خاطراتي از خرم‌آباد قديم/ به قلم: ايرج كاظمي (بخش دوم)

بيش از نیم‌قرن ﭘﯿﺶ در عرصه‌ی ورﺯش خرم‌آباد ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﮐﺎر ﺑﯿﺸ‌ﺘﺮ در ﮔﺮو فعالیت‌هایی ﺑﻮد ﮐﻪ در ﺗﻨﻬﺎ دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﺷﻬﺮ ﯾﻌﻨﯽ دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﭘﻬﻠﻮی ﺳﺎﺑﻖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم می‌رسید و ورﺯﺷﻜﺎرﺍن رشته‌های مختلف ﺯﻣﺎﻧﯽ ﭼﻬﺮه و مطرح می‌شدند ﮐﻪ در ﮐﻨﺎر درس ﺑﻪ ورﺯش مورد علاقه‌ی ﺧﻮد ﻣﯽﭘﺮدﺍﺧﺘﻨﺪ. ﺗﻌﺪﺍدی ﺍز ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ و ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻧﻈﺎﻣﯽ و ﺍﻓﺴﺮﺍن وﻇﯿﻔﻪ ﮐﻪ ﻣﺤﻞ ﺧﺪﻣﺘﺸﺎن ﺧﺮم‌آباد ﺗﻌﯿﻦ می‌شد،

در ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ورﺯﺷﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﻚ ﺑﺎر آن ﻫﻢ ﭼﻬﺎرم آﺑﺎن روﺯ ﺗﻮﻟﺪ ﻣﺤﻤﺪرﺿﺎ ﭘﻬﻠﻮی ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﯽ‌رﺳﯿﺪ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ. ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎل ﺍول دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﭘﻬﻠﻮی ﺳﺎﺑﻖ درس مي‌خواندم، ﺍﮐﺜﺮ ﺍوﻗﺎت ﯾﻌﻨﯽ ﻏﺮوب ﮐﻪ ﮐﻼس‌ها ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯽ‌ﺷﺪ، در ﺯﻣﯿﻦ ﻓﻮﺗﺒﺎل ﺟﻨﺐ دﺑﯿﺮﺳﺘﺎن ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎی ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﻜﻨﺎن ﻓﻮﺗﺒﺎل ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﮐﻪ ﺗﯿم كُلُني (منتخب) ﻧﺎﻣﯿﺪه ﻣﯽ‌ﺷﺪ ﻣﯽﻧﺸﺴﺘﯿﻢ و ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍ ﺗﺎرﯾﻚ ﻣﯽ‌ﺷﺪ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﺑﺎﺯی آن‌ها ﺑﻮدم.

آن ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﺗﺎﮐﺘﯿﻚ و ﺗﻜﻨﯿﻚ در ﺑﺎﺯی ﺧﺒﺮی ﻧﺒﻮد! ﻗﺪرت ﯾﻚ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯽ‌ﺷﺪ در ﺷﻮ‌تﻫﺎی ﻣﺤﻜﻢ و ﺳﺮﮐﺶ، ﮔﺎه ﺯﯾﺮ ﺗﻮپ ﺯدن، دﻓﻊ ﺗﻮپ ﺑﺎ ﺳﺮ، ﻣﻌﺪود دریبل زدن و استفاده از نیروی‌های بدنی.

ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎد دﺍرم آن ﻣﻮﻗﻊ ﻣﺮﺑﯽ و دﺍور وﺟﻮد ﻧﺪﺍﺷﺖ. "ﻋﺒﺪﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻓﻄﺮس" دﺑﯿﺮ و ﻣﺮﺑﯽ ورﺯش ﻣﺪﺍرس ﺧﺮم‌آﺑﺎد ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮﺍﻗﻊ دﺍور ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ﻣﯽ‌ﺷﺪ و ﺑﺎ ﺳﻮﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺮدن دﺍﺷﺖ، روی ﺧﻄﺎﻫﺎ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺑﻮد، آن ﻫﻢ ﺧﻄﺎﻫﺎی ﻓﺎﺣﺶ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ آن آﮔﺎه ﺑﻮدﻧﺪ و اطلاعات ﺍو ﻫﻢ از مقررات و قوانين بازي تقريباً در ﺣد دﯾﮕﺮﺍن ﺑﻮد و ﺷﺎﯾﺪ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸ‌ﺘﺮی از ديگران ﻧﻤﯽدﺍﻧﺴﺖ! ﻓﻄﺮس ﺳﺎ‌لﻫﺎ دﺑﯿﺮ ورﺯش دﺑﯿﺮﺳﺘﺎنﻫﺎی ﺧﺮم‌آﺑﺎد ﺑﻮد. (1)

ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖﻫﺎی ﻣﻄﺮح در آن ﺯﻣﺎن

ﻏﻼ‌مﺣﺴﯿﻦ ﺑﺮﻧﺠﯽ، ﺟﻤﺸﯿﺪ ﺟﺒﺎری، ﻣﺴﻌﻮد و ﺳﯿﺮوس ﺷﺠﺎﻉ، ﻧﺎﺻﺮ ﺻﻮرﺍﺳﺮﺍﻓﯿﻞ، رﺳﺎﯾﯽ (ﺷﻤﺎﻋﯽ)، ﻏﻼم ﺗﺮﺍﺑﯽ، ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺟﺒﺎری، ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﻦ (ﻣﻌﺮوف ﺑﻪ ﻣﻜﻪ) ﻃﻮﻻﺑﯽ، ﭘﺮوﯾﺰ ﺟﺎﯾﺪری، ﻋﺰت‌ﺍلله ﺯﯾﻮدﺍر ﻋﺎدﻟﯽ، ﻋﺒﺪﺍلله ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﭼﻨﺪ ﺗﻦ دﯾﮕﺮ در ﻓﻮﺗﺒﺎل خرم‌آباد ﻣﻄﺮح ﺑﻮدﻧﺪ.

در ﺍﯾﻦ وﺍدی، يك ﻫﻢﮐﻼﺳﯽ دﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻧﺎم "ﻋﺒﺎس ﺻﻤﺪی" ﮐﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺳﻦ ﮐﻢ، آن ﻣﻮﻗﻊ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖﻫﺎی ﺧرم‌آﺑﺎد ﺑﻮد. دريبل‌‌ﻫﺎی ﺳﺮ ﭘﺎ، ﺷﻮ‌تﻫﺎی ﺳﺮﮐﺶ و دوﻧﺪگی ﺑﯽ‌ﺍﻣﺎن وی ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍی ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻋﻀﻮ ﺗﯿﻢ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﺷﺪ.

ارديبهشت سال ‌34 يك مسابقه فوتبال بین تیم‌های کرمانشاه و خرم‌آباد انجام شد. با آمدن تیم ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎه ﺑﻪ ﺧﺮ‌م‌آﺑﺎد ﻣﺎ ﺑﺮﺍی نخستین ﺑﺎر ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎل ﻗﻮﺍﻋﺪ و ﺿﻮﺍﺑﻂ ﺧﺎﺻﯽ دﺍرد! ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖﻫﺎی ﻣﻄﺮﺣﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﻣﺮﺣﻮم ﻣﺤﻤﺪ رﻧﺠﺒﺮ ﮐﻪ ﺑﻌﺪها ﮐﺎﭘﯿﺘﺎن، ﻣﺮﺑﯽ و دهه 70 نيز ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺗﯿﻢ ﻣﻠﯽ فوتبال ﺷﺪ، حسين ﻣﻜﯽ، منوچهر كيهور، احمد دارابي، مسعود گلزاري، يوبرت يونانو، ﺳﺎرﮔﻦ بيت‌كرم، سان‌خريف بيت‌كرم (بازيكنان ارمني) و ﭼﻨﺪ ﺗﻦ دﯾﮕﺮ در ﺗﯿﻢ ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻫﺎن ﻋﻀﻮﯾﺖ دﺍﺷﺘﻨﺪ.

خوب به یاد دارم که قرار شد 2 روز ما و دانش‌آموزان کلاس‌های دیگر مدرسه را به میدان خاکی فوتبال منوچهرآباد ببرند تا ﻋﻠﻒﻫﺎ و ﺳﻨﮓ‌رﯾﺰ‌هﻫﺎ رﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﯿﻢ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎر ﻫﻢ ﺷﺪ و ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻧﺴﺒﯽ آﻣﺎد‌ه‌ی ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺯﻣﯿﻦ ﻓﻮﺗﺒﺎل خرم‌آباد ﭘﺴﺘﯽ و ﺑﻠﻨﺪیﻫﺎی ﺯﯾﺎدی دﺍﺷﺖ و ﺑﺎﺯی در آن ﻣﺸﻜﻞ ﺑﻮد. ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻨﻬﺎ آن زمان ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻤﻦ در ﺍﯾﺮﺍن ﻣﺨﺘﺺ ﺍﻣﺠﺪﯾﻪ (ﺷﻬﯿﺪ ﺷﯿﺮودی) ﺗﻬﺮﺍن ﺑﻮد و سایر زمین‌ها حتا در آبادان که آن روزگار مهد فوتبال كشور بود، خاکی بودند.

