اسامي فوت شده‌هاي خرم‌آباد و لرستان در بهمن‌‌ماه 1394

مهربانو رازانی فرزند نریمان

شاهی‌طلا کلانتری‌میرزایی فرزند شیره

علی‌قدرت رحمان‌پور سرابی فرزند نادعلی

عذری برومند‌خواه فرزند نور‌علی

فاطمه بلوری ... محمود

سکینه شفیع‌پور ... محمد‌طاهر

قلی یزدانی‌زهابی ... حاجی

پریسا دارخانی ... احمد

اسما احمدی ... عابدین

محمد سبزواری ... زینل

غلام‌علی برموز... حسین

حیدر شعبان ... داراب

تاج‌بانو خدایی ... حسین‌جان

حسین رحم‌خدایی ... قدرت‌الله

میرزا احمدی‌مقدم ... جهان

کرم‌خدا درویش‌پور ... رحم‌خدا

هاشم یاوریان ... رئیس حعفر

لیلا جعفری‌نیا ... حیدر‌علی

ولی بهاروند ... عبدالعلی

صدیقه وهابی ... احمد

ملک‌خانم وهابی ... احمد (مادر محمد ميرزاوندي هنرمند لرستاني)

شاطلا سپهوند ... قنبر‌علی

اسکندر امیدی‌راد ... علی

ستاره راهنجاتی ... علی‌اکبر

جهانگیر جمالی ... رضا

علی‌حسین ناصری ... علی

علی درویشی ... مراد احمد

محمدسعيد شيخ‌الاسلامي فرزند احمد - بروجرد
خديجه روشن‌بين - بروجرد - (در تهران به خاك سپرده شد)
قشنگ یوسفی فرزند نصیر‌خان

صف‌قلی جمالی فرزند شاولی

سیاوش گيلورانی فرزند سبزی

فاطمه منت‌پور فرزند احمد

علی‌عباس رضایی‌تبار فرزند کنار‌علی

رحمان پیرداده‌بیرانوند ... محمد‌حسین

بهمن احمدی ... حجاز

احمد پیریایی ... جعفر

طلعت کاکی ... رضا

نورخدا دلفانی ... درویش

پرویز صادقی ... علی‌رضا

صنمبر محمد‌پور ... صید‌میرزا

ماشاء‌الله سبزي‌پرور  فرزند  جواد
گلی جاجم‌زاده‌الوار  فرزند  صید‌علی

مراد قنبریان نظرآباد   فرزند حاتم‌بک

علی بیرانوند  فرزند  محمد‌علی

آهو خیرآبادی ... شیخ‌عباس

هاشم یاراحمدی ... قاسم

یاسمن پاپی ... علی

محمد نظری ... عبدعلی

قیمتی سگوندی ... علی‌عباس

مهین مشرفیان‌دهکردی ... نصرالله

کرم‌الله مرادی‌واحد ... حسن‌علی

ولی گله‌دار‌پور ... مردان

خدابس دریکوند ... آقامحمد

انار‌خانم شهابی‌نهاوند ... منصوربگ

فخری‌خان م‌فیروزی ... سبزی

سید‌ محمد حیات‌الغیبی‌مفرد ... سید‌سلیمان

فتح‌الله رضاییان‌دوره ... نورالله

حبیب ناصری ... محمد‌تقی

جان‌بانو سگوند ... رستم‌بگ

علی‌محمد اسداللهی ... خان‌علی

سید‌میلاد خدادادیان ... سید‌کرم

مهدی پناهی ... علی

سید روح‌الله موسوی‌ندروند... سید‌کریم

غلام‌ب‌عباس زارع‌فر ... صید‌علی

مهدی شاکرمی ... خانجان

علی آکنده ... محمد

محمد‌کریم خسروی‌چراغی ... ولی‌خان

گشسب سگوند ... برج‌علی

علی‌خاص منصوری ... علی‌اصغر

فریبا عباس‌نژاد‌سالار ... ملک‌علی

محمود باقریان‌فرد ... اسدبک

نازنین صفی‌پور ... سجاد

طاهره فشنگچی ... اکبر

حميد ايزدپناه فرزند ميرزا قاسم ساكي - مدير كل سابق فرهنگ و هنر لرستان (در پاريس درگذشت در خرم‌آباد دفن شد)
علي‌محمد صالحي فرزند عبدالرضا - هنرمند لرستاني و پدر فريبرز و فرهاد صالحي- قطعه هنرمندان و نام‌آوران
حشمت‌الله پورسرتيپ فرزند امان‌الله‌خان از طايفه سگوند
امير‌قلي دولتشاه فرزند حيدر‌قلي
رضا پور‌كريمي فرزند غلامرضا
طلا كوشكي فرزند علي
داريوش روزگرد فرزند مراد
فريدون ميربيك‌سبزواري فرزند حسن
كبري پيرزاده‌فرد - محمد‌علي
علي‌شاه عزيزي‌علم‌آبادي - عزيزالله
فاطمه رشيدي‌يگانه – ايماني
قمر‌تاج پاپي - علي
حرم رضا‌زاده – علي‌عبدال
غلام‌رضا جودكي - كسعلي
مهدي نصرالهي - جواد
 گلپاره صحرانورد جوزعلي
احمد‌رضا مهدي‌پور‌ نثاري – صيد‌محمد
شمس‌الله قائد‌رحمتي – چراغ‌علي
سيد ولي موسوي - سيد علي‌محمد
مجيد كاكولوند – صيد‌قاسم
معصومه صفر‌بيرانوند – جان‌ميزا
ريحانه ياراحمدي - مجتبي
معصومه احمدي - علي‌عبدال
 سعيد كوشكي - محمد
پاپي‌مراد شنو – محمد‌علي
فريده پولادوند - حسين
سنمبر سلسله‌خاور زميني - رضا
سوسن نادري‌نژاد - محمد‌تقي
پاپي بيرانوند – مولا‌علي
قدرت حيدري‌تبار- موسي - از طايفه پاپي
هوشنگ رزاز - مهندس بازنسشته جهاد كشاورزي - بروجرد
 عروس دارايي - ميرزا
عين‌علي كرمي – حسين‌علي
بهناز بازوند - علي
ماه‌كه بيرانوند - عباس
گل‌بانو شيخي‌هاشم‌آبادي – عزيز‌مراد
رضا عباس‌زاده – محمد‌حسين
علي‌محمد بيگ‌زاده - پيري

۲۳ بهمن؛ خونین‌ترین روز تاریخ لرستان

23 بهمن‌ماه در تاريخ لرستان يادآور دو حادثه تلخ است كه منجر به از دست رفتن شمار زيادي از هم‌استاني‌هاي ما شد.

