اسامي فوت شده‌هاي خرم‌آباد و لرستان در اسفندماه 1393

عزيزمراد تلي‌كار فرزند شاه‌علي

ولي‌الله اسكندري‌ملايري فرزند نورالله

حجت‌الله قبادي‌پور فرزند فتح‌الله

عباس شفيعي‌فرد فرزند علي‌خان

ملك بيگي‌حيدرآباد فرزند القاص

سيد چراغ حسيني‌فرد فرزند سيد شعيب

طاهره دارايي‌پشم فرزند ملك‌علي

آمنه شمسي فرزند يك‌شنبه

زينب فاضلي فرزند حسن

سيد صفرعلي موسوي فرزند سيد محمدعلي

حسين سبزي‌سرابي فرزند نورحسين

شاه پسند فرجي فرزند ناصرعلي

علي‌رضا قلندري فرزند ابراهيم

محمد سالاري فرزند محمد باقر (شهيد شد)

علي قلي‌پور فرزند عين‌شاه

صغري حسين‌نژاد فرزند علي

حسين كريمي فرزند داودعلي

ايرج سماواتيان فرزند عبدالغفور

فاطمه مايلي فرزند هادي

كرمي بلندي فرزند ميره

سميه دالوند فرزند طهماس

عباس‌علي اميري‌منفرد فرزند عسيي

آزيتا قاسمي كيا فرزند كاكي‌خان

بهرام عباسي فرزند پاپي‌مراد (پدر: حسن عباسي)

مهين زهرايي فرزند عبدل (خواهر: مجيد، قاسم، منصور و رامين)

