اهالي خرم‌آباد هر كجاي دنيا كه باشند، ايام محرم ياد وطن افتاده و اكثراً خود را در اين ايام به زادگاهشان مي‌رسانند، حتا برخی از آن‌ها كه خارج از كشور هستند!

      در خرم‌آباد كم‌تر كسي هست كه با فرا رسيدن ايام محرم يادی از مرحوم حاج حبيب نيك‌نام نکند. كسي كه يك عمر به عشق ائمه اطهار(ع) مداحي نمود و سبكي منحصر به فرد در اين زمينه داشت.

من نيز از دوران كودكي با نواي عاشورايي وي با محرم انس گرفتم. در اين چند سطر، تلاش مي‌كنم تا يادي از حاج حبيب نموده و اداي ديني نسبت به وي داشته باشم:

      حبيب فرزند مرحوم رحيم و زهرا در سال 1293 در خرم‌آباد به دنيا آمد. پدرش رحيم، فرزند مرحوم كربلايي رحمان بروجردي و زربانو خانم بود كه در دوران جواني درگذشت. مادرش زهرا دختر مشهدي نصير و جواهرخانم بود كه پس از مرگ شوهر، حبيب را به ياري عموهايش: حاج كريم نيك‌نام(۱۳۳۹-۱۲۶۶) و حاج مجيد قنادي(۱۳۵۰-۱۲۷۶) تربيت نمود.

     حبيب از دوران كودكي در مكتب‌خانه‌ي ملا مرادعلي [معلمي](وفات ۱۳۱۸ شمسي) و ملا علي‌رضا [زاهدي](وفات ۱۳۱۸ شمسي) خواندن و نوشتن را آموخت.

     به گفته‌ي خودش: «شب جمعه(پنج‌شنبه شب) ملاي مكتب‌خانه كه اذعان مي‌داشت صداي او خوب است، از حبيب مي‌خواست تا نوحه بخواند و كودكان ديگر سينه بزنند و جواب دهند». يك روز معتمدين دسته‌ها به منزل عموهايم آمدند و گفتند: «اين بچه را بفرستيد براي دستجات عزاداري نوحه بخواند». عموهايم گفتند: «طفل يتيمي است و پدر ندارد. ما نمي‌توانيم! مگر به اين شرط كه او را صحيح و سالم به رسم امانت ببريد و بياوريد». در سن 12 سالگي بعضي عزاداران مرا به دوش گرفته و نوحه‌خواني را شروع كردم.(1)

        حاج حبيب كار مداحي را ابتدا با هيأت عزاداران حسيني «درب دلاكان» آغاز نمود، اما به دليل اختلافاتي كه پيش آمد، بعدها مداح دسته‌ي رقيب يعني هيأت عزاداران محله‌ي پشت‌بازار شد.

    وي در مورد خاطرات آن دوره گفته است:

          دو خاطره از منزل حاج شيخ عبدالرحمان لرستاني(2) پشت مسجد آراسته فعلي دارم: من 13 يا 14 ساله بودم و مي‌خواستم همراه دسته داخل منزل ايشان شوم. تيمسار افشار جلوي در بود. به سردسته‌ي ما مرحوم علي‌اصغر قمري(۱۳۵۲-۱۲۷۰) گفت: سپهبد [اميراحمدي] اين‌جاست. از آن جايي كه خيلي هيبت داشت لرزه بر اندامم افتاد و ترسيدم! آقاي قمري به من گفت: نترس! او هم آدمي مثل ماست. رويت را برنگردان و داخل شو! ما داخل شديم، حاج شيخ عبدالرحمان لرستاني هم نشسته بود. شروع به خواندن شعر جديدي كردم...

         خاطره‌ي دوم از منزل شيخ عبدالرحمان اين است كه به منزل ايشان براي نوحه‌خواني دعوت شدم. سپهبد اميراحمدي با شنل آبي آن جا بود. خيلي مي‌ترسيدم و پاهايم مي‌لرزيد! بر دوش مردم بودم. موقعي كه نوحه مي‌خواندم، خون‌دماغ شدم. مقداري برف‌يخ(قديم برف و يخ را از كوه‌ها مي‌بريدند) روي سرم گذاشتند و نتوانستم نوحه بخوانم و مرحوم حاج شيخ عبدالرحمان شروع به نوحه‌خواني كرد و مراسم را ادامه داد.(3)

تصویر شیخ عبدالرحمان لرستانی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی

        نوحه‌هايي كه حاج‌ حبيب در ايام عاشورا مي‌خواند، اكثراً سروده‌ي شعراي خوش‌ذوق خرم‌آباد بودند. با مساعدت يكي از دوستان، چند نسخه‌ي قديمي با دست‌خط شعرا مربوط به دهه‌هاي 20 و 30 را مشاهده نمودم. سيد احمد حبيبي، سيد ابوطالب طاهري، شيخ عبدالرحمان لرستاني، شيخ جعفر صابر(عطار)، شيخ روح‌الله استغفاري(واصل)، محمد ساماني، محمدجواد منصوري، دكتر علي‌اصغر مجيدي، صامت بروجردي، پناهي و ... از كساني بودند كه حاج حبيب سروده‌هاي آن‌ها را ايام عاشورا براي ما مي‌خواند.

            تصوير زير مربوط به يكي از نوحه‌هاي قرائت شده‌ي حاج حبيب با دست‌خط مرحوم شيخ روح‌الله استغفاري(۱۳۶۴-۱۲۸۲) متخلص به واصل است:

         حاج حبيب از جمله معتمدين و بزرگان خرم‌آباد به شمار مي‌رفت كه در دهه‌ي ۳۰ تا ۵۰ به دفعات عضو انجمن شهر خرم‌آباد بود. وي در سال 1381 با هزينه‌ي شخصي حسينه‌اي با نام حبيب‌ ابن مظاهر در چهار راه بانك خرم‌آباد افتتاح نمود كه پس از وفاتش به تاریخ  ۲۴ آذر ۱۳۸۲ در قسمت غربي همين حسينيه به خاك سپرده شد. روحش شاد و يادش گرامي باد.

گروهي از خادمين اباعبدالله الحسين(ع)؛ هيأت عزاداران حسيني منطقه پشت‌بازار در سال 1371:

ايستاده از راست: ولي‌الله نيك‌نام، عزيزالله نيك‌نام، حاج الماس بهمني(جايدري)، ابراهيم دانيالي، حاج علي‌اكبر جلايي، علي نيك‌نام، حاج حبيب نيك‌نام و حاج احمدعلي رسولي ؛ نشسته از راست: حاج محمد جلايي و حسن نيك‌نام

     پي‌نويس‌ها:

(1) لرستان‌پژوهي 1 و 2، بهار و تابستان ۱۳۷۷، صفحه ۲۵۷.

(2) شيخ عبدالرحمان لرستاني(۱۳۱۵-۱۲۵۲) فرزند ميرزا محمدصالح مجهد(۱۲۸۲-۱۲۲۱) سه دوره از ۲۲ بهمن ۱۳۰۲ تا ۱۴ آبان  ۱۳۰۹ نماينده‌ي مردم خرم‌آباد در مجلش شوراي ملي بود. وي و پدرش از روحانيون با نفوذ خرم‌آباد در عصر قاجار به شمار مي‌رفتند. شيخ قريحه‌اي در سرودن شعر داشت و در اشعارش «حيرت» تخلص مي‌نمود. ديوان اشعارش با نام «ديوان حيرت» خرداد ۱۳۳۹ به كوشش پسرش نجم‌الدين(۱۳۵۴-۱۲۹۲) توسط چاپخانه‌ي دارالعلم قم منتشر شد. وي ۱۲ مهر ۱۳۱۵ درگذشت و در قبرستان نو قم به خاك سپرده شد. از شيخ عبدالرحمان ۳ پسر به نام‌هاي مجتبي، محي‌الدين و نجم‌الدين و ۳ دختر به نام‌های شريعت، وحيده و نفيسه بر جاي ماند. همسرش حميده‌خانم دختر گوهر خانم و حسين دزفولي(جد اعلاي خانواده‌هاي دزفولي، صداقتي، سليم، سالم، برادران، صديق و مجيدي) ساكن خرم‌آباد بود.

«شهره لرستاني» (متولد ۱۳۴۵ در همدان) هنرپیشه و بازيگر شهیر سينما و تلويزيون ایران، فرزند هوشگ‌ صالحي‌لرستاني(متولد ۱۳۱۴ در خرم‌آباد- بازنشسته دادگستري) فرزند نجم‌الدين فرزند شيخ عبدالرحمان است. مادرش نیز فاطمه غلامرضایی(بازنشسته آموزش و پرورش) فرزند حسين(سردار) از خانواده‌هاي سرشناس خرم‌آباد به شمار مي‌رود. وی خواهري شاعره، گرافيست و نقاش به نام شراره و يك برادر به نام شهاب دارد.

http://lorveir.blogfa.com/post-895.aspx

(3) همان، صص 259-258.