به گزارش پايگاه خبري يافته،  23 بهمن 1380 در چنين روزي بود كه هواپيماي توپولوف 154 شركت "ايران‌ ايرتور" از تهران به مقصد خرم‌آباد به هوا برخواست اما هرگز بر زمين فرود نيامد و به جاي آن حدود ساعت 8 صبح به سينه‌ي سفيدكوه برخورد كرد كه متاسفانه در اين حادثه‌ي تلخ 119 سرنشين آن جان باختند. (براي كسب اطلاع بيش‌تر و ديدن اسامي جان‌باختگان، اين‌جا كليك كنيد)
همچنين 23 بهمن 1357 خونین‌ترین روز تاریخ مبارزات مردم لرستان، به ویژه شهر خرم‌آباد است. در این روز برای فتح آخرین سنگرهای حکومت پهلوی، شهر یکپارچه در دود و آتش فرو رفت.
ده‌ها تن جان باختند و یا زخمی شدند. با فتح ژاندارمری هزاران سلاح به دست مردم افتاد. رخدادهای این روز ابعاد گسترده‌ای دارد. خبرنگاران حاضر در صحنه، گزارش‌هایی تهیه کرده‌اند که تصویر کلی وقایع را روشن می‌کند.
 در گزارش خبرنگار کیهان آمده است: «پس از تصرف قرارگاه شهربانی استان، کلیه‌ی کلانتری‌های خرم‌آباد توسط مردم تصرف و اموال و مهمات شهربانی ضبط شد. مردم پس از اعدام انقلابی سروان "محمد‌علی قهرمانی" معاون گارد شهربانی که در چند ماه گذشته مرتکب فجایع فراوانی شده بود، برای تصرف ژاندارمری به طرف این محل رفتند. بعد از 6 ساعت زد و خورد بین مردم مسلح و افراد ژاندارمری، ستاد تصرف و افراد تسلیم شدند. در این نبرد عشایر مسلح خرم‌آباد به کمک مردم آمدند و اموال و مهمات ژاندارمری از طرف مردم به غنیمت گرفته شد.
 زندانیان خرم‌آباد به وسیله‌ی مردم آزاد شدند و خانه‌ی سرهنگ "سيد فضائل احمدي" رئیس شهربانی به تصرف مردم درآمد. رئیس شهربانی هم‌اکنون متواری می‌باشد. تیپ 84 ارتش خرم‌آباد هم با ملت ایران اعلام هم بستگی کرد و فرمانده آن اظهار داشت: تمامی ما در خدمت مردم هستیم.» (1)
گزارش خبرنگار اطلاعات مفصل‌تر است و ابعاد دیگری از رخدادهای این روز را نشان می‌دهد: «شهر خرم‌آباد به آتش و خون کشیده شد و د‌ه‌ها کشته و صدها مجروح به جا گذاشت. ساعت 9:30 دقیقه دیروز شهربانی خرم‌آباد به تصرف مردم د‌رآمد و درهای زندان به روی زندانیان گشوده شد و صدها زندانی، زندان را ترک کردند. گروهی از جوانان که اسلحه و مهمات شهربانی را به دست آورده بودند، با خودروهای شهربانی به خیابان آمدند. در جریان حمله به شهربانی، دو اتومبیل نیز به آتش کشیده شد. سیل خروشان جمعیت، سپس به سوی سازمان امنیت خرم‌آباد به راه افتاد و برای تماشای مردم درب‌های ساواک را باز کردند. در این لحظه گروهی به ساختمان هنگ ژاندارمری خرم‌آباد که فاصله‌ی کمی با ساواک دارد، حمله بردند و با شکستن درب اسلحه‌خانه، اسلحه‌ها را بیرون آوردند و بین مردم توزیع کردند.
 در پی حمله‌ی مردم به ژاندارمری، مأموران ژاندارمری شروع به تیراندازی کردند و در این تیراندازی‌ها عده‌ی زیادی از دو طرف کشته شدند. تلفات این برخورد خونین بسیار سنگین است و اجساد آنان در سردخانه‌ی شیر و خورشید سرخ (هلال احمر) خرم‌آباد نگه‌داری می‌شود. اتاق‌های بیمارستان شیر و خورشید سرخ نیز مملو از زخمی‌هاست که شمار آن‌ها حدود صد نفر است.
 ستاد عملیات پزشکی خرم‌آباد با تمام نیرو به کمک آسیب دیدگان شتافت و مردم وسایل لازم پزشکی را به بیمارستان حمل کردند. تمام دانش‌آموزان پادگان 104 خرم‌آباد نیز همراه گروه زیادی از مردم، کنترل بیمارستان را به دست گرفتند. ساعت 2 بعد از ظهر هنگ ژاندارمری به دست مردم افتاد و افراد آن گریختند.
ساختمان هنگ ژاندارمری به آتش کشیده شد و در پی آن عده‌ای نیز ساختمان شهربانی را آتش زدند. ده‌ها اتومبیل نیز طعمه ی آتش شد.»(2)
آمار تلفات این روز، به ویژه در گزارش‌های اولیه، متفاوت است. شهدا را از 23 تا 50 نفر و زخمی‌ها را از 100 تا 400 نفر نوشته‌اند.(3)
متأسفانه به دلایل گوناگون، نهادهای مسئول نیز گزارش دقیقی از آمار تلفات این روز منتشر نکرده‌اند. با این همه بر پایه‌ی آن چه که در دست است، شمار شهیدان 23 بهمن خرم‌آباد به شرح زیر می‌باشد:
 1- علی‌محمد دلفانی، 2- اسد‌الله رعیت، 3- عصمت‌الله نیک‌پی، 4- رضا گودرزی، 5- شاه‌مراد نوکر‌مراد، 6- رستم رضایی، 7- محمد‌رضا بسطامی، 8- ماشاء‌الله رباط‌نمکی، 9- حشمت‌الله بیرانوند، 10- محمد‌رضا جهانگیری، 11- طاهر بارانی‌بیرانوند، 12- حسن سوری، 13- قدرت‌الله علیدادی، 14- علی دهقان، 15- پاپی‌جمعه سپهوند، 16- بیک‌مراد کوتاهی، 17- غلام احمدی‌تبار، 18- محمد‌جواد عزیزی، 19- قاسم جودکی، 20- یدالله مرادی، 21- الله‌مراد شیرزادی‌موحد، 22- علی عزیزی، 23- احمد‌علی نجفی‌فرداد، 24- محمد بیرانوند، 25- محمد‌کریم مرادی‌فرد 26- يدالله ميرزايي (سرباز ژاندارمري) و ... (4)
این افراد بیش‌تر دانش‌آموز، جوانان انقلابی و عشایر مسلحی بودند که به یاری انقلابیون شهر آمدند و به طور عمده از میان طبقه‌ی متوسط به پایین جامعه برخاسته بودند.
افزون بر خرم‌آباد، در دیگر نقاط لرستان چون کوهدشت، پلدختر، نورآباد، الشتر، چغلوندی، زاغه، پاپی، دورود، الیگودرز، ازنا، بروجرد و اشترنیان، درگیری‌های همانندی در شب 22 بهمن تا 23 بهمن روی داد که در بیش‌تر موارد پاسگاه ژاندارمری، کلانتری‌ها و دیگر اماکن امنیتی، انتظامی به تصرف مردم درآمدند.
 چنانکه خبرنگار کیهان از بروجرد می‌نویسد: «مردم بروجرد به ژاندارمری این شهر حمله کردند و پس از تیراندازی و درگیری که منجر به مجروح شدن بیش از 11 نفر گردید، سرانجام ژاندارمری به تصرف مردم درآمد. در این برخورد، دو دستگاه خودرو و قسمتی از ساختمان ژاندارمری به آتش کشیده شد و مهمات و اسلحه‌ی موجود در اسلحه خانه‌ی ژاندارمری به دست مردم افتاد.
[سرتيپ يعقوبي) فرمانده ژاندارمری، معاون فرمانده و 2 تن از گروه‌بانان جزو مجروحان می‌باشند...»(5)
و بدین ترتیب مردم خرم‌آباد و دیگر شهرهای لرستان، هم چون سراسر ایران سرنوشت خویش را به دست گرفتند و اتقلاب پيروز شد.
----------------------------------
  1-  نک، پیشین، 24 بهمن 57، ص 7 [کیهان].
 2- اطلاعات، 24 بهمن 57، ص 3.
 3- کیهان، 24 بهمن 57، ص 7؛ اطلاعات، 24 بهمن 57، ص 3.
 4- نک، کیهان، 29 بهمن 57، ص 11؛ عطر شهادت (3)، صص 1-8؛ استانداری، پیشین، ص 101-102.
 5- کیهان، 24 بهمن 57، ص 7؛ اطلاعات، 25 بهمن 57، ص 3.
منبع: لرستان‌خبر
 ۲۳ بهمن؛ خونین‌ترین روز تاریخ لرستان/ ماجراي سقوط هواپيما در سفيدكوه و حمله به ژاندارمري
 