شهناز الفتی‌خرم‌آبادی فرزند شاشا
محمد ولی‌پوری فرزند دوست‌محمد
شمس علی‌زاده‌گله‌دار فرزند علی‌رحم
حیات‌بانو زارعی فرزند عباس‌
عزیزبگ نصرتی‌الشتر فرزند محمود
شهاب حبیبی فرزند اماس‌قلی
منصور بسطامی فرزند شارضا
محمدمراد دولتشاه فرزند سلطان‌مراد
میران احمدی‌نیا فرزند پاپی
شهربانو کوماس‌جودکی فرزند رحم‌خدا
ماه‌دولت فرضی‌پور فرزند کرم‌الله
حسین بهروج فرزند حسن
تاج پشم فرزند صید عابد
صیدوالی اسد ورمزیار فرزند فرج
عباس‌علی قیاسی‌فر فرزند نادعلی
حشمت‌الله قناعتی فرزند عیسی
گوهر رحمانشاهی‌ذهابی فرزند علی‌عباس
حوا ولی‌نیا پشم فرزند علی‌آقا
حمید خورشیدی فرزند احمد
چنگیز نادری فرزند الماس
نادیا محمدیان‌فیضی فرزند هوشنگ
محمدمراد برخوردار فرزند حیدر
نیم‌طلا داری فرزند پاپی شنبه
محمدمراد محمدعلی
مصطفی نیکویی فرزند جعفر
کریم منصوری فرزند رستم
غلام‌رضا کیانی‌فر فرزند محمد
قمرتاج ستایش فرزند محمدعلی
رستم‌بیگ کریم‌پور کفراج فرزند فرزند هاشم
علی‌مردان محمدی‌سقایی فرزند شارضا
گل‌زاده نامداری‌علم فرزند نامدار
علیداد نظری‌چگنی فرزند صید رحمان (محيط‌بان بازنشسته محیط زیست)
مسعود میرزایی فرزند جواد
شمس امدیش فرزند مروت‌علی
گل‌بانو حسین‌پناه فرزند شمس‌علی
گوهری بیرانوند فرزند پاپی
مهرعلی پوربیرانوند فرزند محب‌علی
حسن شایگانی فرزند علی
پاپی‌رضا محمودی‌فر فرزند خسرو
سکینه اعمادی‌صفاهانی فرزند سلطان‌علی (همسر امان‌الله دالوند)
گل‌شیرین مهرابی فرزند عزیزبگ
امیر مهرابی فرزند هادی‌بگ
صدف بازوند فرزند الماس‌بگ
محمجواد محمدی‌چگنی فرزند بهرام
ابراهیم فلاحت‌پور فرزند علی‌آقا
میرعلی بیرانوندی‌پور فرزند میر حیدر
صدیقه آرامش فرزند حبیب‌الله
مولود سیف فرزند خداکرم
علی سلاحورزی فرزند محمدتقی
عباس بیرانوند فرزند ناصر
فرخ بهرامی فرزند حیدر از طایفه چگنی
گوهر ریاحی‌اسدآبادی فرزند القاص
علی‌میرزا ملکی فرزند موسی
علی‌محمد شکری فرزند حسین
رحیم بیرانوند فرزند حیات
فرخ آقایی فرزند غلام
ماه‌دولت تیموری فرزند لته
سیف‌الله محمدزاده فرزند امان‌الله
صادق صادقی فرزند غفور
یونس زمانی فرزند رضاکرم
زربانو خادمی فرزند حسین
سیدعسگر موسوی فرزند سید ملک
محمدمهدی صارمی فرزند الله‌کرم
فاطمه بهنیا فرزند علی‌اکبر
چمن سیفی‌دلی فرزند فرج
علی‌محمد حسنوند فرزند محمدعلی
خانم عباس‌نژاد فرزند حسین‌علی
کرم‌حسین بارانی‌مقدم فرزند میرحسین
علی‌حیدر قربانی‌کمالوند فرزند امرعلی
محمود ولی‌پور سپهوند فرزند سیف‌الله
حیات‌قلی والی‌زاده‌مرادی فرزند سهراب ازطایفه مراد بیرانوند
علی‌حسن یاراحمدی فرزند علی‌عسگر
زرین‌جان نجاتی فرزند خدارحم
طلا داودی‌فر فرزند فتح‌عالی
دلبر پنهانی فرزند عرب‌بیگ
معصومه ملکشاهیان فرزند جمعه
خیرالله میرزایی فرزند جمال‌الدین
خدارحم رحم‌خداپور فرزند نصرالله
علی‌شاه نعمتی‌دارامروت فرزند علی‌عسگر
خاتون عالی‌نژاد فرزند میرزاخان
تاج‌دولت بارانی‌بیرانوند فرزند جیور
حسین‌علی زینی‌وندیان فرزند احمد
حق‌علی محمدی فرزند علی‌احمد
محمدجعفر کوچکیان فرزند درویش‌جعفر
ماه‌پرور مروتی فرزند کردی
حسین سگوند فرزند پاپی‌علی
حسين علي‌پناهي فرزند علی از طايفه گله‌دار (پدر: ناصر، مجيد، بهزاد و ابراهيم)- بازنشسته پست

كامران ملكي فرزند خيرالله

سلطان ويسكرمي فرزند علی‌کرم (مادر: شيرمحمد و علي‌محمد سرافراز) – قبرستان روستاي سبزوار

احمدعلي ماسوريان فرزند شيرخدا – بازنشسته مسكن و شهرسازي

جافر تيموريان فرزند شکرخدا – قبرستان رباط

معصومه حقاني فرزند حسين (همسر عزت‌الله دالوند)

