غلام‌ب‌عباس زارع‌فر ... صید‌علی

مهدی شاکرمی ... خانجان

علی آکنده ... محمد

محمد‌کریم خسروی‌چراغی ... ولی‌خان

گشسب سگوند ... برج‌علی

علی‌خاص منصوری ... علی‌اصغر

فریبا عباس‌نژاد‌سالار ... ملک‌علی

محمود باقریان‌فرد ... اسدبک

نازنین صفی‌پور ... سجاد

طاهره فشنگچی ... اکبر

حميد ايزدپناه فرزند ميرزا قاسم ساكي - مدير كل سابق فرهنگ و هنر لرستان (در پاريس درگذشت در خرم‌آباد دفن شد)
علي‌محمد صالحي فرزند عبدالرضا - هنرمند لرستاني و پدر فريبرز و فرهاد صالحي- قطعه هنرمندان و نام‌آوران
حشمت‌الله پورسرتيپ فرزند امان‌الله‌خان از طايفه سگوند
امير‌قلي دولتشاه فرزند حيدر‌قلي
رضا پور‌كريمي فرزند غلامرضا
طلا كوشكي فرزند علي
داريوش روزگرد فرزند مراد
فريدون ميربيك‌سبزواري فرزند حسن
كبري پيرزاده‌فرد - محمد‌علي
علي‌شاه عزيزي‌علم‌آبادي - عزيزالله
فاطمه رشيدي‌يگانه – ايماني
قمر‌تاج پاپي - علي
حرم رضا‌زاده – علي‌عبدال
غلام‌رضا جودكي - كسعلي
مهدي نصرالهي - جواد
 گلپاره صحرانورد جوزعلي
احمد‌رضا مهدي‌پور‌ نثاري – صيد‌محمد
شمس‌الله قائد‌رحمتي – چراغ‌علي
سيد ولي موسوي - سيد علي‌محمد
مجيد كاكولوند – صيد‌قاسم
معصومه صفر‌بيرانوند – جان‌ميزا
ريحانه ياراحمدي - مجتبي
معصومه احمدي - علي‌عبدال
 سعيد كوشكي - محمد
پاپي‌مراد شنو – محمد‌علي
فريده پولادوند - حسين
سنمبر سلسله‌خاور زميني - رضا
سوسن نادري‌نژاد - محمد‌تقي
پاپي بيرانوند – مولا‌علي
قدرت حيدري‌تبار- موسي - از طايفه پاپي
هوشنگ رزاز - مهندس بازنسشته جهاد كشاورزي - بروجرد
 عروس دارايي - ميرزا
عين‌علي كرمي – حسين‌علي
بهناز بازوند - علي
ماه‌كه بيرانوند - عباس
گل‌بانو شيخي‌هاشم‌آبادي – عزيز‌مراد
رضا عباس‌زاده – محمد‌حسين
علي‌محمد بيگ‌زاده - پيري

۲۳ بهمن؛ خونین‌ترین روز تاریخ لرستان

23 بهمن‌ماه در تاريخ لرستان يادآور دو حادثه تلخ است كه منجر به از دست رفتن شمار زيادي از هم‌استاني‌هاي ما شد.