خاطرات مهندس "مراد سپهوند" از وقايع خونين 23 بهمن خرم‌آباد (به نقل از وبلاگ ايشان):
وقوع انقلاب در 22 بهمن و زد و خوردها در تهران و شهرهاي بزرگ ورسيدن اخبار آن به  لرستان، باعث شد تا توده‌هاي مختلف مردم روز 23 بهمن به ژاندارمري خرم‌آباد حمله كنند؛ البته مي شد جلوي اين حادثه تلخ گرفته شود.
تعدادي از نيروهاي سياسي شهر در برافروختن آتش درگيري نقش ايفا نمودند و متاسفانه روحانيون نيز در آن نقطه از شهر حضور نداشتند تا مراد سپهوندبا ميانجي‌گري از درگيري خونين جلوگيري نمايند.
درگيري با رد و بدل كردن آتش بين پرسنل ژاندارمري و تعدادي از نيروهاي مسلح داخل شهر آغاز شد و ادامه يافت. به ناگاه عشاير حاشيه‌ي شهر تفنگ‌هاي قديمي را از زير خاك در آوردند تا از آن‌ها عليه ژاندارمري كه در روستاها سخت‌گيري مي‌كرد و طي چند مرحله خلع سلاح روستائيان را آزرده بود، استفاده كنند و به اصطلاح انتقام كهنه و نو را از او بگيرند!
مسلحين شهري از طرف ميدان ژاندارمري (شاپورخواست فعلي) و تفنگ به دستان عشايري و حاشيه شهر از سوي تپه ژاندارمري (پارك صخره‌اي فعلي و محل فروشگاه رفاه) اقدام به تيراندازي به طرف تعدادي از پرسنل و سربازاني كه مقاومت مي‌كردند و حاضر نبودند پادگان و اسلحه‌خانه‌ها را رها كنند، نمودند. نيروهاي ژاندارمري نيز با تيربار جواب تيرهاي شليكي به طرف ژاندارمري را مي‌دادند.
رگبار مسلسل، شهر را برآشفت و مردم دوان دوان روانه‌ي محل ژاندارمري شدند. من به همراه عد‌ه‌اي از محل بيمارستان شهداي عشاير فعلي به درون رودخانه خرم‌آباد كه آن موقع پل نداشت زديم و خود را به تپه ژاندارمري رسانديم. در آن‌جا چند نفر از عشاير را ديديم كه سنگر گرفته و مشغول تيراندازي به سوي پادگان ژاندارمري (محل فعلي فرماندهي انتظامي لرستان) بودند.
من، جواني چست و چالاك بودم و سلاح گرم نداشتم، تنها كارد بلند شاه‌عباسي قديم پدرم را زير كاپشنم جاسازي كرده بودم تا در صورت مواجه شدن با خطر، از آن براي ترساندن عامل حمله استفاده و از خود دفاع كنم.
متاسفانه يكي دو نفر ازمردم و چند نفر از نيروهاي كادر و وظيفه ژاندارمري در آن لحظات كشته شدند. بيش‌تر سربازان ژاندارمري به روستاهاي ميدان تير، فلك‌الدين و منوچهرآباد گريختند و با دادن تفنگ‌هاي خود به مردم، از آن‌ها لباس و پول جهت رفتن به خانه‌ي خود در شهرهاي ديگر گرفته بودند.
كم كم تيراندازي‌هاي طرفين فروكش كرد و برخي سودجو كه خود را بين انقلابيون به ژاندارمري رسانده بودند به اسلحه‌خانه‌ها و وسائل و امكانات ژاندارمري حمله‌ور شدند و آن‌ها را غارت كردند. با عجله خود را به نزديكي‌هاي پادگان رساندم. عده‌ي زيادي با اسلحه‌هاي غارت كرده از اسلحه‌خانه‌ها دوان دوان در حال گريختن از محل بودند.
يكي از آن‌ها را مي‌شناختم. به او گفتم‌: اسلحه ملت را كجا مي‌بري؟ گفت: اين اسلحه خودمان بوده كه ژاندارمري در جريان خلع سلاح از پدرم گرفته و حالا داخل اسلحه‌خانه پيدايش كرده‌ام!
عشق برخي عشاير به اسلحه، و زور و ظلم‌هاي ژاندارمري در خلع سلاح باعث شده بود تا مردم به هيچ چيز رحم نكنند. حتا به جنازه سربازاني كه در داخل پادگان و اطراف اسلحه‌خانه‌ها افتاده بودند نيز توجهي نمي‌شد و گاه روي آن‌ها پا مي‌گذاشتند!
درب اسلحه‌خانه‌ها با قفل‌هاي محكم بسته شده بود و برخي مردم براي بردن اسلحه‌ها از ديوار اسلحه‌خانه بالا رفته و با سرنيزه شيرواني سقف را پاره مي‌كردند و به صورت گروهي اسلحه‌ها را مي‌برند. محشري به پا شده بود!
براي اولين بار احساس خطر كردم از ورود برخي عوام و توده‌هاي ناآگاه و فرصت‌طلب به جريان نهضت انقلاب. از دورنماي اين ناآگاهي و فرصت‌طلبي، به خود لرزيدم. بعدها متوجه شدم كه اين احساس خطر و به خود لرزيدن كاملاً به جا بوده است، زيرا بسياري از اين اسلحه‌ها به دست گروه‌هاي ضد انقلاب افتاد و برخي نيز اكنون باعث ايجاد حوادث ناخوشايند مي‌شوند كه خوشبختانه تلاش نيروهاي انتظامي براي جمع‌آوري سلاح‌هاي غيرمجاز ظرف سال‌هاي اخير بيش‌تر شده است.
آمبولانسي به محوطه پادگان آمد و من كمك كردم تا سربازان كشته شده را داخل آمبولانس گذاشتند. من با ناراحتي تمام و تعمق حزن‌انگيزي در محوطه پادگان مي‌گشتم و پوكه فشنگ‌هاي شليك شده را را با نوك پوتينم شوت مي‌كردم، بدون آن كه از آن خوان يغما حتا پوكه‌اي بردارم.
همچنان دستم روي «مُشته» كارد شاه‌عباسي بود تا در صورت بروز خطر، از خود دفاع نمايم. برخي خلايق صحنه‌ي عجيبي از غارت به نمايش گذاشته بودند. راستش از چنين كساني بدم آمد. احساس مي‌كردم كه پيام خون شهيدان نهضت ذره‌اي بر آن‌ها تاثير نداشته است.
متاسفانه غارتگران هيچ نيرويي را در مقابل خواسته‌هاي خود نمي‌ديدند و به رسميت نمي‌شناختند! حتا براي تصاحب يك قبضه سلاح، ديگري را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و روانه‌ي بيمارستان مي‌كردند.
من دانشجو بودم و مي‌فهميدم كه اين‌ها چه خطري براي به ثمر نشستن نهضت انقلاب اسلامي هستند. آن‌ها را رها كردم و نزديكي‌هاي غروب به سمت چهارراه فرهنگ و مسجدصاحب الزمان (عج) رفتم.
همان طور كه گفتم متاسفانه آن لحظات روحانيون انقلابي در محل ژاندارمري حاضر نبودند تا با پادرمياني و ميانجي‌گري جلوي درگيري و كشتار و غارت را بگيرند، ولي بعد از غارت، ستادي در مسجد صاحب‌الزمان چهارراه فرهنگ تشكيل داده بودند و جلوي مردم را مي‌گرفتند و با اظهار اين كه اين اموال بر غارت‌گران حرام هستند، مقداري از آن‌ها را از مردم گرفته و در مسجد جمع‌آوري كردند.
من هم بعد از ترك صحنه‌هاي پادگان ژاندارمري به اين ستاد رفتم و كم‌تر از يك ساعت شاهد تلاش براي پس گرفتن مقداري از اموال غارت شده، بودم. اكثر مردم اموال غارتي را به دلخواه خود پس نمي‌دادند. آن‌ها در مسير خود به سمت خانه، ناگاه با مسجد صاحب الزمان و چند روحاني كه در خيابان ايستاده بودند، روبه‌رو مي‌شدند و تا آن‌ها مي‌گفتند اين اموال به شما حرام هستند، با نوعي ناراحتي آن‌ها را تحويل مي‌دادند و مي‌رفتند.