باباخان ولي‌پور – قبرستان روستاي دارايي

فروزان دارايي‌شكرآباد فرزند شيخ‌مراد

محمدعلي بيرانوند فرزند بلفات

غلام‌حسين گودرزي فرزند محمدرضا

صديقه بختياري فرزند غلام‌حسين

ذبيح‌الله پناهنده فرزند علي

فيروز بازگير فرزند جعفر

موسي‌رضا بيرانوند فرزند مهدي

پاپي چنگايي فرزند پناري‌خان

كامران ملكي فرزند خيرالله

زينب يوسفي‌مهدي فرزند صيدعباس

مازيار دريك فرزند افشين

فرود چراغي فرزند صيدعلي

گوهرخانم ابراهيميان‌صحنه فرزند مرادعلي

گل‌سرخ خرندي فرزند صفرعلي

محسن طهماسبيان فرزند طهماسب

وجيه‌الله اكرمي‌حسين‌آباد فرزند مصطفي

احترام خردي فرزند رحمان‌علي

آقازاده بهاروندي فرزند عزيز

سعيد ملكشاهي فرزند علمدار

زينب بيرانوند فرزند قربان

اكرم ابراهيمي‌خرم‌آبادي فرزند طاهر

سكينه ذبيح‌زاده فرزند مهدي

نازار بازگير فرزند همت

شاهي‌طلا پاپي فرزند علي نقي

رضا قلي‌زاده‌ريمله فرزند شهنشاهي

طيار ميربگ فرزند حواس‌بگ

فاطمه ويس‌كرمي فرزند چنگيز

عيسي علي‌پناهي فرزند علي‌پناه

حشمت‌الله بهادري (طولابي) فرزند محمدخان و برادر مرحوم مهرعلي‌خان طولابي

فيتيله مايه‌ي افتخار لرستان است/ آزمون قدرشناسي مسوولان استان

لرستان سرزميني است با فرهنگ و تمدن غني كه سكنه‌ي كنوني آن داراي گويش‌‌ها و لهجه‌هاي متنوع هستند.

زبان‌ها و گويش‌هايي از قبيل بختياري، لري(خرم‌‌‌آبادي، بالاگريوه، بروجردي و ...)، لكي(الشتري، كوهدشتي و ...) كه از ديد اكثريت مردم داخل و يا خارج استان به طور كلي به زبان لري و قوم لر شناخته مي‌شوند.

هر فردي در استان با هر زبان و لهجه‌اي و با هر فرهنگ، آداب و رسومي با داشتن پيشينه‌ي تاريخي غني اين منطقه و تنوع فرهنگي در كنار زيبايي‌ها و موهبت‌هاي خدادادي طبيعت اين ديار، بايد به لرستاني بودنش افتخار كند و در هر مقام و جايگاهي كه قرار دارد سعي نمايد فرهنگ، آداب و رسوم سرزمينش را به نحو احسن به ديگران معرفي كند.

اين اداي دين فرهنگي براي افرادي كه خارج استان زندگي مي‌كنند و فرقي نمي‌كند متولد چه شهر يا روستايي هستند يا چه لهجه و زباني دارند و به طور كلي به‌ عنوان نماينده‌ي لرستاني‌ها شناخته مي‌شوند بسيار حساس و مهم‌تر است.

بوده و هستند لرستاني‌هايي كه در جايگاه‌هاي مختلف فرهنگي، هنري، ورزشي و... نقاط مختلف كشور حضور دارند و چهره‌هاي شناخته شده‌اي هستند اما در مصاحبه‌هاي رسانه‌اي و مطبوعاتي متاسفانه و به دلايل مختلف، لرستاني بودن خود را كتمان يا انكار كرده و مي‌كنند.

در مقابل، افراد با فرهنگ و اصيل هم هستند كه نه تنها به لرستاني بودن خود افتخار كرده بلكه در هر شغل، مقام و منصبي علي فروتن عمو فيتيلهكه هستند براي شناساندن فرهنگ غني و اصيل لرستاني به ساير مردم كشورمان از هيچ تلاشي كوتاهي نكرده‌اند.

آقاي علي فروتن معروف به "عموي فيتيله‌اي" هنرمند موفق لرستاني كه متولد 1346 در بروجرد است، سال‌هاست در عرصه‌ي هنر و نمايش‌هاي تلويزيوني فعال بوده و همواره چهره‌ي موفق و محبوبي در اين عرصه از خود نشان داده است. او نه تنها با تلاش‌هاي بسيارش در اين زمينه توانسته جايگاه مورد پسندي براي خود و برنامه‌اش ايجاد كند، بلكه در اين سال‌ها به‌ خصوص در برنامه‌ي فيتيله سعي نموده كه فرهنگ، زبان، آداب و رسوم شهر و استانش را نيز به خوبي از طريق رسانه‌ي ملي به همگان معرفي كرده و دين خود را در اين زمينه با تمام وجود ادا كند.