مسابقه فوتبال خرم‌آباد و کرمانشاه با نتیجه 1-1 خاتمه یافت. بلیط‌فروشی ﻫﻢ در ﮐﺎر ﻧﺒﻮد. ﻓﻘﻂ ﺗﻌﺪﺍدی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺑﺮﺍی رؤﺳﺎی ﺍدﺍرﺍت، فرماندهان لشكر ارتش و ﻣﻌﺎرﯾﻒ ﺷﻬﺮ در ﻗﺴﻤﺖ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺯﻣﯿﻦ، ﺟﻨﺐ ﺑﺎغ ﮐﺸﺎورﺯی (ﻓﻼﺣﺖ) ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ.

من توانستم به کمک پدرم که آن موقع معاون فرمانداری و جزو مدعوین بود در جای مناسبی این ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ رﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ. گُلي ﮐﻪ ﺗﯿﻢ ﺧﺮم‌آﺑﺎد ﺯد در ﯾﻚ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺧﺎص ﺑﻪ وﺳﯿله‌ي ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺟﺒﺎری، ﺑﺎ ﮐﻤﻚ ﺑﺎد و ﮔﺮد و ﺧﺎﮐﯽ ﮐﻪ در ﯾﻚ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪ، وارد دروازه‌ي تیم قدرتمند کرمانشاه شد و شادي بسياري بين تماشاگران ايجاد كرد. (2)

عكس قديمي تيم فوتبال خرم‌آباد - سال 1334

در ﻋﻜﺲ ﺍﻋﻀﺎی ﺗﯿﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎل كلني(منتخب) خرم آباد در سال 1334 دیده می‌شوند

ﺍﯾﺴﺘﺎده ﺍﺯ ﭼﭗ: [ﺳﺮوﺍن] ﻣﺤﺒﯽ(نظامي غيربومي)، ﺳﯿﺮوس ﺷﺠﺎﻉ، ﻣﺴﻌﻮدی (ﻣﻨﻄﻘﯽ)، ﻏﻼم ﺗﺮﺍﺑﯽ‌ﻧﮋﺍد، مرحوم ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﻦ (ﻣﻜﻪ) ﻃﻮﻻﺑﯽ، ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺟﺒﺎری، [ﺳﺮﻫﻨﮓ] ﻋﺒﺪﺍﻟلﻪ ﮔﻮدرﺯی، ﭘﺮوﯾﺰ ﺟﺎﯾﺪری و [ﺳﺮوﺍن] ﺣﺮﯾﺮی(نظامي غيربومي) ...

وﺯﻧﻪﺑﺮدﺍری ﺧﺮم‌آﺑﺎد

وزنه‌برداری بعد از سال 1330 در خرم‌آباد روﻧﻖ ﮔﺮﻓﺖ. ﺳﯿﺪ ﻋﺒﺪﺍلله ﺧﻠﻔﯽ، ﺳﯿﺪ حسن ﭼﺮﻣﯽ(ﺣﻜﻤﺖ)، ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﻠﻔﯽ، ﻫﻮﺷﻨگ ﺻﺎﻟﺤﯽﻟﺮﺳﺘﺎﻧﯽ (پدر "شهره لرستاني" هنرپيشه سينما) و افرادی نظير ﭘﺮوﯾﺰ ﺷﺠﺎﻉﭼﺎﻏﺮوﻧﺪ، ﺻﺎدق ﺳﯿﻒ، ﻧﻮرالله ﮐﺮدﺳﺘﺎﻧﯽ و ﻋﻠﯽ ﻓﻮﻻدی ﭼﻬﺮهﻫﺎی ﻣﻄﺮح خرم‌آباد در ﺍﯾﻦ رﺷﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ.

ﺍﻣﺘﯿﺎﺯآورﺗﺮﯾﻦ آنﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﻌﺪاً در ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﮐﺸﻮر گل كردند، سيد ﻣﺤﻤﺪ ﺧﻠﻔﯽ و ﻣﺮﺣﻮم ﭘﺮوﯾﺰ ﺷﺠﺎﻉ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﮐﺴﺐ مقام در مسابقات کشوري شدند.