به گزارش پايگاه خبري يافته،  23 بهمن 1380 در چنين روزي بود كه هواپيماي توپولوف 154 شركت "ايران‌ ايرتور" از تهران به مقصد خرم‌آباد به هوا برخواست اما هرگز بر زمين فرود نيامد و به جاي آن حدود ساعت 8 صبح به سينه‌ي سفيدكوه برخورد كرد كه متاسفانه در اين حادثه‌ي تلخ 119 سرنشين آن جان باختند. (براي كسب اطلاع بيش‌تر و ديدن اسامي جان‌باختگان، اين‌جا كليك كنيد)
همچنين 23 بهمن 1357 خونین‌ترین روز تاریخ مبارزات مردم لرستان، به ویژه شهر خرم‌آباد است. در این روز برای فتح آخرین سنگرهای حکومت پهلوی، شهر یکپارچه در دود و آتش فرو رفت.
ده‌ها تن جان باختند و یا زخمی شدند. با فتح ژاندارمری هزاران سلاح به دست مردم افتاد. رخدادهای این روز ابعاد گسترده‌ای دارد. خبرنگاران حاضر در صحنه، گزارش‌هایی تهیه کرده‌اند که تصویر کلی وقایع را روشن می‌کند.
 در گزارش خبرنگار کیهان آمده است: «پس از تصرف قرارگاه شهربانی استان، کلیه‌ی کلانتری‌های خرم‌آباد توسط مردم تصرف و اموال و مهمات شهربانی ضبط شد. مردم پس از اعدام انقلابی سروان "محمد‌علی قهرمانی" معاون گارد شهربانی که در چند ماه گذشته مرتکب فجایع فراوانی شده بود، برای تصرف ژاندارمری به طرف این محل رفتند. بعد از 6 ساعت زد و خورد بین مردم مسلح و افراد ژاندارمری، ستاد تصرف و افراد تسلیم شدند. در این نبرد عشایر مسلح خرم‌آباد به کمک مردم آمدند و اموال و مهمات ژاندارمری از طرف مردم به غنیمت گرفته شد.
 زندانیان خرم‌آباد به وسیله‌ی مردم آزاد شدند و خانه‌ی سرهنگ "سيد فضائل احمدي" رئیس شهربانی به تصرف مردم درآمد. رئیس شهربانی هم‌اکنون متواری می‌باشد. تیپ 84 ارتش خرم‌آباد هم با ملت ایران اعلام هم بستگی کرد و فرمانده آن اظهار داشت: تمامی ما در خدمت مردم هستیم.» (1)
گزارش خبرنگار اطلاعات مفصل‌تر است و ابعاد دیگری از رخدادهای این روز را نشان می‌دهد: «شهر خرم‌آباد به آتش و خون کشیده شد و د‌ه‌ها کشته و صدها مجروح به جا گذاشت. ساعت 9:30 دقیقه دیروز شهربانی خرم‌آباد به تصرف مردم د‌رآمد و درهای زندان به روی زندانیان گشوده شد و صدها زندانی، زندان را ترک کردند. گروهی از جوانان که اسلحه و مهمات شهربانی را به دست آورده بودند، با خودروهای شهربانی به خیابان آمدند. در جریان حمله به شهربانی، دو اتومبیل نیز به آتش کشیده شد. سیل خروشان جمعیت، سپس به سوی سازمان امنیت خرم‌آباد به راه افتاد و برای تماشای مردم درب‌های ساواک را باز کردند. در این لحظه گروهی به ساختمان هنگ ژاندارمری خرم‌آباد که فاصله‌ی کمی با ساواک دارد، حمله بردند و با شکستن درب اسلحه‌خانه، اسلحه‌ها را بیرون آوردند و بین مردم توزیع کردند.
 در پی حمله‌ی مردم به ژاندارمری، مأموران ژاندارمری شروع به تیراندازی کردند و در این تیراندازی‌ها عده‌ی زیادی از دو طرف کشته شدند. تلفات این برخورد خونین بسیار سنگین است و اجساد آنان در سردخانه‌ی شیر و خورشید سرخ (هلال احمر) خرم‌آباد نگه‌داری می‌شود. اتاق‌های بیمارستان شیر و خورشید سرخ نیز مملو از زخمی‌هاست که شمار آن‌ها حدود صد نفر است.