استفاده از لهجه‌ي شيرين لري بروجردي در اكثر نمايش‌ها توسط علي فروتن و حتي بقيه‌‌ي اعضاي اين گروه (اگر چه لرتبار يا لرزبان نيستند) و بهره‌گيري از آهنگ‌‌ها و ملودي‌هاي اصيل لري در اجراي آوازهاي گروهي، در حالي‌ كه تنظيم مجدد اين ملودي‌ها و ساخت و گذاشتن ترانه‌هاي جديد روي آن‌ها كاري بسيار دشوار و زمان‌بر است، از جمله اقدامات ارزنده‌ي اين هنرمند هم‌استاني‌ ما است.

همه‌ي ما مي‌دانيم كه آقاي فروتن نيز مي‌توانست به سادگي و بدون چنين زحماتي به كار نمايشي معمولي خود بپردازد و فيتيلهمانند خيلي‌هاي ديگر در كارش موفق هم باشد، اما اين هنرمند محبوب و با اخلاق، همه‌ي اين تلاش‌ها را در كنار كار سختش انجام مي‌دهد تا نماينده‌ي شايسته‌اي براي استان لرستان و شهر بروجرد باشد.

براي مثال فروتن وقتي با لهجه‌ي شيرين لري بروجردي موسيقي‌هاي زيبا و اصيل لرستان را در قالب ترانه‌ي معروف و زيباي "بارو بارو" براي كودكان ايران‌زمين مي‌خواند، خوب مي‌داند كه در حال انتشار فرهنگ و موسيقي غني لرستان از راه آنتن سراسري است، لذا جا دارد كه مسوولان فرهنگي و هنري استان لرستان و شهر بروجرد به خصوص فرهنگ و ارشاد اسلامي، كانون پرورش فكري هنري، انجمن هنرهاي نمايشي و ... از اين هنرمند شريف و توانمند لرستاني كه از ظرفيت‌هاي شغلي خود جهت معرفي فرهنگ لرستان به خوبي استفاده مي‌كند، به صورت ويژه تشكر و قدرداني به عمل آورده و در اين زمينه فرهنگ‌سازي كنند.

همچنين به جاست از وجود اين هنرمند هم‌استاني در برنامه‌هاي شبكه افلاك براي كودكان استان‌مان نيز استفاده شود.

ما بايد نشان دهيم قدرشناس هستيم و اين كه مسووليتي را بپذيريم اما بلد نباشيم در رداي آن مسووليت، از اهل هنر، فرهنگ، ورزش، مذهب، سياست و ... ديارمان تقدير و تشکر کنيم، بسيار ناخوشايند است كه متأسفانه اكثر مسوولان ديارمان این مهم را به فراموشي سپرده‌اند در حالي كه بايد چنین مسایلی را در راس تمام برنامه‌هاي خود قرار دهند تا الگوسازي مناسبي در اين زمينه رضا جايدريصورت پذیرد.

پس منتظر مي‌مانيم تا ببينيم در اين آزمون، فيتيله‌ي عمو فيتيله توسط مسوولان لرستان بالاتر كشيده مي‌شود يا در صورت تداوم بي‌توجهي به اين موضوع، باعث دلسردي فروتن و امثال وي شده و فيتيله‌ي او به خاموشي مي‌گرايد!