صفای لرستانی در پاریس درگذشت

"حمید ایزدپناه" نویسنده‌، پژوهشگر و شاعر لرستانی متخلص به "صفای لرستانی" دوشنبه 19 بهمن 1394 به سن 84 در پاريس فرانسه درگذشت.
به گزارش پایگاه خبری یافته، اين پژوهشگر و شاعر لرستانی از طايفه ساكي، 26 آبان‌ماه 1311 خورشیدی در خرم‌آباد دیده به جهان حميد ايزدپناه محقق و شاعر لرستاني - يافتهگشود.
وي در خردسالي پدرش – ميرزا قاسم – را از دست داد. حميد دوره‌های تحصيلي دبستان و دبیرستان را در همان شهر تا سال چهارم دبیرستان گذراند ولی به منظور اشتغال، ناچار به ترک تحصیل شد وآن‌گاه آموزگاری در مدارس را پيشه كرد. ضمن کار آموزگاری، گواهی‌نامه کلاس‌های پنجم و ششم دبیرستان را به صورت آزاد و با شرکت در امتحان‌های سالیانه در تهران به دست آورد.
سال 1342 تحصیلات دانشگاهی را در مقطع لیسانس از دانشگاه تهران به پایان برد. پایان‌نامه او "فرهنگ واژه‌های لری" در سال 1345 از سوی انجمن فرهنگ ایران چاپ و منتشر شد.
ايزدپناه سال 1344 به عنوان سرپرست يك گروه موسيقي از لرستان به خوانندگي زنده‌ياد "رضا سقايي" راهي تهران شد و از راديو ملي صداي موسيقي لرستان را طنين‌انداز كردند.

به همت او بود که برای نخستین بار موسیقی لرستان در سال‌های نخستین دهه 40، گردآوری و نت‌نویسی شد، آموزشگاه موسیقی تاسیس و گروه‌های موسیقی لري تشکیل گرديد. با حمایت او بود، که چندین گروه تئاتر در لرستان فعالیت می‌کردند.

ايزدپناه از سا‌ل 1339 کار گردآوری موسیقی بومی لرستان را انجام داد. این مجموعه‌، در سال 1343 با نام "آهنگ‌ها و ترانه‌های لری‌" چاپ و منتشر شد.
سال 1346 به دعوت انجمن آثار ملی به پژوهش و شناسایی آثار باستانی و تاریخی لرستان پرداخت. نخستین گزارش این بررسی با نام جلد نخست "آثار باستانی و تاریخی لرستان" سال 1350 منتشر شد و از جمله کتاب‌های برگزیده در آن سال بود که به دریافت جایزه نيز نایل آمد.
بیش از 15 جلد کتاب و بیش از 30 مقاله در موضوعات فرهنگی و هنری و اجتماعی در زمینه ایران‌شناسی و لرستان‌شناسی از ایشان در دست است که بعضی از این کتاب‌ها چند بار به چا‌پ رسیده‌اند.
مرحوم ايزدپناه سال 1348 از آموزش و پرورش به وزارت فرهنگ و هنر رفت و مامور تشکیل فرهنگ و هنر در لرستا‌ن شد و مدير كل اين نهاد در لرستان گرديد. وي تا پايان سال 1357 به مدت 9 سال و 6 ماه مدير كل اين نهاد بود. (از سال 1359 فرهنگ و هنر به 2 شاخه‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي و ميراث فرهنگي تفكيك شد)
وي در پست تازه، گروه‌های موسیقی و تئاتر و انجمن شعر را در لرستان به وجود آورد و مهم‌تر آن که دژ فلک‌الافلاک را که تا آن زمان در اختیار لشكر پنجم ارتش بود تحویل گرفت و مرمت اساسي كرد.
این دژ پس از تعمیر و باز‌سازی، در سال 1356 به نام "موزه شاپور‌خواست" در بخش‌های مرکز اسناد و مردم‌شناسی و آثار مفرغی لرستان گشایش یافت.
استاد ايزدپناه در زمینه‌ي شعر نیز از نوجوانی دارای استعدادی ذاتی بود. گاهی غزل‌های او در روز‌نامه “ندای گلشن” خرم‌آباد چاپ و منتشر می‌شد و با آن که چند دفتر از سروده‌های او در دست است، اما او هیچ‌گاه خود را به عنوان شاعر معرفی نکرد.
وي بيش از 14 سال ساكن پاريس در كشور فرانسه بود و زماني نيز به تدريس بخش‌هاي تاريخ ايران در برخي از دانشگاه‌هاي اين كشور پرداخت.
کتاب‌ها و آثار استاد ايزدپناه:
1- آهنگ‌ها و ترانه‌های لری. ناشر: کتاب‌فروشی محمدی خرم‌آباد ۱۳۴۳
2- فرهنگ لری چاپ نخست – ناشر: انجمن فرهنگ ایران باستان‌، تهران ۱۳۴۵ چاپ دوم، انتشارات آگاه تهران وچاپ سوم: انتشارات اساطیر، تهران
3- کتیبه‌های لرستان‌، چاپ فرهنگ و هنر لرستا ن -۱۳۴
4- آثار باستانی و تاریخی لرستان (دفتر نخست) ۱۳۵۰ ناشر: ا‌نجمن أثار ملی، تهران‌
5- آثار باستانی و تاریخی لرستان (دفتر دوم)، انجمن آثار ملی‌، تهران ۱۳۵۲
6- داستان‌ها و زبان‌زد‌های لری و کتاب‌شناسی مثل‌های فارسی (از سده ششم تا کنون)، ناشر: انتشارات بلخ و بنیاد نیشاپور‌، تهران، ۱۳۶۲
7- فرهنگ لکی‌، ناشر: موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷
8- تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان (مقدمه‌ای بر آثار باستانی و تاریخی لرستان) ناشر: انجمن آثار و مفاخر ملی آیران‌ ۱۳۷۶
9- شاعران در اندوه ایران‌، انتشارات توس‌، تهران ۱۳۶۰
10- شاه‌نامه لکی ترجمه و تدوین، انتشارات اساطیر‌، تهران ۱۳۸۴
11- لرستان در گذرگاه زمان و تاریخ‌، ناشر: انتشارات اساطیر‌، تهران
12- چاپ دوم فرهنگ لکی، با دیباچه‌ای برای چاپ دوم، از انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹

قابل ذکر است پیکر وي 24 بهمن‌ماه به ایران انتقال داده خواهد شد و بنا بر وصيتش در زادگاهش خرم‌آباد كه بسيار به آن علاقه‌مند بود به خاك سپرده مي‌شود.
هیات تحریریه "پایگاه خبری یافته" درگذشت زنده‌ياد "حمید ایزدپناه" نویسنده‌، پژوهشگر و شاعر لرستانی را به مردم لرستان، جامعه ادبی و هنری استان، خانواده‌ وي و خانواده‌هاي وابسته (ساكي، رمضاني و ...) تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم، علو درجات را از درگاه الهی مسئلت می‌نمایند.

