فوتبال بي‌بضاعت‌ها

دست نوشته‌اي از بهمن فروتن كه اين روزها در خرم‌آباد مربيگري مي‌كند:

    خرم آباد آنقدر ناشناخته است كه بايد براي شناساندنش نقشه جغرافيايي را نشان داد. اول از همه بايد بپرسيم كه از جمعيت 70 ميليوني ايران، خرم آباد چه سهمي دارد؟ چند درصد از مردم ايران، خرم آباد را مي شناسند؟ بايد به صدا و سيماي ايران توصيه يي كنم و آن اين است كه بد نبود اگر هر از چندگاهي نقشه جغرافياي ايران را نشان مردم مي داد و اندكي هم به مردم اين استان مي پرداخت. من خرم آباد را بهانه قرار مي دهم و اين حرف ها را مي گويم.

    مردم كشور ما نمي دانند شهر هاي ديگر ايران كجا هستند و فقط تهران را مي شناسند. اين استان آنقدر دور است كه از دوري بيش از حدش نامش را گذاشته ام شهري كه از همه جاي ايران دور است: شهري كه تا به امروز هفته يي دو بار به تهران پرواز دارد آن هم در روزهاي متفاوت! راه هاي ارتباطي اش آنقدر سخت است كه تيمي مثل پيام خراسان براي رسيدن به لرستان بايد سفر 23 ساعته داشته باشد.

    يادم مي آيد كه روزي شهرداري شهر هامبورگ نامه يي براي باشگاه اين شهر نوشت و در آن قيد كرد كه مبلغ يك ميليون و 500 هزار يورو بايد به خاطر ماليات پرداخت كند.

    مدير اين باشگاه به شهرداري رفت و با شهردار هامبورگ ديدار كرد. به او گفت شما به باشگاه ما 800 ميليون يورو بدهكاريد آن وقت چطور طلب يك ميليوني از ما داريد؟ شهردار تعجب كرد و پرسيد: چه شد كه ما به شما بدهكار شديم؟ مدير باشگاه به او گفت كه اگر بخواهيم تعداد دفعاتي كه به خاطر تيم ما نام اين شهر برده شده را به حساب تبليغات بزنيم شما بايد 800 ميليون يورو به ما بدهيد! از آن روز به بعد اين باشگاه نه تنها به شهرداري پول نمي داد بلكه پول هم مي گرفت! فوتبال عامل شناسايي و شناخته شدن شهر ها و استان ها است.

    متاسفانه لرستان در عين داشتن استعداد هاي بسيار عالي، حرفي براي گفتن در فوتبال ايران ندارد. كسي از بابت فوتبال خرم آباد را نمي شناسد چرا كه بايد به حقيقت تلخ اما واقعي اشاره كرد. اين استان محروم است.

    بودجه اصلي ترين مشكل اين استان است كه از طريق صنعت نمي تواند جواب خود اين استان را بدهد چه برسد به فوتبال! اين استان كلادو محصول دارد: عسل و گرز! با اين دو صنعت نمي شود تيمداري كرد! بودجه محدودي دارد كه نمي شود روي آن هم حساب كرد. فوتبال به خاطر شرايطش گران شده و بايد براي به دست آوردنش هزينه كرد. اما با كدام پول؟ پولي كه اگر باشد هم بايد براي مسائل عمراني اين استان خرج شود.

خوشبختانه در اين روزها هنوز انسان هايي مثل مسعود عبدي كه كارش شباهت زيادي به تاسيس شموشك نوشهر دارد وجود دارند. در ابتدا كه به لرستان آمدم تصميم گرفتم 20 بازيكن از شهر هاي ديگر به اينجا بياورم و تيمي راه بيندازم كه از بازيكنان ديگر استان ها استفاده شود. اما ديدم كه انتقال بازيكن بودجه مي خواهد كه متاسفانه ما نداشتيم.

تصميم را عوض كردم و براي جمع كردن بازيكن، از علاقه مندان خواستيم كه تست بدهند و از ميان آنها بازيكن انتخاب كنيم. به هر حال توانستم 40 بازيكن جمع كنم. اما بايد براي همه شان وقت صرف كرد.

    با توجه به تجربه يي كه در عرصه فوتبال دارم بايد بگويم، فوتبال ورزشي است كه به صبر و حوصله احتياج دارد. اما صبر براي استان هايي كه كم طاقت اند، بي معني است. فوتبال جهان به سه دسته تقسيم مي شود: كم بضاعت، بي بضاعت و با بضاعت.

    خرم آباد بي بضاعت است و صبر براي بي بضاعت ها معنا ندارد. بي بضاعت ها آنقدر شكست خورده اند كه ديگر حوصله صبر كردن ندارند و نمي توانند شكست تازه يي را تجربه كنند. در اين سه ماهي كه اينجا هستم تمام تلاشم را كردم كه صبرشان را بالاببرم. با هر كسي كه مي‌دانستم كمك مي‌كند تماس گرفتم.

بخش‌هاي خصوصي بايد در اين مناطق سرمايه‌گذاري كنند. شرايط مناسبي به وجود بياورند. قدم اول براي حركت، انسجام در نيرو هاي اين استان است. بايد بين آنها هماهنگي بوجود بيايد، همانطور كه در اين چند ماه به وجود آمد و شبكه اين استان مسابقاتمان را به صورت زنده پخش مي كند. تمامشان در انسجام نيروهاست و با اين ديدگاه توانستيم باشگاه داتيس را دگرگون كنيم. ما در دوران گذار اين استان هستيم و بايد بدانيم دوران خاصي است.

    دوران گذار، دوراني است كه نه آن چيزي كه در گذشته بوده است، وجود دارد و نه آن چيزي كه قرار است به آن برسد هست. در اين مدت ما بارها و بارها از سوي زنان اين استان مورد تقدير قرار گرفتيم و اين براي من از هر چيز ديگر باارزش تر است. اميدوارم مسوولان به اين استان نگاه تازه يي داشته باشند و به اين شهرهاي محروم كمك كنند.