رضا جايدري
اسفنده 1393

پايگاه خبري يافته/ خرم‌آباد

چکاره‌ي مملکتی؟!/ برخي مسوولان ادارات لرستان فراموش كرده‌اند نوكر و غلام مردم هستند

هنگام مراجعه شماري از هم‌استاني‌ها به برخي از ادارات يا شركت‌ها و نهادهاي خدماتي، بارها ديده‌ايم يا شنيده‌ايم وقتي برخي از مراجعه کنندگان در پی احقاق حق خود بوده‌ و از امروز برو فردا بیاي رؤسا و كارمندان خسته شده‌اند و لذا با اصرار بخواهند مشکل‌شان را حل كنند، از زبان مسوولین آن اداره می‌شنوند که: «اصلاً جناب‌عالی چکاره مملکتی؟! خودت با زبان خوش برو بیرون تا ندادم بیاندازنت بیرون!»
جل‌الخالق! در نظام اسلامي ما كه مديران بايد افرادي متعهد، صبور و كار راه‌انداز مردم باشند، برخي از آن‌ها شرايطي را به وجود آورده‌اند كه حتماً باید کاره‌اي در اين مملکتی باشی تا در ادارات کارت پیش برود! 
در این‌گونه موارد هیچ‌گاه به این که ارباب رجوع، همشهری و یا هموطن‌مان است و به عنوان یک شهروند باید احترامش نگه داشته شود نگریسته نمی‌شود و چنان كبر و غروري چنين مسوولاني را فرا گرفته كه نعوذبالله گاهي هيچ كس را به آدم حساب نمي‌كنند! غافل از اين كه برخي از اين همين‌ها خودشان تا ديروز جزو شهروندان و مردم عادي بوده‌اند و طعم سختي و فقر را چشيده و يا هنگام مراجعه به اداره‌اي، لابد به ياد دارند كه اگر كارشان انجام نشده، چقدر ناراحت شده‌اند و نااميدانه از آن‌جا بيرون رفته‌اند!
این که فرهنگ مطالبه‌گري به خصوص در استان ما هنوز جا نيفتاده و مردم گاهي با افراط در مسائلي نظير طايفه‌گري و جناح‌بازي، خودشان در انتخاب و انتصاب چنين افرادي مقصر اصلي هستند درست، اما نبايد فراموش كرد كه معني و مفهوم اصلي پست و مقام گرفتن، يعني قبول كردن "نوكري و غلامي" مردم، نه فخر فروختن و برخورد تند كردن با آن‌ها!
حتماً شنيده‌ايد كه گاهي كارمندان قديمي مي‌گويند: «من نوكر دولت هستم». آن زمان "كارمند دولت" را "نوكر" مي‌گفتند. اين ضرب‌المثل از دوره‌ي قاجار تا چند دهه پيش براي كساني كه مواجب‌بگير دولت بودند به كار مي‌رفت و قاعده و اصول آن نيز بر اين بود كه بايد نوكري مردم را از طرف دولت انجام دهي تا حقوق و مواجب تو پرداخت شود.
وقتي ظرف يك ماه اخير چند برخورد ناشايست از سوي عده‌اي به اصطلاح مسوول را با شماري از هم‌استاني‌هاي شريف‌‌مان ديديم، بسيار متأسف شديم و حتي اين موضوع را به استاندار محترم لرستان اطلاع داده و از ايشان تقاضا نموديم افرادي را به برخي مسوولان ادارات فراموش كرده‌اند نوكر و غلام مردم هستندصورت نامحسوس مسوول بررسي برخورد شماري از اين مسوول‌نماها هنگام مراجعه مردم به ادارات نمايند، تا حقيقت مطلب دست‌شان آيد.
به همين دليل دست به قلم برديم تا به مردم عزيز اطلاع دهيم:
اين مديران و معاونان و .... نوكر و غلام من و شما هستند، پس اگر خواسته غيرقانوني و ناموجهي نداريد، به جاي عجز و التماس در مقابل برخي از اين‌ها كه با التماس به برخي نمايندگان مجلس و غيره پست و مقام را با هزار زور و تمنا به دست آورده‌اند، هم‌چون ارباب و رئيس‌شان رفتار كنيد چرا كه در حقيقت شما ولي‌نعمت اين‌ها هستيد و اگر شما مردم نباشيد، اين‌ها مي‌خواهند چگونه نان بخورند و حقوق بگيرند؟!
از طرفي، هر گاه خواسته‌اي مشروع و قانوني داريد و كساني تحت عنوان مدير، معاون يا مسوول فلان بخش اداره‌اي، با شما برخورد بدي مي‌كنند، از حق خود نگذريد و با مراجعه به بازرسي اين نهاد، سازمان بازرسي استان؛ بازرسي استانداري لرستان و دستگاه قضايي و ... حتماً شكايت خود را از اين قبيل افراد مطرح كنيد تا فكر نكنند مديريت، فقط راه ندادن مردم به اتاق خود، داشتن چهره‌اي عبوس و گفتن جمله‌ي «امروز برو، فردا بيا» است!
هر كس مسووليتي و منصبي گرفت، هر جا، هر ساعت و هر لحظه بايد پاسخ‌گوي مردم باشد و اگر نمي‌تواند، لطفاً منصب قبول نكند چون در غير اين صورت مشخص است اين پيراهن به تن او گشاد است و از راهي ناصواب به آن دست يافته است!
پس هر كس به شما گفت: «اصلاً تو چکاره‌ي مملکتی که نظر می‌دهی؟!»، اگر حق با شماست، جلوي جمع به وي تفهيم كنيد كه شماي مراجعه‌كننده رئيس و ولي‌نعمت او هستيد و اين قبيل افراد فقط واژه‌ي مدير و معاون و ... را به عنوان غلام و نوكر من و شما يدك مي‌كشند كه پس از مدتي هم بايد آن را به نفر بعدي تحويل دهند؛ درست مثل زماني كه قبلي‌ها منصب را به اين‌ها سپردند و پس از دوران كوتاه مسووليت، اين شخص مي‌ماند و مردمي كه دوباره بايد برود و بين آن‌ها زندگي كند! آن موقع است كه همه به خاطر مي‌آورند كه چطور آدمي بوده است، زيرآب‌زن، حسود، مغرض، بد اخم، جواب كسي را نده، كار راه ننداز و يا برعكس؛ مردمي، خوش‌رو، توانمند و ... كه در اين صورت همچون جاويدنام مرحوم "علي‌محمد ساكي" شهردار فقيد خرم‌آباد يا  زنده‌ياد "محمد‌علي احتشامي" شهردار فقيد بروجرد، به تاريخ خواهند پيوست و جاودانه مي‌شوند.
 