 ستاد عملیات پزشکی خرم‌آباد با تمام نیرو به کمک آسیب دیدگان شتافت و مردم وسایل لازم پزشکی را به بیمارستان حمل کردند. تمام دانش‌آموزان پادگان 104 خرم‌آباد نیز همراه گروه زیادی از مردم، کنترل بیمارستان را به دست گرفتند. ساعت 2 بعد از ظهر هنگ ژاندارمری به دست مردم افتاد و افراد آن گریختند.
ساختمان هنگ ژاندارمری به آتش کشیده شد و در پی آن عده‌ای نیز ساختمان شهربانی را آتش زدند. ده‌ها اتومبیل نیز طعمه ی آتش شد.»(2)
آمار تلفات این روز، به ویژه در گزارش‌های اولیه، متفاوت است. شهدا را از 23 تا 50 نفر و زخمی‌ها را از 100 تا 400 نفر نوشته‌اند.(3)
متأسفانه به دلایل گوناگون، نهادهای مسئول نیز گزارش دقیقی از آمار تلفات این روز منتشر نکرده‌اند. با این همه بر پایه‌ی آن چه که در دست است، شمار شهیدان 23 بهمن خرم‌آباد به شرح زیر می‌باشد:
 1- علی‌محمد دلفانی، 2- اسد‌الله رعیت، 3- عصمت‌الله نیک‌پی، 4- رضا گودرزی، 5- شاه‌مراد نوکر‌مراد، 6- رستم رضایی، 7- محمد‌رضا بسطامی، 8- ماشاء‌الله رباط‌نمکی، 9- حشمت‌الله بیرانوند، 10- محمد‌رضا جهانگیری، 11- طاهر بارانی‌بیرانوند، 12- حسن سوری، 13- قدرت‌الله علیدادی، 14- علی دهقان، 15- پاپی‌جمعه سپهوند، 16- بیک‌مراد کوتاهی، 17- غلام احمدی‌تبار، 18- محمد‌جواد عزیزی، 19- قاسم جودکی، 20- یدالله مرادی، 21- الله‌مراد شیرزادی‌موحد، 22- علی عزیزی، 23- احمد‌علی نجفی‌فرداد، 24- محمد بیرانوند، 25- محمد‌کریم مرادی‌فرد 26- يدالله ميرزايي (سرباز ژاندارمري) و ... (4)
این افراد بیش‌تر دانش‌آموز، جوانان انقلابی و عشایر مسلحی بودند که به یاری انقلابیون شهر آمدند و به طور عمده از میان طبقه‌ی متوسط به پایین جامعه برخاسته بودند.
افزون بر خرم‌آباد، در دیگر نقاط لرستان چون کوهدشت، پلدختر، نورآباد، الشتر، چغلوندی، زاغه، پاپی، دورود، الیگودرز، ازنا، بروجرد و اشترنیان، درگیری‌های همانندی در شب 22 بهمن تا 23 بهمن روی داد که در بیش‌تر موارد پاسگاه ژاندارمری، کلانتری‌ها و دیگر اماکن امنیتی، انتظامی به تصرف مردم درآمدند.
 چنانکه خبرنگار کیهان از بروجرد می‌نویسد: «مردم بروجرد به ژاندارمری این شهر حمله کردند و پس از تیراندازی و درگیری که منجر به مجروح شدن بیش از 11 نفر گردید، سرانجام ژاندارمری به تصرف مردم درآمد. در این برخورد، دو دستگاه خودرو و قسمتی از ساختمان ژاندارمری به آتش کشیده شد و مهمات و اسلحه‌ی موجود در اسلحه خانه‌ی ژاندارمری به دست مردم افتاد.
[سرتيپ يعقوبي) فرمانده ژاندارمری، معاون فرمانده و 2 تن از گروه‌بانان جزو مجروحان می‌باشند...»(5)
و بدین ترتیب مردم خرم‌آباد و دیگر شهرهای لرستان، هم چون سراسر ایران سرنوشت خویش را به دست گرفتند و اتقلاب پيروز شد.
----------------------------------
  1-  نک، پیشین، 24 بهمن 57، ص 7 [کیهان].
 2- اطلاعات، 24 بهمن 57، ص 3.
 3- کیهان، 24 بهمن 57، ص 7؛ اطلاعات، 24 بهمن 57، ص 3.
 4- نک، کیهان، 29 بهمن 57، ص 11؛ عطر شهادت (3)، صص 1-8؛ استانداری، پیشین، ص 101-102.
 5- کیهان، 24 بهمن 57، ص 7؛ اطلاعات، 25 بهمن 57، ص 3.
منبع: لرستان‌خبر
 ۲۳ بهمن؛ خونین‌ترین روز تاریخ لرستان/ ماجراي سقوط هواپيما در سفيدكوه و حمله به ژاندارمري
 