مدير مسئول پايگاه خبري يافته (رضا جايدري) اين افتخار را داشت كه يك دهه قبل از محضر استاد ايزدپناه در خصوص تكميل تحقيقات خرم‌آبادشناسي بهره‌ها برده و آن استاد فقيد، بدون ذره‌اي تكبر، كوچه به كوچه راهنماي ما در بازشناسي كوچه‌ها و منازل قديمي محلات كهن درب دلاكان و پشت بازار خرم‌آباد شد.
تصوير زير مربوط به روزي است كه استاد ايزدپناه به منزلي در دب دلاكان كه دوران كودكي خود را در آن گذرانده بود رسيد و به ياد خاطرات ايام كودكي با بغضي در گلو براي دقايقي نظاره‌گر آن خانه و كوچه قديمي شد (يكم تيرماه 1386):
استاد حميد ايزدپناه در كوچه هاي قديمي درب دلاكان خرم آباداين شاعر فرهيخته سروده‌اي غم‌انگيز در خصوص سرنوشت زندگي خويش با عنوان "لحظه  بدرود" داشت. در آخرين سفرش به خرم‌آباد بخشي از آن را براي ما قرائت كرد كه مي‌توانيد سروده لحظه بدرود را به مدت يك دقيقه از طريق لينك زير با صداي مرحوم حميد ايزدپناه دانلود نماييد:

دانلود لحظه بدرود با صداي مرحوم حميد ايزدپناه (‌mp3)


بجز این نتوان گفت که هزاران نفرین

به تو ای لحظه‌ی پُر رنج زمان

اين دم بدرود است ...


بزرگداشت استاد حمید ایزدپناه در تهران
                  
 مطالب مرتبط: مراسم نکوداشت استاد حمید ایزدپناه در تهران برگزار شد+ تصاویر و حواشی



------------------------------------------------------------------------------------------------

آهنگ‌ساز ترانه لري "نازارم ای نازارم" درگذشت

"علی‌محمد صالحی" نوازنده ویولن و خالق بسیاری از آثار موسیقی دهه 50 لرستان روز يك‌شنبه 18 بهمن 1394 به ديار باقي شتافت.

به گزارش يافته به نقل از صدر اخبار، از زنده‌یاد صالحی آثار فراوانی بر جای ماند اما معروف‌ترین اثرش "نازارم ای نازارم" با شعری از استاد حمید ایزدپناه است.

پیکر این هنرمند فقید دوشنبه 19 بهمن 94 ساعت 9 صبح از محل غسالخانه خرم‌آباد به سمت قطعه هنرمندان و نام‌آوران آرامستان صالحين تشییع شد.

لرستانی‌هایی که کتابخانه خود را وقف مردم کردند

این روزها "‌دیوار مهربانی" تبدیل به خرده فرهنگی در جامعه ایران شده است. شاید اما بهترین متاع برای دیوار فرهنگی نه پوشاک که کتاب لرستانی‌هایی که کتابخانه خود را وقف مردم کردندباشد‌.
در سالیان اخیر البته طرح "‌نذر فرهنگی" با موضوع اهداء کتاب هم شکل گرفت که در حد خود برکاتی داشت. از گذشته، وقف کتاب و کتابخانه در فرهنگ ایرانی رواج داشته است. در لرستان نیز برخی از مولفان و فرهنگیان لرستانی در مقاطع مختلف مجموعه آثار و کتب ارزشمندی که در طی سالیان عصر گردآورده‌اند در زمان حیات خود و یا توسط خانواده پس از فوت ایشان به مجموعه‌های فرهنگی و علمی اهداء نموده‌اند که اقدامی در‌خور تحسین و شایان یادآوری است‌.
در ادامه به بخشی از آن‌ها اشاره می‌شود، اگر مخاطبان یافته از مستندات دیگری مطلع هستند در ذیل این مطلب با بیان آن در تکمیل این فهرست همکاری نمایند:
- خانواده مرحوم شیخ "عبدالرحمن صالحی‌لرستانی" که مجموعه کتاب‌های با ارزش آن مرحوم را شامل 37 جلد کتاب خطی و 218 جلد کتاب چاپ سنگی و سربی را در سال 1376 به کتابخانه ملی اهداء نمودند.
- فرزندان شادروان "محمدرضا والیزاده‌معجزی" کتابخانه شخصی آن مرحوم را شامل به کتابخانه دانشگاه لرستان اهداء نمودند.
- استاد "سید فرید قاسمی" تنها در یک نوبت دو هزار جلد از کتابخانه خویش را به کانون بازنشستگان لرستان اهداء نمودند.
- صاحب این قلم (ساسان واليزاده) در سال 1380 بیش از دویست جلد از آثار کمیاب نویسندگان لرستانی را به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اهداء نمود تا بنای کتابخانه اختصاصی نویسندگان لرستان گذاشته شود اما دریغ که در اندک‌زمانی اكثر آن‌ها به یغما رفت.
-"آیت‌الله "علوی بروجردی" اهداء 2500 جلد کتاب چاپ سربی و سنگی، و 625 نسخه خطی به کتابخانه آیت‌الله بروجردی. همچنین ایشان کتاب‌های پدر بزرگوارشان مرحوم حضرت آیت‌الله "محمدحسین علوی‌طباطبائی‌بروجردی" را نیز به تعداد قریب 1400 جلد به کتابخانه اهداء نمودند.
- آقای "رضا کریم‌پور" از بروجرد، تعداد 2589 جلد کتاب متعلق به کتابخانه شخصی خود را به کتابخانه آیت‌الله بروجردی اهداء نمودند.
- جناب آقای حاج "سید محمدحسن طباطبائی" آیت‌الله‌زاده بروجردی 209 مجلد به کتاب خانه آیت‌الله بروجردی قم.
- حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی برای راه‌اندازی کتابخانه معظم خود در قم 3 هزار جلد کتاب به این کتابخانه اهداء فرمودند.
- بنا بر وصیت حضرت آیت‌الله "روح‌الله کمالوند" پس از فوت آن مرحوم، قریب به 1000 جلد کتابخانه شخصی ایشان به کتابخانه حوزه علمیه کمالوند اهداء شد.
- روان‌شاد استاد "عبدالحسین زرین‌کوب" در سال 1375 کتابخانه شخصی خود را به مردم شهر بروجرد اهداء کرد و مقرر شد محلی مشخص به این کتاب‌ها اختصاص داده شود.
- روان‌شاد "قدرت‌الله مومنی" در سال 1387 كتابخانه‌ خود را با بيش از دو هزار جلد كتاب به كتابخانه‌هاي دانشگاه لرستان و دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم‌آباد اهدا نمود تا مورد استفاده‌ي پژوهشگران و علاقه‌مندان فرهنگ و تاريخ قرار گيرند.
- شهریور 1393 خانواده شادروان "محمدجواد منصوری" شاعر لرستانی ٥٠٠ جلد کتابخانه آن مرحوم را به کتابخانه‌های عمومی استان لرستان اهدا کردند.
- مردم لرستان در سال‌های 91-89‌، حدود 50 هزار جلد کتاب به کتا‌بخانه‌های لرستان اهداء نموده‌اند.
- تا آذر 92 خیّرین لرستانی 50 قطعه زمین به مساحت بیش از 20 هزار متر مربع را برای ساخت کتابخانه در سطح استان به اداره کل ساسان واليزادهکتابخانه‌ها اهدا نموده‌اند.
- در شهریور 94 خيرين فرهنگي کشور بيش از 5 هزار جلد کتاب به يکي از بخش‌هاي محروم کوهدشت لرستان اهدا کردند.
 