فرهاد داودوندي و رضا جايدري
پايگاه خبري يافته

معرفت شاغلام نشان داد دود از كنده برمي‌خيزد!

بيش از يك دهه است در عرصه‌هاي مختلف ورزش استان لرستان به كار اطلاع‌رساني مشغولم.

از خبرنگاري ورزشي براي نشريات شروع كردم و بعدها خودم صاحب امتياز و مدير مسوول اولين نشريه‌ي تخصصي استان لرستان در حوزه‌ي ورزش استان شدم (لرستان ورزشي با تاريخ مجوز 26 اسفند 1387).

بيش از دو سالي هم هست كه صاحب امتياز و مدير مسوول يك پايگاه خبري رسمي كه بيش‌تر در زمينه‌هاي ورزشي، فرهنگي و هنري فعال است مشغول قلم‌زني هستم و از سال 1382 به صورت مقطعي گزارشگر، مجري، نويسنده و ‌تهیه‌كننده‌ي برنامه‌هاي ورزشي شبكه استاني لرستان (افلاك) هم بوده‌ام.

ظرف اين مدت، بارها و بارها خبر، مقاله، مصاحبه، يادداشت، گزارش، عكس و ... از زير و بم ورزش لرستان منتشر و پخش كرده‌ام كه اگر بخواهي حساب كني، شمار آنان بايد افزون بر 10 هزار مورد شود.