خاطرات مهندس "مراد سپهوند" از وقايع خونين 23 بهمن خرم‌آباد (به نقل از وبلاگ ايشان):
وقوع انقلاب در 22 بهمن و زد و خوردها در تهران و شهرهاي بزرگ ورسيدن اخبار آن به  لرستان، باعث شد تا توده‌هاي مختلف مردم روز 23 بهمن به ژاندارمري خرم‌آباد حمله كنند؛ البته مي شد جلوي اين حادثه تلخ گرفته شود.
تعدادي از نيروهاي سياسي شهر در برافروختن آتش درگيري نقش ايفا نمودند و متاسفانه روحانيون نيز در آن نقطه از شهر حضور نداشتند تا مراد سپهوندبا ميانجي‌گري از درگيري خونين جلوگيري نمايند.
درگيري با رد و بدل كردن آتش بين پرسنل ژاندارمري و تعدادي از نيروهاي مسلح داخل شهر آغاز شد و ادامه يافت. به ناگاه عشاير حاشيه‌ي شهر تفنگ‌هاي قديمي را از زير خاك در آوردند تا از آن‌ها عليه ژاندارمري كه در روستاها سخت‌گيري مي‌كرد و طي چند مرحله خلع سلاح روستائيان را آزرده بود، استفاده كنند و به اصطلاح انتقام كهنه و نو را از او بگيرند!
مسلحين شهري از طرف ميدان ژاندارمري (شاپورخواست فعلي) و تفنگ به دستان عشايري و حاشيه شهر از سوي تپه ژاندارمري (پارك صخره‌اي فعلي و محل فروشگاه رفاه) اقدام به تيراندازي به طرف تعدادي از پرسنل و سربازاني كه مقاومت مي‌كردند و حاضر نبودند پادگان و اسلحه‌خانه‌ها را رها كنند، نمودند. نيروهاي ژاندارمري نيز با تيربار جواب تيرهاي شليكي به طرف ژاندارمري را مي‌دادند.
رگبار مسلسل، شهر را برآشفت و مردم دوان دوان روانه‌ي محل ژاندارمري شدند. من به همراه عد‌ه‌اي از محل بيمارستان شهداي عشاير فعلي به درون رودخانه خرم‌آباد كه آن موقع پل نداشت زديم و خود را به تپه ژاندارمري رسانديم. در آن‌جا چند نفر از عشاير را ديديم كه سنگر گرفته و مشغول تيراندازي به سوي پادگان ژاندارمري (محل فعلي فرماندهي انتظامي لرستان) بودند.
من، جواني چست و چالاك بودم و سلاح گرم نداشتم، تنها كارد بلند شاه‌عباسي قديم پدرم را زير كاپشنم جاسازي كرده بودم تا در صورت مواجه شدن با خطر، از آن براي ترساندن عامل حمله استفاده و از خود دفاع كنم.
متاسفانه يكي دو نفر ازمردم و چند نفر از نيروهاي كادر و وظيفه ژاندارمري در آن لحظات كشته شدند. بيش‌تر سربازان ژاندارمري به روستاهاي ميدان تير، فلك‌الدين و منوچهرآباد گريختند و با دادن تفنگ‌هاي خود به مردم، از آن‌ها لباس و پول جهت رفتن به خانه‌ي خود در شهرهاي ديگر گرفته بودند.
كم كم تيراندازي‌هاي طرفين فروكش كرد و برخي سودجو كه خود را بين انقلابيون به ژاندارمري رسانده بودند به اسلحه‌خانه‌ها و وسائل و امكانات ژاندارمري حمله‌ور شدند و آن‌ها را غارت كردند. با عجله خود را به نزديكي‌هاي پادگان رساندم. عده‌ي زيادي با اسلحه‌هاي غارت كرده از اسلحه‌خانه‌ها دوان دوان در حال گريختن از محل بودند.
يكي از آن‌ها را مي‌شناختم. به او گفتم‌: اسلحه ملت را كجا مي‌بري؟ گفت: اين اسلحه خودمان بوده كه ژاندارمري در جريان خلع سلاح از پدرم گرفته و حالا داخل اسلحه‌خانه پيدايش كرده‌ام!
عشق برخي عشاير به اسلحه، و زور و ظلم‌هاي ژاندارمري در خلع سلاح باعث شده بود تا مردم به هيچ چيز رحم نكنند. حتا به جنازه سربازاني كه در داخل پادگان و اطراف اسلحه‌خانه‌ها افتاده بودند نيز توجهي نمي‌شد و گاه روي آن‌ها پا مي‌گذاشتند!
درب اسلحه‌خانه‌ها با قفل‌هاي محكم بسته شده بود و برخي مردم براي بردن اسلحه‌ها از ديوار اسلحه‌خانه بالا رفته و با سرنيزه شيرواني سقف را پاره مي‌كردند و به صورت گروهي اسلحه‌ها را مي‌برند. محشري به پا شده بود!
براي اولين بار احساس خطر كردم از ورود برخي عوام و توده‌هاي ناآگاه و فرصت‌طلب به جريان نهضت انقلاب. از دورنماي اين ناآگاهي و فرصت‌طلبي، به خود لرزيدم. بعدها متوجه شدم كه اين احساس خطر و به خود لرزيدن كاملاً به جا بوده است، زيرا بسياري از اين اسلحه‌ها به دست گروه‌هاي ضد انقلاب افتاد و برخي نيز اكنون باعث ايجاد حوادث ناخوشايند مي‌شوند كه خوشبختانه تلاش نيروهاي انتظامي براي جمع‌آوري سلاح‌هاي غيرمجاز ظرف سال‌هاي اخير بيش‌تر شده است.
آمبولانسي به محوطه پادگان آمد و من كمك كردم تا سربازان كشته شده را داخل آمبولانس گذاشتند. من با ناراحتي تمام و تعمق حزن‌انگيزي در محوطه پادگان مي‌گشتم و پوكه فشنگ‌هاي شليك شده را را با نوك پوتينم شوت مي‌كردم، بدون آن كه از آن خوان يغما حتا پوكه‌اي بردارم.
همچنان دستم روي «مُشته» كارد شاه‌عباسي بود تا در صورت بروز خطر، از خود دفاع نمايم. برخي خلايق صحنه‌ي عجيبي از غارت به نمايش گذاشته بودند. راستش از چنين كساني بدم آمد. احساس مي‌كردم كه پيام خون شهيدان نهضت ذره‌اي بر آن‌ها تاثير نداشته است.
متاسفانه غارتگران هيچ نيرويي را در مقابل خواسته‌هاي خود نمي‌ديدند و به رسميت نمي‌شناختند! حتا براي تصاحب يك قبضه سلاح، ديگري را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و روانه‌ي بيمارستان مي‌كردند.
من دانشجو بودم و مي‌فهميدم كه اين‌ها چه خطري براي به ثمر نشستن نهضت انقلاب اسلامي هستند. آن‌ها را رها كردم و نزديكي‌هاي غروب به سمت چهارراه فرهنگ و مسجدصاحب الزمان (عج) رفتم.
همان طور كه گفتم متاسفانه آن لحظات روحانيون انقلابي در محل ژاندارمري حاضر نبودند تا با پادرمياني و ميانجي‌گري جلوي درگيري و كشتار و غارت را بگيرند، ولي بعد از غارت، ستادي در مسجد صاحب‌الزمان چهارراه فرهنگ تشكيل داده بودند و جلوي مردم را مي‌گرفتند و با اظهار اين كه اين اموال بر غارت‌گران حرام هستند، مقداري از آن‌ها را از مردم گرفته و در مسجد جمع‌آوري كردند.
من هم بعد از ترك صحنه‌هاي پادگان ژاندارمري به اين ستاد رفتم و كم‌تر از يك ساعت شاهد تلاش براي پس گرفتن مقداري از اموال غارت شده، بودم. اكثر مردم اموال غارتي را به دلخواه خود پس نمي‌دادند. آن‌ها در مسير خود به سمت خانه، ناگاه با مسجد صاحب الزمان و چند روحاني كه در خيابان ايستاده بودند، روبه‌رو مي‌شدند و تا آن‌ها مي‌گفتند اين اموال به شما حرام هستند، با نوعي ناراحتي آن‌ها را تحويل مي‌دادند و مي‌رفتند.