پژوهش:
ساسان والي‌زاده

 

كتابخانه مرحوم قدرت مومني 1386
بخشي از كتابخانه شخصي مرحوم حاج قدرت مومني در سال 1386
 
 

4- کتاب‌نامه‌های لرستان

کتاب‌شناسی آثار منتشر شده در مورد آیت‌الله بروجردی + تصاوير

همان‌گونه که در قسمت پیشین گفته شد از جمله شخصیت‌های لرستانی که آثاری درباره ایشان به چاپ رسیده، می‌توان از حضرت آیت‌الله حسين بروجردی، استاد عبدالحسین زرین‌کوب، استاد اسفندیار غضنفری‌امرایی، شهید محمد بروجردی، شهید مهدی زین‌الدین، حضرت آیت‌الله روح‌الله کمالوند، استاد مهرداد اوستا، ميرزا محمدباقر صامت بروجردی، مهدی کاظمی‌طولابی، ایرج کاظمی‌، استاد عبدالمحمد آیتی، آیت‌الله میرزای قمی و علامه بحرالعلوم را نام برد.
در این بخش مجموعه آثار درباره شخصیت حضرت آیت‌الله بروجردی مرجع بزرگ شیعیان فهرست می‌شود و در بخش‌های آینده به سایر آثاری که پیرامون شخصیت‌های لرستانی نگارش یافته است پرداخته خواهد شد:
زندگانی حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی، زعیم عالی‌قدر شیعه و عالم جلیل‌القدر جهان اسلام (1340-1253) به لحاظ جایگاه رفیع و ارزشمندی که دارد همواره مورد توجه پژوهشگران و نویسندگان بوده است.
 درباره این اسوه زعامت و مرجعیت حداقل 22 کتاب تدوین و منتشر شده است و البته مؤلفان این آثار جز یکی دو نفر (مانند محمدحسین علوی‌طباطبایی و محمد لک‌علی‌آبادی) عموماً لرستانی نیستند.
 کتاب‌شناسی آثار منتشر شده در مورد آیت‌الله بروجردی + تصاوير
 در دنباله شرح کامل کتاب‌هایی که پیرامون زندگی و آثار حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی انتشار یافته، می‌آید:
- اسوه مرجعیت: ویژه‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی/ ابراهیم ابراهیم‌پور. قم: دفتر عقل، 1387، 79 ص.
- الزعیم الاکبر/ عباس العبیری، ترجمه: کمال سید. قم: مؤسسه انصاریان، 1373، 157 ص. (این کتاب علاوه بر زبان فارسی و عربی به زبان انگلیسی نیز ترجمه و منتشرشده است)
- الگوی زعامت: زندگی نامه سید الفقها و المجتهدین آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین بروجردی/ محمد لک‌علی‌آبادی. قم: هنارس، 1384.
- الگوی زعامت: سرگذشت‌های ویژه حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی از زبان علما و مراجع/ محمد علی‌آبادی، قم: عصمت، 1378، 256 ص. مصور.
- آیت‌الله بروجردی و اتحاد دنیای اسلام‌/ مسلم تهوری‌/تهران: دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان‌، 1382، 160 ص.
- آیت‌الله بروجردی آیت اخلاص/ عبدالرحیم اباذری، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1383، 1120 ص. (این کتاب به عربی نیز ترجمه و منتشرشده است)
- آیت‌الله بروجردی زعیم بزرگ/ عباس عبیری. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، 1380، 162 ص.
- آیت‌الله بروجردی/ سید علی کاشفی خوانساری. تهران: مدرسه، 1385، 87 ص.
- پیشوای بزرگ آیت‌الله بروجردی/ مصطفی قلی‌زاده‌علیار. قم: قلم‌ نو، 1386، 98 ص.
- پیشوایان تقریب: آیت‌الله العظمی بروجردی و شیخ شلتوت. تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1379. 232 ص.
- چشم و چراغ مرجعیت: مصاحبه‌های ویژه مجله حوزه، با شاگردان آیت‌الله بروجردی‌/ مجتبی احمدی (به اهتمام)، نشر: بوستان کتاب قم، 1388، 492 ص.
- خاطرات زندگانی آیت‌الله العظمی آقای بروجردی/ محمدحسین علوی‌طباطبایی. تهران: اطلاعات، 1341، 207 ص.
- خوب‌تر از آفتاب فلک‌/ عبدالحسین بزرگمهرنیا/ انشارات سامان دانش‌، 1394‌،  608 ص.
ساسان والي‌زاده 
پژوهش:
ساسان والیزاده

پورحيدري: اولين بار به دعوت يكي از بستگان شهيد رحيمي به خرم‌آباد آمدم

"منصور پورحیدری" متولد 6 بهمن 1324 بازیکن و مربی سابق استقلال تهران و همسر فریده شجاعی نایب رئیس سابق فدراسیون فوتبال است.
وی وقتي 17 ساله بود در باشگاه فوتبال دارایی بازی می‌کرد اما سپس به باشگاه تاج (استقلال) رفت و به مدت 9 سال در تیم تاج به عنوان دفاع راست بازی نمود و سال 1349 عنوان قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا را به همراه تیم تاج کسب کرد.
بعد از اتمام دورهٔ بازیگری، "زدراكو رایکوف" (1385-1306) مربی صربستاني وقت تاج که تیم جوانان اين باشگاه را هم در دست داشت، به دلیل پشتکار و پی‌گیری‌های فراوان منصور پورحيدري او را به جوانان برد.
 رایکوف که از سال 48 تا 53 مربی تاج بود، به دلیل خستگی قادر به ادامه کار در تاج نشد و پس از باخت به تیم نفت آبادان در سال 53 کنار گذاشته شد و تیم به علی دانایی‌فرد رسید که وی هم منصور پورحیدری را به عنوان کمک‌مربي برگزید و راه مربي‌گري وي از آن تاريخ آغاز شد.
پورحيدري 26 و 27 فروردين 1389 به عنوان مدير فني تيم شن‌سا اراك به خرم‌آباد آمد تا اين تيم در ليگ دسته اول فوتبال كشور با كوثر لرستان مصاف دهد. هدايت تيم كوثر در آن بازي بر عهده مرحوم "رضا احدي" بود.
پورحيدري از جايگاه ويژه اين بازي را نظاره كرد و نكاتي را يادداشت نمود. آن روز پس از بازي به سراغ وي رفته و گفت‌وگويي كوتاه با او انجام داديم:
 
آقاي پورحيدري اولين بار كي به لرستان آمديد؟
سال 1352 يا 53 به دعوت آقاي عبدلله رحيمي يكي از دوستان كه از بستگان شهيد رحيمي بود به خرم‌آباد آمدم.
 
و اولين حضور ورزشي شما در اين جا؟
هيچ‌وقت براي مسابقه به عنوان بازيكن يا مربي به لرستان نيامده‌ام.
 
پس جريان حضور سال 1385 شما در خرم‌آباد چه بود؟ منظورم زماني است كه مهندس هوشنگ بازوند رئيس هيأت مديره باشگاه افلاك خرم‌آباد بود.
بله بله! من به ايشان ارادت خاصي داشته و دارم چرا كه انساني بزرگ صادق و علاقه‌مند به ورزش هستند. مايل است به هر كجا مي‌رود براي جوانان آن‌جا كاري انجام دهد و اين تيم‌ها نمونه واقعياتي است كه ما شاهد آن هستيم. لذا زماني كه به لرستان منتقل شدند قصد چنين كاري را داشتند و از من هم خواستند كه كار آن تيم را ببنيم. زير باران شديد تمرين تيم را ديدم اما بعد مسأله حضور من منتفي شد.
 