اما يك چيز را ظرف اين همه سال درون خود نگه داشتم و آن اين كه منتظر بمانم ببينم اين كه مي‌گويند «پهلوان زنده را عشق است»، آیا در مورد خبرنگاران ورزشي لرستان نيز صادق است يا فقط پيشكسوتان ورزش هستند كه در اين مورد گلايه دارند؟!

واضح‌تر بگويم: سال‌ها بدون توقع و چشم‌داشت، هر كس از جماعت ورزشكاران، داوران، مربيان، مديران و ... گله‌اي داشت، نوشتيم و منعكس كرديم(من و بقيه خبرنگاران ورزشي) و خون دل‌ها خورديم و تعصب‌ها از تيم‌ها و ورزشكاران ديارمان كشيديم و گاه در اين راه سلامتي خود را به حراج گذاشتيم، بلكه اول خدا و بعد بندگان خدا از ما راضي باشند و قدمي مثبت براي ديارمان و مردمش برداشته باشيم. اين كه تا چه حد در اين زمينه موفق بوديم را ديگران بايد قضاوت كنند اما مي‌خواهم يك نكته عرض كنم: كسي چون من به كرات تصوير و نامش زير مصاحبه‌هاي ورزشي، مقالات، خبرها، تصاوير ورزشي و ... منتشر شده در سايت‌ها و مطبوعات استان ثبت شد و همچنين بيش از 10 سال مجري، گزارشگر، تهيه‌كننده، كارشناس، نويسنده و ... برنامه‌هاي ورزشي بوده و چهره، صدا و نامم نيز شايد بيش از حد از تلويزيون يا راديوي استان و حتي در برنامه پربيننده‌ي 90 منعكس شده كه بخواهم در اين زمينه كمبودي داشته باشم، اما يك نكته طي اين سال‌ها باعث تأسف و تعجب من بود و آن اين كه هر گاه در يك برنامه‌ي تلويزيوني يا تنظيم يك مصاحبه براي يك نشريه با كسي مصاحبه مي‌كردم، در پايان، نگاهي به چهره‌ي خودم مي‌انداخت و آخرش مي‌گفت: جا دارد از شخص شما هم تشكر كنم!

حقيقت اين است از اين موضوع چندان خوشم نمي‌آمد چرا كه مي‌ديديم اين قبيل افراد، بسياري از دوستان و همكاران خبرنگار ورزشي مرا كه براي آن‌ها زحمات زیادی كشيده‌اند، در آن لحظه از ياد برده‌اند و فقط حرمت‌ من را به خاطر حضورم جلوي آن‌ها در آن لحظه نگه مي‌دارند و براي رعايت احترامي صوري، نامي از من يا كس ديگري كه در آن لحظه با آن‌ها مصاحبه مي‌كند را بر زبان جاري مي‌كنند و از ذكر نام بقيه‌ي اهالي رسانه كه حق بزرگي بر گردن آن‌ها دارند و بارها قبل از آن به ايشان خدمت كرده‌اند، چشم‌پوشي مي‌نمايند!

غلام زيني‌وند - يافتهاما در برنامه‌ي پنج‌شنبه‌شب "نگاهي به ورزش استان" كه آقاي "غلام زيني‌وند" مربي بااخلاق و جوانمرد لرستاني مهمان برنامه بود، اين طوق شكست! زماني كه مجري برنامه (آقاي محمد اساره) از وي خواست سخن پاياني خود را بيان كند، عمو غلام نگاهي به كاغذهاي جلويش انداخت تا نكند چيز مهمي را كه سال‌ها بود كسي بر زبان نياورده، او از ياد ببرد و بيان نكند، به همين دليل سخنانش را با ذكر نام چند نفر از خبرنگاران ورزشي استان به پايان برد كه هيچ‌كدام در آن برنامه و جلوي چشمش حضور نداشتند.