صفای لرستانی در پاریس درگذشت

"حمید ایزدپناه" نویسنده‌، پژوهشگر و شاعر لرستانی متخلص به "صفای لرستانی" دوشنبه 19 بهمن 1394 به سن 84 در پاريس فرانسه درگذشت.
به گزارش پایگاه خبری یافته، اين پژوهشگر و شاعر لرستانی از طايفه ساكي، 26 آبان‌ماه 1311 خورشیدی در خرم‌آباد دیده به جهان حميد ايزدپناه محقق و شاعر لرستاني - يافتهگشود.
وي در خردسالي پدرش – ميرزا قاسم – را از دست داد. حميد دوره‌های تحصيلي دبستان و دبیرستان را در همان شهر تا سال چهارم دبیرستان گذراند ولی به منظور اشتغال، ناچار به ترک تحصیل شد وآن‌گاه آموزگاری در مدارس را پيشه كرد. ضمن کار آموزگاری، گواهی‌نامه کلاس‌های پنجم و ششم دبیرستان را به صورت آزاد و با شرکت در امتحان‌های سالیانه در تهران به دست آورد.
سال 1342 تحصیلات دانشگاهی را در مقطع لیسانس از دانشگاه تهران به پایان برد. پایان‌نامه او "فرهنگ واژه‌های لری" در سال 1345 از سوی انجمن فرهنگ ایران چاپ و منتشر شد.
ايزدپناه سال 1344 به عنوان سرپرست يك گروه موسيقي از لرستان به خوانندگي زنده‌ياد "رضا سقايي" راهي تهران شد و از راديو ملي صداي موسيقي لرستان را طنين‌انداز كردند.

به همت او بود که برای نخستین بار موسیقی لرستان در سال‌های نخستین دهه 40، گردآوری و نت‌نویسی شد، آموزشگاه موسیقی تاسیس و گروه‌های موسیقی لري تشکیل گرديد. با حمایت او بود، که چندین گروه تئاتر در لرستان فعالیت می‌کردند.

ايزدپناه از سا‌ل 1339 کار گردآوری موسیقی بومی لرستان را انجام داد. این مجموعه‌، در سال 1343 با نام "آهنگ‌ها و ترانه‌های لری‌" چاپ و منتشر شد.
سال 1346 به دعوت انجمن آثار ملی به پژوهش و شناسایی آثار باستانی و تاریخی لرستان پرداخت. نخستین گزارش این بررسی با نام جلد نخست "آثار باستانی و تاریخی لرستان" سال 1350 منتشر شد و از جمله کتاب‌های برگزیده در آن سال بود که به دریافت جایزه نيز نایل آمد.
بیش از 15 جلد کتاب و بیش از 30 مقاله در موضوعات فرهنگی و هنری و اجتماعی در زمینه ایران‌شناسی و لرستان‌شناسی از ایشان در دست است که بعضی از این کتاب‌ها چند بار به چا‌پ رسیده‌اند.
مرحوم ايزدپناه سال 1348 از آموزش و پرورش به وزارت فرهنگ و هنر رفت و مامور تشکیل فرهنگ و هنر در لرستا‌ن شد و مدير كل اين نهاد در لرستان گرديد. وي تا پايان سال 1357 به مدت 9 سال و 6 ماه مدير كل اين نهاد بود. (از سال 1359 فرهنگ و هنر به 2 شاخه‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي و ميراث فرهنگي تفكيك شد)
وي در پست تازه، گروه‌های موسیقی و تئاتر و انجمن شعر را در لرستان به وجود آورد و مهم‌تر آن که دژ فلک‌الافلاک را که تا آن زمان در اختیار لشكر پنجم ارتش بود تحویل گرفت و مرمت اساسي كرد.
این دژ پس از تعمیر و باز‌سازی، در سال 1356 به نام "موزه شاپور‌خواست" در بخش‌های مرکز اسناد و مردم‌شناسی و آثار مفرغی لرستان گشایش یافت.
استاد ايزدپناه در زمینه‌ي شعر نیز از نوجوانی دارای استعدادی ذاتی بود. گاهی غزل‌های او در روز‌نامه “ندای گلشن” خرم‌آباد چاپ و منتشر می‌شد و با آن که چند دفتر از سروده‌های او در دست است، اما او هیچ‌گاه خود را به عنوان شاعر معرفی نکرد.
وي بيش از 14 سال ساكن پاريس در كشور فرانسه بود و زماني نيز به تدريس بخش‌هاي تاريخ ايران در برخي از دانشگاه‌هاي اين كشور پرداخت.
کتاب‌ها و آثار استاد ايزدپناه:
1- آهنگ‌ها و ترانه‌های لری. ناشر: کتاب‌فروشی محمدی خرم‌آباد ۱۳۴۳
2- فرهنگ لری چاپ نخست – ناشر: انجمن فرهنگ ایران باستان‌، تهران ۱۳۴۵ چاپ دوم، انتشارات آگاه تهران وچاپ سوم: انتشارات اساطیر، تهران
3- کتیبه‌های لرستان‌، چاپ فرهنگ و هنر لرستا ن -۱۳۴
4- آثار باستانی و تاریخی لرستان (دفتر نخست) ۱۳۵۰ ناشر: ا‌نجمن أثار ملی، تهران‌
5- آثار باستانی و تاریخی لرستان (دفتر دوم)، انجمن آثار ملی‌، تهران ۱۳۵۲
6- داستان‌ها و زبان‌زد‌های لری و کتاب‌شناسی مثل‌های فارسی (از سده ششم تا کنون)، ناشر: انتشارات بلخ و بنیاد نیشاپور‌، تهران، ۱۳۶۲
7- فرهنگ لکی‌، ناشر: موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷
8- تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان (مقدمه‌ای بر آثار باستانی و تاریخی لرستان) ناشر: انجمن آثار و مفاخر ملی آیران‌ ۱۳۷۶
9- شاعران در اندوه ایران‌، انتشارات توس‌، تهران ۱۳۶۰
10- شاه‌نامه لکی ترجمه و تدوین، انتشارات اساطیر‌، تهران ۱۳۸۴
11- لرستان در گذرگاه زمان و تاریخ‌، ناشر: انتشارات اساطیر‌، تهران
12- چاپ دوم فرهنگ لکی، با دیباچه‌ای برای چاپ دوم، از انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹

قابل ذکر است پیکر وي 24 بهمن‌ماه به ایران انتقال داده خواهد شد و بنا بر وصيتش در زادگاهش خرم‌آباد كه بسيار به آن علاقه‌مند بود به خاك سپرده مي‌شود.
هیات تحریریه "پایگاه خبری یافته" درگذشت زنده‌ياد "حمید ایزدپناه" نویسنده‌، پژوهشگر و شاعر لرستانی را به مردم لرستان، جامعه ادبی و هنری استان، خانواده‌ وي و خانواده‌هاي وابسته (ساكي، رمضاني و ...) تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم، علو درجات را از درگاه الهی مسئلت می‌نمایند.

مدير مسئول پايگاه خبري يافته (رضا جايدري) اين افتخار را داشت كه يك دهه قبل از محضر استاد ايزدپناه در خصوص تكميل تحقيقات خرم‌آبادشناسي بهره‌ها برده و آن استاد فقيد، بدون ذره‌اي تكبر، كوچه به كوچه راهنماي ما در بازشناسي كوچه‌ها و منازل قديمي محلات كهن درب دلاكان و پشت بازار خرم‌آباد شد.
تصوير زير مربوط به روزي است كه استاد ايزدپناه به منزلي در دب دلاكان كه دوران كودكي خود را در آن گذرانده بود رسيد و به ياد خاطرات ايام كودكي با بغضي در گلو براي دقايقي نظاره‌گر آن خانه و كوچه قديمي شد (يكم تيرماه 1386):
استاد حميد ايزدپناه در كوچه هاي قديمي درب دلاكان خرم آباداين شاعر فرهيخته سروده‌اي غم‌انگيز در خصوص سرنوشت زندگي خويش با عنوان "لحظه  بدرود" داشت. در آخرين سفرش به خرم‌آباد بخشي از آن را براي ما قرائت كرد كه مي‌توانيد سروده لحظه بدرود را به مدت يك دقيقه از طريق لينك زير با صداي مرحوم حميد ايزدپناه دانلود نماييد:

دانلود لحظه بدرود با صداي مرحوم حميد ايزدپناه (‌mp3)


بجز این نتوان گفت که هزاران نفرین

به تو ای لحظه‌ی پُر رنج زمان

اين دم بدرود است ...


بزرگداشت استاد حمید ایزدپناه در تهران
                  
 مطالب مرتبط: مراسم نکوداشت استاد حمید ایزدپناه در تهران برگزار شد+ تصاویر و حواشی



------------------------------------------------------------------------------------------------

آهنگ‌ساز ترانه لري "نازارم ای نازارم" درگذشت

"علی‌محمد صالحی" نوازنده ویولن و خالق بسیاری از آثار موسیقی دهه 50 لرستان روز يك‌شنبه 18 بهمن 1394 به ديار باقي شتافت.