 اكنون (فروردين 1389) نقش مهندس بازوند در باشگاه سن‌سا اراك چيست؟
ايشان جديدا و از اسفند 1388 به عنوان رئيس هيأت مديره باشگاه منصوب شده‌اند. از من تقاضا كردند به اين تيم اضافه شوم و آمده‌ام ببينم مي‌توانم كمكي بكنم يا نه؟ باني باشگاه صنايع اراك مهندس بازوند بود به كمك حاج‌آقا غفاري رئيس هيأت فوتبال استان مركزي.

منصور پورحيدري: اولين بار به دعوت يكي از بستگان شهيد رحيمي به خرم‌آباد آمدم

 اطلاع يافتيم كه ديشب حال ناصر ميرزايي را جويا شده‌ايد.
يكي از دوستان به من گفت كه براي ايشان مشكلي پيش آمده و اما فراموش شده است. ميرزايي كسي است كه براي فوتبال لرستان بسيار زحمت كشيده و حتي تا رده ملي هم بالا رفت.
 
بازي‌هاي وي را در ليگ تخت جمشيد به خاطر داريد؟
بله، بازيكني بود كه فوتبال را خيلي محكم و با تعصب بازي مي‌كرد. چهره منحصر به فرد با آن هيبت موها و ريش‌اش، ابهتش را دو چندان مي‌كرد. اميدوارم مسئولان استان به وضعيت درمان او رسيدگي كنند. (1)
 
بجز ناصر ميرزايي از فوتباليست‌هاي لرستاني چه كساني را به خاطر داريد؟
فوتبال شما كساني مثل [حسن] حسين‌بيگي، [جهان] روزبهاني، [ابراهيم] ميرزاپور و [بيژن] كوشكي را داشته است.

گفت‌وگو و عكس: رضا جايدري
* اين مصاحبه به بهانه فرا رسيدن 6 بهمن سال‌روز ميلاد "منصور پورحيدري" كه اين روزها از نظر جسماني حال و روز خوشي ندارد، در يافته منتشر شد.

 
پي‌نويس:
(1)
متاسفانه مراحل درمان استاد ناصر ميرزايي دير آغاز شد و وي 6 شهريور 1390 به رحمت ايزدي پيوست

فهرست مؤلفانی که درباره شخصیت‌های لرستانی به تألیف اثر پرداخته‌اند + تصوير آثار

برخی از شخصیت‌های لرستانی به لحاظ جایگاه ستوده و رفیع خود در پهنه‌ي فرهنگ و تاریخ ایران‌زمین همواره مورد توجه پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندان قرارگرفته و آثار بسیاری در شرح احوال، معرفی آثار یا جشن‌نامه و سوگ‌نامه ایشان تألیف و انتشار داده‌اند. طرفه آن‌که آن‌چه در ستایش شخصیت‌های لرستانی تألیف یافته به‌طور عمده به قلم غیر‌لرستانی است و معدود نویسندگان لرستانی به تبیین و معرفی مفاخر خود پرداخته‌اند!
از جمله شخصیت‌های لرستانی که آثاری در باره ایشان به چاپ رسیده است می‌توان از حضرت آیت‌الله بروجردی، استاد عبدالحسین زرین‌کوب، استاد اسفندیار غضنفری‌امرایی، شهید محمد بروجردی، شهید مهدی زین‌الدین، آیت‌الله محمدحسن بروجردی، حضرت آیت‌الله روح‌الله کمالوند، استاد مهرداد اوستا، صامت بروجردی، مهدی کاظمی‌طولابی، استاد عبدالمحمد آیتی، آیت‌الله میرزای قمی و علامه بحرالعلوم را نام برد.
اما فهرست آن‌ها که کتابی در شرح احوال یا آثار شخصیت‌های بارز لرستانی تألیف و منتشر ساخته‌اند به این شرح است:
 • محمدرضا ثمری، واعظ زاده خراسانی، عبدالرحیم اباذری، مصطفی قلی زاده علیار، عباس عبیری، علی کاشفی خوانساری، زهرا اخوان‌صداف، محمدحسین علوی طباطبایی، محمدلک علی‌آبادی، ابراهیم ابراهیم‌پور و کمال سید، علی دوانی که همگی درباره آیت له العظمی بروجردی به تألیف و تدوین و ترجمه کتاب پرداخته‌اند.
 • علی پاک، حسین فتاحی، حسین مسجدی، حسین بهزاد، شریف‌علی گل‌مرادی، علی‌اکبری، ابراهیم حسن‌بیگی، نصرت‌الله محمودزاده، عباس رمضانی و بیژن قفقازی‌زاده که همگی در باره شهید محمد بروجردی به تألیف اثر پرداخته‌اند.
 • امیر قنبری درباره زینب بروجردی.
 • سارا آزادی‌مقدم درباره دکتر حمید عیدی.
 • سید محمد سیف‌زاده درباره اسفندیار غضنفری‌امرایی.
 • سعیدی کیاسری، محمدحسین رحمانی، اکرم زین‌العبادی، هر سه درباره مهرداد اوستا و نفر آخر در باره صامت بروجردی نیز.
 • سید رضا مهدی‌نژاد و محمدحسین عرفانی، هر دو درباره حضرت آیت‌الله میرزای قمی
 • حمزه حسنی و علی حسنی، درباره آیت‌الله جزایری
•  حسن جلالی‌عزیان و سید جعفر رفیعی، هر دو درباره علامه بحرالعلوم
 • لعبت درخشان و محمد سرور مولایی، درباره دکتر شهیدی
•  مهری حسینی، احمد یارمحمدی، حسن زارعی‌متین و عبدالرحیم سعیدی‌راد، همگی درباره شهید زین‌الدین
 • محمود اسعدی و حکیمه دسترنجی، هر دو درباره عبدالمحمد آیتی
•  علی‌اصغر محمدخانی، علی دهباشی، محمدجواد حق‌شناس، داود ثمری، محمد نصری و فریده کریمی، ثریا یاوری‌پور، همگی درباره عبدالحسین زرین‌کوب.
 فهرست مؤلفانی که درباره شخصیت‌های لرستانی به تألیف اثر پرداخته‌اند + تصوير آثار
به رغم ارزشمندی همه این آثار هنوز جای خالی جشن‌نامه یا یادنامه برای برای برخی از شخصیت‌های برجسته لرستانی خالی است‌. استاد سید فرید قاسمی‌، زنده‌یاد علی‌محمد ساکی‌، زنده‌یاد محمد‌حسین آریا ،استاد نصرالله کسرائیان‌، بنفشه حجازی و بسیاری دیگر از شخصیت‌های فرهنگی لرستان هستند که باید برای نکوداشت آن‌ها همت نمود.
عبدالرضا شهبازی شاعر و روزنامه نگار لرستانی چنین حرکتی را آغاز کرده و در فصل‌نامه درگاه، تجلیلی از چند شخصیت لرستانی مانند ساسان واليزادهمرتضی جزایری‌، محمد جعفر محمدزاده‌، محمد‌کاظم علی‌پور‌، نسرین جافری‌، علی‌مردان عسگری‌عالم و دیگران را آغاز کرده که جا دارد چنين اقدامات نيكي باید در قالب جشن‌نامه‌های مستقل تکمیل گردد.
فراموش نکنیم پاس‌داشت چهره‌های فرهنگی قبل از هر چیز، تکریم فرهنگ و باعث تقویت جایگاه فرهنگی در سپهر ملی است.
 