شنيدن نام مني كه خودم بيش از 400 بار در شبكه افلاك مجري و گزارشگر برنامه‌ها بودم، اما در برنامه‌ي آن شب حضور نداشتم، از زبان آقاي غلام زيني‌وند، خستگي 11 سال كار طاقت‌فرساي خبرنگاري را از تنم بيرون كرد تا به اين باور برسم: هنوز هستند كساني كه شعور و معرفت‌شان بيش از اين حد است تا هر وقت كاري داشته باشند يا منافع‌شان ايجاب كند به سراغ ما خبرنگاران نيايند و به هنگام خوشي نيز ياد ما باشند. البته اين روزها امثال عمو غلام به ندرت يافت مي‌شوند كه دورادور ياد رنج‌هاي ما خبرنگاران ورزشي در روزهاي سرد و گرم پيشين ورزشگاه‌هاي شهر و استان‌مان باشند و نامي هم از ما ببرند بدون اين كه مدت‌ها باشد همديگر را ديده يا از احوال هم خبري كسب كرده باشيم! به قول صائب تبريزي:

دوردستان را به احسان ياد كردن همت است ور نه هر نخلي، به پاي خود ثمر مي‌افكند

آري! عمو غلام ثابت كرد كه هنوز «دود از كنده بر مي‌خيزد» و اين قديمي‌ها هستند كه درس اخلاق و جوانمردي را به ما مي‌آموزند نه آن ورزشكاران پرمدعايي كه هنوز «غوره نشده، مويز گشته‌اند» و با چند بار دعوت به اردوي تيم ملي و يا حتي غلام زيني‌وندكسب مدال‌هاي آسيايي و جهاني كه با گذاشتن پاي‌شان بر روي دوش ما خبرنگاران ورزشي از اين پلكان بالا رفته‌اند و به جايي رسيده‌اند(البته اگر سهم عمده‌اي در موفقيت آن‌ها نداشته باشيم، سهم كمي هم در حمايت از آن‌ها نداشته‌ايم)، اينك ما را به فراموشي مي‌سپارند و هر جا مصاحبه‌اي با آن‌ها مي‌شود، موفقيت خود را فقط نتيجه‌‌ي لطف مربيان و پدر و مادرشان ذكر مي‌كنند!

ببخشيد كه سرتان را درد آوردم اما اين موضوع، مدت‌ها بود كه مرا آزار مي‌داد و حرفي بود كه روي دلم مانده بود كه چرا اين جماعت فقط زماني از خبرنگاري نام مي‌برند كه جلوي چشم آن‌هاست و از خبرنگارني كه در گذشته براي آن‌ها تلاش‌ها كرده‌اند، يادي نمي‌كنند؟!

شايد هم ما پرتوقع هستيم و حق با آن‌ها باشد! اي بسا خبرنگاران ورزشي غايب از نظر، ارزش تقدير و تشكري نداشته باشند، اما هر چه باشد، «كوه به كوه نرسد، آدم به آدم خواهد رسيد» و روزي كه دوباره ميكروفون يا قلمي دست امثال بهرام سلاح‌ورزی، حمید لشنی، عظيم شكوري، فرهاد داودوندي، محمود داودي‌نژاد، سيد احمد موسوي، رضا طولابي، مهران مريدي، يعقوب دالوند، وحید کاظمی، صياد درگاه‌پور، ابراهيم شريفي، ميلاد فاضلي، رضا جايدري يا ... باشد و در آن روز اين افراد تلاش ‌كنند تا رو در روي ما قرار گيرند بلكه با پا نهادن روي دوش ما رضا جايدريصداي‌شان را به مسوولان برسانند يا خود را مطرح كنند، اين ما هستيم كه بايد مراقب باشيم، سودجويان و نااهلان از ما استفاده‌ي ابزاري يا زرنگ‌مآبانه نكنند! همان‌ها كه موقع فرا رسيدن تقدير و تشكر، چشم‌شان فقط نوك دماغ‌شان را مي‌بيند و ديگر چيزي از گذشته‌ي ورزشي خود به خصوص در مورد خبرنگاران ورزشي به خاطر نمي‌آورند!

رضا جايدري

غره اسفند 93/ خرم‌آباد