محمود نامجو در جمع وزنه‌برداران خرم‌آباد 1348

تصويري قديمي از حضور "محمود نامجو" (1368-1297) در سالن وزنه‌برداري خرم‌آباد مربوط به سال 1348

ايستاده از راست: صافي(مسوول سالن)، ؟ (نظامي ارتشی بومی)، مرحوم محمود نامجو، جعفر يگانه(پشت سر نامجو)، مرحوم نيكولاي عليين (رئيس تربيت‌بدني لرستان)، مرحوم رضا عرفاني(ماهي‌گير)، سيد‌نورالله سيف و پرويز جايدری

نشسته از راست: علي فولادی، ؟ (نظامي غيربومي) و مرحوم پرويز شجاع‌چاغروند

در آن ﺳﺎل‌ﻫﺎ، ﺍﯾﺮﺍن ﺑﺎ وﺟﻮد ﺑﺰرﮔﺎﻧﯽ ﭼﻮن جعفر ﺳﻠﻤﺎﺳﯽ، ﻣﺤﻤﻮد ﻧﺎﻣﺠﻮ، رﻫﻨﻮردی، ﻣﻨﺼﻮری، ﻓﺮدوﺳﯽ، رﺳﻮﻟﯽ، ﻫﻨﺮﯾﻚ ﺗﻤﺮﺯ، ﻓﯿﺮوﺯ ﭘﮋﻣﺎن، علي میرزایی (3) یکی از ﻗطب‌هاي وﺯﻧﻪﺑﺮدﺍری ﺟﻬﺎن ﺑﻮد. ﺍﯾﺮﺍن ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﻮروی ﺳﺎﺑﻖ و آﻣﺮﯾﻜﺎ ﻣﻘﺎم ﺳﻮم ﺟﻬﺎن رﺍ دﺍﺷﺖ. ﺯﻧﺪه‌ﯾﺎد ﻣﺤﻤﻮد ايرج كاظميﻧﺎﻣﺠﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎر ﻗﻬﺮﻣﺎن ﺟﻬﺎن ﺷﺪ و در ﺍﻟﻤﭙﯿﻚ 1956 ﻣﻠﺒﻮرن به سن 40 ﺳﺎﻟﮕﯽ مدال نقره را ﮐﺴﺐ ﮐﺮد!

ﺍﺯ ورﺯﺷﻜﺎرﺍن ﺍﯾﻦ رﺷﺘﻪ، ميررﺳﻮل رﺋﯿﺴﯽ درﺳﻨﮕﯿﻦ وﺯن ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ دﺍﺷﺖ ﮐﻪ دهه‌ی 40 ﺑﻪ ﺧﺮم‌آﺑﺎد آﻣﺪ و ﺳﯿﻨﻤﺎی آﺯﯾﺘﺎ و ﻫﺘﻞ آن ﮐﻪ ﺍﻻن ﺑﻪ ﻧﺎم استقلال نام‌گذاری شدده بود را بنا کرد. (4)

ايرج كاظمی

____________________

پی‌نوشت‌ها:

(1) مرحوم عبدالحسين فطرس ﺍﻫﻞ ﺑﺮوﺟﺮد بود كه بسيار شيك‌ﭘﻮش و در ﺍﺳﺘﯿﻞ رﺍه رﻓﺘﻦ و ﭘﻮﺷﯿﺪن ﻟﺒﺎ‌سﻫﺎی ﺍﺳﭙﺮت ﭼﻬﺮ‌هﺍی ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه داشت. وی نادﺧﺘﺮی ﻣﺮﺣﻮم ﻋﺒﺪﺍلله ﺳﻠﻄﺎ‌نﻣﺮﺍد رﺋﯿﺲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎ‌لﻫﺎی 1326 ﺗﺎ 1340 لرستان رﺍ ﺑﻪ همسري ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻣﻘﯿﻢ ﺧﺮ‌م‌آﺑﺎد ﺷﺪ. ﺣﺪود 30 ﺳﺎل در ﺧﺮ‌م‌آﺑﺎد ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮد و پس از انقلاب به تهران رفت اما مدتي بعد عازم آمريكا شد و در كاليفرنيا اقامت داشت. سرانجام سال 1390 در آن‌جا درگذشت.