 ساسان‌ والي‌زاده

هنرمندان و خوانندگان لرستان 1350

هنرمندان و خوانندگان لرستان 1350
جمعي از هنرمندان لرستان جلوي اداره فرهنگ و هنر (ميراث فرهنگي و ارشاد) سال 1350

برخي حاضرين در عكس: مرحوم رضا سقايي، مرحوم حسين سالم، فيروزي، فروغي، علي‌حسين شمسي

----------------------------------------------------

 

تيم پاس خرم‌آباد در مسابقات زيرگروه كشور 1351
تيم پاس خرم‌آباد مسابقات زيرگروه فوتبال باشگاه‌هاي كشور در تبريز – شهريور 1351
ايستاده از راست: اكبر سلاحورزي، كامران (شيرخدا) زحلي، منوچهر اميدي، سعيد قاضي(همراه)، ميري(همراه)، پرويز جايدري(مربي)، مرحوم ناصر ميرزايي، غلامرضا (بُبُل) سلاحورزي، فضل‌الله ميرزايي، مرحوم عبدالرضا خداميان، موسي فرخ‌نيا، عبدالرضا عطاري
نشسته از راست: رحمان كلكيان، غلام ساكي، حميد (احمد) فاتحي، حسین صناعي، شاهرخ نراقي، محمدباقر محمدي‌سپهوند، غلام‌رضا زيني‌وند، حبيب آروان و محمدجعفر محمدي‌سپهوند

* از اين جمع كلكيان، اميدي، آروان، فاتحي، صناعي و ساكي دورودي و بقيه اهل خرم‌آباد بودند. تيم پاس خرم‌آباد در اين رقابت‌ها پس از غلبه بر تيم‌هاي پاس همدان، پرسپوليس سنندج و پاس اروميه در آخرين بازي برابر تراكتورسازي تبريز با قضاوت ناعادلانه داور مغلوب حريف شد و از صعود به دور بعد باز ماند.
اين رقابت‌ها با شركت 10 تيم برتر مناطق غرب و شمال غربي كشور از 15 تا 28 شهريور 1351 در ورزشگاه باغ‌شمال تبريز برگزار شد.
 
عكس نيمكت ذخيره پاس خرم‌آباد در شهريور 1351
عكس نيمكت ذخيره پاس خرم‌آباد در شهريور 1351
از راست: پرويز جايدري (مربي)، ستوان روشن (سرپرست)، سعيد قاضي، اكبر سلاح‌ورزي، مرحوم عبدالرضا خداميان، كامران زحلي، شاهرخ نراقي، حميد فاتحي و حبيب آروان
عكس از آرشيو مهندس باقر سپهوند

مجموعه عكس‌هاي قديمي خرم‌آباد و لرستان (بروجرد، دورود و ...)

عنوان 
پل دارايي‌زاده خرم‌آباد سال 1361  
دانش‌آموزان و معلمان دبستان ادب نورآباد دلفان 1338  
هنرمندان و خوانندگان لرستان 1350  
13 به در اهالي خرم‌آباد در طاق پل شكسته؛ دهه 1320  
بوته‌های مورد شمال خرم‌آباد 1356  
عكس هوايي پلدختر در سال‌هاي 1335 و 1390  
اولين اتومبيل‌ها در لرستان 1308  
خروش رودخانه خرم‌آباد 1365  
تطبيق عكس هوايي كيو خرم‌آباد در سال‌هاي 1394 و 1354  
دورنماي قلعه فلك‌الافلاك و خرم‌آباد 1318  
شماري از رجال خرم‌آباد 1340  
بمب‌باران بروجرد 1365  
پل باستاني پلدختر در دهه 1320  
   
قلعه فلك‌الافلاك و استخر باغ گلستان 1284  
پل حاجی و قلعه فلک‌الافلاک خرم‌آباد 1354  
تحصن معلمان خرم‌آباد سال 1340  
پل حاجي خرم‌آباد 1372  
منطقه باغ برفي (پل انقلاب) خرم‌آباد در سال 1357  
چشمه درياچه كيو در اواسط دهه 40  
دورنماي كيو و كوي جهادگران از سمت فلك‌الدين 1362  
جمعي از معاريف شهر خرم‌آباد حدود سال 40  
رضاشاه در قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد 1308  
جمعي از رجال خرم‌آباد 1340  
احداث كنارگذر پل انقلاب خرم‌آباد 1371  
خيابان‌هاي وصال و شريعتي خرم‌آباد 1350  
ساختمان‌هاي انتهاي بلوار ولي‌عصر خرم‌آباد 1370  
اداره پست و تلگراف لرستان 1340  
سيل خيابان مطهري خرم‌آباد در زمستان 1372  
محرم سال 1324 خرم‌آباد  
ساختمان شهرباني اليگودرز 1360  
دورنمايي شهر خرم‌آباد دهه 1330  
دو عكس از لرستاني‌ها در دوران دفاع مقدس (دهه 60)  
باغ فلاحت (كشاورزي) خرم‌آباد 1337  
شماري از مسوولان و معتمدان خرم‌آباد 1344  
بيمارستان شهدا عشاير خرم‌آباد 1349  
ايجاد خيابان 24 متري حكيم خرم‌آباد در سال 1350  
قبرستان خضر خرم‌آباد در سال 1352  
پل صفوي (بزرگ) و قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد دوران رضاشاه  
دورنماي ساختمان صدا و سيماي لرستان 1362  
چهارراه فرهنگ خرم‌آباد 1355  
ساخت پل انقلاب خرم‌آباد (حدود سال 1370)  
احداث بلوار بهشت خرم‌آباد 1375  
خيابان شمالي ميدان تختي خرم‌آباد 1353  
پارك شريعتي خرم‌آباد 1346  
ميدان شقايق خرم‌آباد در دهه 70  
قلعه فلك‌الافلاك در دهه 1270 شمسي  
ميدان شهدا خرم‌آباد سال 1350  
افتتاح پل حاجي خرم‌آباد 1334  
رؤساي ايل‌ها و طوايف لرستان در سال 1329  
گورستان پامنار خرم‌آباد در دهه 30  
انقلاب 1357 در خرم‌آباد و اولين شهيد لرستاني  
سراب شَهوا و محله مطهري خرم‌آباد در سال 1330  
حكم انتصاب امام جمعه خرم‌آباد (عصر قاجار)  
حصار قلعه فلك‌الافلاك(عصر قاجار)  
بمباران خرم‌آباد سال 1363  
دورنماي مناره آجري خرم‌آباد دهه 40  
حاكم لرستان؛ سال 1260 (عصر قاجار)  
جمعي از مسوولان خرم‌آباد 1340  
كنسرت رضا سقايي 1348  
پل شكسته خرم‌آباد در دهه 60  
ساختمان ميرملاس خرم‌آباد (محل پيشين شهرداري)  
كادر آموزشي و تعدادي از دانش‌آموزان دبستان شاهپور خر‌م‌آباد در سال 1314  
رهبر معظم انقلاب و نيروهاي لشكر 84 لرستان 1359  
اولين ساختمان بانك‌ملي خرم‌آباد در دهه 1310  
پل تاريخي پل‌دختر در منطقه جايدر لرستان؛ سال 1308  
دانش‌آموزان كلاس ششم دبستان پهلوي خرم‌آباد 28 خرداد 1313  
كارخانه نساجي بروجرد؛ سال 1368  
كارخانه سيمان دورود 1348  
محلات خرم‌آباد، سال 1279  
آغاز ساخت‌ درياچه‌ كيو خرم‌آباد؛ سال 1354  
چهارراه بانك خرم‌آباد 1337  
پل صفوي خرم‌آباد در سال 1279  
بروجرد در سال 1220  
قديمي‌ترين عكس قلعه فلك‌الافلاك  
جمعي از خوانين لرستان در ملاقات با ناصرالدين‌شاه 1271  
گورستان زيدابن‌علي خرم‌آباد سال 1279  
عمارت گلستان خرم‌آباد (عصر قاجار)  
پيرمرد 120 ساله خرم‌آبادي  
تعدادي از تجار و معاريف خرم‌آباد در نوروز 1311  
قلعه فلك‌الافلاك اواخر دهه 30 خورشيدي  
قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سال 1270  

* براي مشاهده هر تصوير روي عنوان آن كليك كنيد