به گزارش يافته به نقل از صدر اخبار، از زنده‌یاد صالحی آثار فراوانی بر جای ماند اما معروف‌ترین اثرش "نازارم ای نازارم" با شعری از استاد حمید ایزدپناه است.

پیکر این هنرمند فقید دوشنبه 19 بهمن 94 ساعت 9 صبح از محل غسالخانه خرم‌آباد به سمت قطعه هنرمندان و نام‌آوران آرامستان صالحين تشییع شد.

لرستانی‌هایی که کتابخانه خود را وقف مردم کردند

این روزها "‌دیوار مهربانی" تبدیل به خرده فرهنگی در جامعه ایران شده است. شاید اما بهترین متاع برای دیوار فرهنگی نه پوشاک که کتاب لرستانی‌هایی که کتابخانه خود را وقف مردم کردندباشد‌.
در سالیان اخیر البته طرح "‌نذر فرهنگی" با موضوع اهداء کتاب هم شکل گرفت که در حد خود برکاتی داشت. از گذشته، وقف کتاب و کتابخانه در فرهنگ ایرانی رواج داشته است. در لرستان نیز برخی از مولفان و فرهنگیان لرستانی در مقاطع مختلف مجموعه آثار و کتب ارزشمندی که در طی سالیان عصر گردآورده‌اند در زمان حیات خود و یا توسط خانواده پس از فوت ایشان به مجموعه‌های فرهنگی و علمی اهداء نموده‌اند که اقدامی در‌خور تحسین و شایان یادآوری است‌.
در ادامه به بخشی از آن‌ها اشاره می‌شود، اگر مخاطبان یافته از مستندات دیگری مطلع هستند در ذیل این مطلب با بیان آن در تکمیل این فهرست همکاری نمایند:
- خانواده مرحوم شیخ "عبدالرحمن صالحی‌لرستانی" که مجموعه کتاب‌های با ارزش آن مرحوم را شامل 37 جلد کتاب خطی و 218 جلد کتاب چاپ سنگی و سربی را در سال 1376 به کتابخانه ملی اهداء نمودند.
- فرزندان شادروان "محمدرضا والیزاده‌معجزی" کتابخانه شخصی آن مرحوم را شامل به کتابخانه دانشگاه لرستان اهداء نمودند.
- استاد "سید فرید قاسمی" تنها در یک نوبت دو هزار جلد از کتابخانه خویش را به کانون بازنشستگان لرستان اهداء نمودند.
- صاحب این قلم (ساسان واليزاده) در سال 1380 بیش از دویست جلد از آثار کمیاب نویسندگان لرستانی را به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اهداء نمود تا بنای کتابخانه اختصاصی نویسندگان لرستان گذاشته شود اما دریغ که در اندک‌زمانی اكثر آن‌ها به یغما رفت.
-"آیت‌الله "علوی بروجردی" اهداء 2500 جلد کتاب چاپ سربی و سنگی، و 625 نسخه خطی به کتابخانه آیت‌الله بروجردی. همچنین ایشان کتاب‌های پدر بزرگوارشان مرحوم حضرت آیت‌الله "محمدحسین علوی‌طباطبائی‌بروجردی" را نیز به تعداد قریب 1400 جلد به کتابخانه اهداء نمودند.
- آقای "رضا کریم‌پور" از بروجرد، تعداد 2589 جلد کتاب متعلق به کتابخانه شخصی خود را به کتابخانه آیت‌الله بروجردی اهداء نمودند.
- جناب آقای حاج "سید محمدحسن طباطبائی" آیت‌الله‌زاده بروجردی 209 مجلد به کتاب خانه آیت‌الله بروجردی قم.
- حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی برای راه‌اندازی کتابخانه معظم خود در قم 3 هزار جلد کتاب به این کتابخانه اهداء فرمودند.
- بنا بر وصیت حضرت آیت‌الله "روح‌الله کمالوند" پس از فوت آن مرحوم، قریب به 1000 جلد کتابخانه شخصی ایشان به کتابخانه حوزه علمیه کمالوند اهداء شد.
- روان‌شاد استاد "عبدالحسین زرین‌کوب" در سال 1375 کتابخانه شخصی خود را به مردم شهر بروجرد اهداء کرد و مقرر شد محلی مشخص به این کتاب‌ها اختصاص داده شود.
- روان‌شاد "قدرت‌الله مومنی" در سال 1387 كتابخانه‌ خود را با بيش از دو هزار جلد كتاب به كتابخانه‌هاي دانشگاه لرستان و دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم‌آباد اهدا نمود تا مورد استفاده‌ي پژوهشگران و علاقه‌مندان فرهنگ و تاريخ قرار گيرند.
- شهریور 1393 خانواده شادروان "محمدجواد منصوری" شاعر لرستانی ٥٠٠ جلد کتابخانه آن مرحوم را به کتابخانه‌های عمومی استان لرستان اهدا کردند.
- مردم لرستان در سال‌های 91-89‌، حدود 50 هزار جلد کتاب به کتا‌بخانه‌های لرستان اهداء نموده‌اند.
- تا آذر 92 خیّرین لرستانی 50 قطعه زمین به مساحت بیش از 20 هزار متر مربع را برای ساخت کتابخانه در سطح استان به اداره کل ساسان واليزادهکتابخانه‌ها اهدا نموده‌اند.
- در شهریور 94 خيرين فرهنگي کشور بيش از 5 هزار جلد کتاب به يکي از بخش‌هاي محروم کوهدشت لرستان اهدا کردند.
 