(2) همین تیم در ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺍﺯ ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎه (ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ برگشت) با این که 2-0 باخته بود مورد استقبال قرار گرفت و ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺍﺯ نفرات تيم خرم‌آباد ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻏﻼمﺣﺴﯿﻦ ﺑﺮﻧﺠﯽ ﮐﻪ آن ﻣﻮﻗﻊ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎن و ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﻜﻦ ﺗﯿﻢ ﺑﻮد، روی ﯾﻚ ﺟﯿﭗ ﺳﺮﺑﺎﺯ در ﺧﯿﺎﺑﺎنﻫﺎی ﺧﺮم‌آﺑﺎد ﮔﺮدﺍﻧﺪه و تشويق ﺷﺪﻧﺪ!

(3) وی ﺳﺎل 1335 ﺑﻪ ﺧﺮم‌آﺑﺎد ﻫﻢ آﻣﺪ و ﭼﻨﺪ روﺯ وﺯﻧﻪﺑﺮدﺍرﺍن ﺷﻬﺮ رﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ دﺍد.

(4) وی دهه 40 ﻣﺪﺗﯽ در ﺧﺮ‌م‌آﺑﺎد ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎی ﺍﻗﺘﺼﺎدی ﻣﺸﻐﻮل ﺑود و سال 1394 درگذشت.

* توضيح: اين مطلب روز شنبه 31 مرداد 1388 در صفحه 5 دوهفته‌نامه "لرستان ورزشي" منتشر شده است.

پل شكسته يا دل شكسته (يادي از يك شاعر لرستاني)

سال ۱۳۶۳ كلاس دوم ابتدايي در دبستان مراد داوودي خرم‌آباد درس مي‌خواندم. این دبستان در خيابان شهداي شرقي قرار داشت يعني جايي كه امروز بانك رفاه آن‌جا واقع است.

مدير دبستان ما زنده‌ياد حشمت‌ رشيدي خواننده و هنرمند لرستاني بود.  معلمین من هم از کلاس اول تا چهارم به ترتیب خانم‌ها پورويسه، حبيب‌پور، فردين و توانا بودند و آقاي علي منتهايي هم كلاس پنجم را كه در دبستان شهيد همت تهران گذراندم معلم من بود. اميدوارم هر جا كه هستند شاد و تن‌درست باشند.

هفته‌ی قبل لا به لای وسایلم، چشمم به پرونده‌ي تحصيلي‌ام افتاد و با ديدن كارنامه‌ها، خاطرات شيرين آن دوران زنده شد. يادش بخير!

اين تصوير كارنامه‌ي كلاس اول ابتدايي من در سال تحصيلي 63_ 1362 با امضاي مرحوم رشيدي(مدیر) و خانم كرمانشاهي(دفتردار) دبستان شهيد مراد داوودي است:

 

(براي مشاهده‌ي عكس‌ها و مطلبي در مورد رشيدي اينجا كليك كنيد)

در همين سال، به جاي مرحوم علي‌اصغر رستمي كه بر اثر بمب‌باران خرم‌آباد توسط هواپيماهاي عراقي شهيد شد، ناظم جديد و با ابهتي به نام رمضان پرورده به دبستان ما آمد. اتفاقاْ او هم هنرمند بود و اشعاری به زبان محلي در رساي وطن مي‌سرود.

بعدها، دست تقدیر مرا با آقاي پرورده در آموزش و پرورش لرستان همكار نمود. البته ايشان چند سالي هست كه بازنشست شده، اما همچنان به همكاري‌هاي جانبي بخصوص با آموزش و پرورش استثنايي استان ادامه مي‌دهد.

بین آثار باستاني خرم‌آباد، طاق پل شكسته(پل شاپوري) مظلوميتي غريب دارد. بقاياي این پل عظیم قرن‌هاست در جنوب خرم‌آباد، چون خرابه‌اي بي‌ارزش، بر جاي خود استوار است. 

استاد پرورده در رساي اين اثر بي‌بديل و شاهكار هنر پل‌سازي، سروده‌اي زيبا و غم‌انگيز به نام «طاق‌پيل» به لهجه‌ي لري قرائت نمود كه چند بیت از آن را با صداي خودش در وبلاگ مي‌گذارم:

دانلود شعر طاق‌پيل با صداي رمضان پرورده به مدت يك دقيقه و ۱۰ ثانيه به صورت Mp3

مرداد ۱۳۸۶ نيز سروده‌هایي از حميد ايزدپناه و عزيز بيرانوند(بازوند) را با صداي خودشان در وبلاگ نهادم كه مي‌توانيد براي دانلود و شنيدن آنها روي لينك زير كليك نماييد:

http://jaydari.blogfa.com/post-5.aspx