پژوهش:
ساسان والي‌زاده

 

كتابخانه مرحوم قدرت مومني 1386
بخشي از كتابخانه شخصي مرحوم حاج قدرت مومني در سال 1386
 
 

4- کتاب‌نامه‌های لرستان

کتاب‌شناسی آثار منتشر شده در مورد آیت‌الله بروجردی + تصاوير

همان‌گونه که در قسمت پیشین گفته شد از جمله شخصیت‌های لرستانی که آثاری درباره ایشان به چاپ رسیده، می‌توان از حضرت آیت‌الله حسين بروجردی، استاد عبدالحسین زرین‌کوب، استاد اسفندیار غضنفری‌امرایی، شهید محمد بروجردی، شهید مهدی زین‌الدین، حضرت آیت‌الله روح‌الله کمالوند، استاد مهرداد اوستا، ميرزا محمدباقر صامت بروجردی، مهدی کاظمی‌طولابی، ایرج کاظمی‌، استاد عبدالمحمد آیتی، آیت‌الله میرزای قمی و علامه بحرالعلوم را نام برد.
در این بخش مجموعه آثار درباره شخصیت حضرت آیت‌الله بروجردی مرجع بزرگ شیعیان فهرست می‌شود و در بخش‌های آینده به سایر آثاری که پیرامون شخصیت‌های لرستانی نگارش یافته است پرداخته خواهد شد:
زندگانی حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی، زعیم عالی‌قدر شیعه و عالم جلیل‌القدر جهان اسلام (1340-1253) به لحاظ جایگاه رفیع و ارزشمندی که دارد همواره مورد توجه پژوهشگران و نویسندگان بوده است.
 درباره این اسوه زعامت و مرجعیت حداقل 22 کتاب تدوین و منتشر شده است و البته مؤلفان این آثار جز یکی دو نفر (مانند محمدحسین علوی‌طباطبایی و محمد لک‌علی‌آبادی) عموماً لرستانی نیستند.
 کتاب‌شناسی آثار منتشر شده در مورد آیت‌الله بروجردی + تصاوير
 در دنباله شرح کامل کتاب‌هایی که پیرامون زندگی و آثار حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی انتشار یافته، می‌آید:
- اسوه مرجعیت: ویژه‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی/ ابراهیم ابراهیم‌پور. قم: دفتر عقل، 1387، 79 ص.
- الزعیم الاکبر/ عباس العبیری، ترجمه: کمال سید. قم: مؤسسه انصاریان، 1373، 157 ص. (این کتاب علاوه بر زبان فارسی و عربی به زبان انگلیسی نیز ترجمه و منتشرشده است)
- الگوی زعامت: زندگی نامه سید الفقها و المجتهدین آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین بروجردی/ محمد لک‌علی‌آبادی. قم: هنارس، 1384.
- الگوی زعامت: سرگذشت‌های ویژه حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی از زبان علما و مراجع/ محمد علی‌آبادی، قم: عصمت، 1378، 256 ص. مصور.
- آیت‌الله بروجردی و اتحاد دنیای اسلام‌/ مسلم تهوری‌/تهران: دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان‌، 1382، 160 ص.
- آیت‌الله بروجردی آیت اخلاص/ عبدالرحیم اباذری، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1383، 1120 ص. (این کتاب به عربی نیز ترجمه و منتشرشده است)
- آیت‌الله بروجردی زعیم بزرگ/ عباس عبیری. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، 1380، 162 ص.
- آیت‌الله بروجردی/ سید علی کاشفی خوانساری. تهران: مدرسه، 1385، 87 ص.
- پیشوای بزرگ آیت‌الله بروجردی/ مصطفی قلی‌زاده‌علیار. قم: قلم‌ نو، 1386، 98 ص.
- پیشوایان تقریب: آیت‌الله العظمی بروجردی و شیخ شلتوت. تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1379. 232 ص.
- چشم و چراغ مرجعیت: مصاحبه‌های ویژه مجله حوزه، با شاگردان آیت‌الله بروجردی‌/ مجتبی احمدی (به اهتمام)، نشر: بوستان کتاب قم، 1388، 492 ص.
- خاطرات زندگانی آیت‌الله العظمی آقای بروجردی/ محمدحسین علوی‌طباطبایی. تهران: اطلاعات، 1341، 207 ص.
- خوب‌تر از آفتاب فلک‌/ عبدالحسین بزرگمهرنیا/ انشارات سامان دانش‌، 1394‌،  608 ص.
ساسان والي‌زاده 
پژوهش:
ساسان والیزاده